به گزارش صد آنلاین ، چندی قبل، دختر جوانی هراسان و گریان به دایره مشاوره و اجتماعی کلانتری 139مرزداران قدم گذاشت و گفت: با همکارم که آقایی 33 ساله بود به صورت پنهانی و بدون اطلاع خانوادهام ارتباط داشتم. این ارتباط حدود یک سال و نیم ادامه داشت. بعد از این مدت، او گفت که باید به پزشکی قانونی برود و تاییدیه بگیرد تا بتواند با خانوادهاش برای خواستگاری من بیایند. وقتی علت را پرسیدم، گفت که میخواهد خیالش راحت باشد.
من از این رفتار و بیاعتمادی خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم ارتباط را تمام کنم؛ اما متأسفانه او به پدر و برادر من پیامک زد و تمام ماجرا را توضیح داد. او گفت که من باید به پزشکی قانونی بروم و برگه تاییدیه بگیرم چون به من علاقه دارد و قصد ازدواج دارد. حتی تهدید کرد که اگر این کار را نکنم، آبرویم را بین فامیل خواهد برد.
وقتی خانوادهام از او شکایت کردند، فهمیدند او به اختلال روانی مبتلاست. حالا که من دیگر حاضر به ادامه ارتباط نیستم، او هر روز با مزاحمتهای تلفنی و پیامکهای تهدیدآمیز مرا اذیت میکند و تهدید میکند که آبروی من را خواهد برد.
من خیلی ناراحتم و احساس میکنم شغلم و اعتماد خانوادهام را از دست دادهام. الان زبانزد همکاران و فامیل شدهام و خیلی تنها و سرخوردهام. حالا به اینجا آمدهام تا مشاوره و راهنمایی بگیرم، چون وضعیت روحیام روز به روز بدتر میشود.
با شکایت دختر جوان و خانوادهاش، پرونده مرد روانپریش در کلانتری تشکیل و برای سیرمراحل قانونی به دادسرای مربوطه ارجاع شد.
فاطمه چرخچی؛ کارشناس ارشد واحد مشاوره کلانتری139 مرزداران در خصوص این پرونده گفت: متأسفانه در بسیاری از موارد، ارتباطات پنهانی و بدون اطلاع خانواده میتواند زمینهساز بروز مشکلات روحی و روانی جدی برای افراد به خصوص جوانان شود. در این مورد خاص، دوستی پنهانی دختر جوان با همکار آقا که فاقد شناخت کافی بوده، باعث ایجاد آسیبهای عمیقی در روان وی شده است.
نبود آگاهی و شناخت درست از شخصیت و رفتار همکار آقا، باعث شده است که دختر جوان نتواند به درستی رفتارها و نیتهای وی را تشخیص دهد. این موضوع موجب شده ارتباطی ناسالم شکل بگیرد که در نهایت به آسیبهای روحی منجر شده است.
یکی از پیامدهای اصلی این رابطه پنهانی، ایجاد اختلال در سلامت روان دختر بوده است. وی به دلیل فشارهای روانی و تهدیدهای مکرر دچار افسردگی شده که علائم آن میتواند شامل احساس غم مداوم، بیانرژی بودن و کاهش انگیزه برای انجام کارهای روزمره باشد.
از سوی دیگر، کاهش اعتماد به نفس یکی دیگر از آثار منفی این رابطه بوده است. دختر جوان پس از مواجه شدن با بیاعتمادی و تهدیدهای همکار، دچار شک و تردید در تواناییها و ارزشهای شخصی خود شده است که این موضوع میتواند تأثیرات مخربی در روابط اجتماعی و کاری او داشته باشد.
تجربه چنین ارتباطی ناسالم و تهدیدآمیز باعث ایجاد احساس سرخوردگی و ناامیدی در دختر شده است. این احساسات منفی میتواند باعث شود فرد از ایجاد ارتباطات جدید اجتناب کند و به مرور زمان به فردی گوشهگیر و منزوی تبدیل شود.
همچنین، این آسیبها میتواند منجر به شکلگیری ازدواجگریزی در دختر شود؛ به این معنا که به دلیل تجربه تلخ و بیاعتمادی ایجاد شده، از ازدواج و تشکیل خانواده دوری کند یا نسبت به آن دیدگاه منفی پیدا کند.
نفرت و بدبینی نسبت به جنس مخالف یا روابط عاطفی نیز میتواند از دیگر پیامدهای این نوع تجربه باشد. دختر ممکن است به دلیل آسیبهایی که دیده، نسبت به هرگونه ارتباط عاطفی دچار ترس و بیاعتمادی شود.
علاوه بر این، فشارهای اجتماعی و خانوادگی ناشی از افشای این ارتباط پنهانی، میتواند وضعیت روانی وی را وخیمتر کند. ترس از قضاوت دیگران و احتمال برچسب خوردن در جامعه باعث افزایش اضطراب و استرس در او میشود.
در مجموع، عدم اطلاع خانواده و حمایت نکردن از دختر جوان در مواجهه با این مشکل، به تشدید آسیبهای روانی کمک کرده است. حمایت خانواده و اطرافیان در چنین شرایطی میتواند نقش بسیار مهمی در بهبود وضعیت روحی فرد ایفا کند.
بنابراین، ضروری است که در مواجهه با چنین مسائل حساسی، ابتدا به شناخت کامل طرفین و جلب اعتماد خانوادهها توجه شود و در صورت بروز مشکلات، به موقع از کمکهای مشاوران و روانشناسان بهره گرفته شود تا از آسیبهای بیشتر جلوگیری شود و به فرد کمک شود به سلامت روان خود بازگردد./تسنیم