۰۹ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۰
مغزمان ما را گول می زند؟
بازدید:۳۱۵
صد آنلاین | شاید تصور کنید آنچه می‌بینید یا می‌شنوید همیشه بازتابی از دنیای واقعی است، اما علم نشان می‌دهد که ادراک ما بیش از آنکه به داده‌های بیرونی وابسته باشد، به پیش‌بینی‌های مغزمان متکی است.
کد خبر : ۱۵۵۷۷۷

به گزارش صد آنلاین، شاید تصور کنید آنچه می‌بینید یا می‌شنوید همیشه بازتابی از دنیای واقعی است، اما علم نشان می‌دهد که ادراک ما بیش از آنکه به داده‌های بیرونی وابسته باشد، به پیش‌بینی‌های مغزمان متکی است. از توهم‌های بصری گرفته تا شنیدن صداهای غیرواقعی، ذهن ما گاهی مرز میان خیال و حقیقت را محو می‌کند. اما چگونه مغز تصمیم می‌گیرد که چه چیزی واقعی است و چه چیزی ساخته‌ی خودش؟ پاسخ این پرسش می‌تواند در تحقیقات علوم اعصاب و حتی مدل‌های هوش مصنوعی نهفته باشد.

 

 

آیا تا به حال دچار توهم شده‌اید؟ شاید تصور کنید این اتفاق فقط برای افراد خاصی رخ می‌دهد، اما روان‌شناس قرن نوزدهم، فرانسیس گالتون، می‌گوید: «گرایش به دیدن تصاویر خیالی در افراد سالم بسیار رایج‌تر از آن چیزی است که گمان می‌کنیم.»

اگر رویاهای زنده و احساسی را کنار بگذاریم، همه‌ی ما بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم در معرض دیدن چیزهایی هستیم که در واقعیت وجود ندارند. برای مثال، حدود ۸۰ درصد از افرادی که عزیزی را از دست داده‌اند، احساس می‌کنند که او را دیده یا حضورش را حس کرده‌اند. برخی حتی صدای او را می‌شنوند یا با او صحبت می‌کنند.

افرادی که در سنین بالا بینایی خود را از دست می‌دهند، گاهی تصاویر غیرواقعی می‌بینند. برای نمونه، در یک مورد از «سندرم شارل بونه»، فردی دو مرد جوان با شنل‌های باشکوه و کلاه‌های نقره‌ای دیده که در نهایت محو شده‌اند. یا زنی که فقط ۱۲ ساعت چشم‌هایش را بسته بودند، تصاویری از شهرها، آسمان، شیرها و غروب‌های خیره‌کننده را می‌دید. همچنین، بسیاری از کسانی که یکی از اعضای بدن خود را از دست می‌دهند، همچنان احساس وجود آن عضو را دارند. این پدیده که «اندام خیالی» نامیده می‌شود، اولین بار توسط یک عصب‌شناس آمریکایی پس از بررسی مجروحان جنگ داخلی آمریکا توصیف شد.

این توهم‌ها فقط به بینایی محدود نمی‌شوند. سایر حواس ما نیز ممکن است چنین تجربیاتی را ایجاد کنند. برای مثال، حدود یک نفر از هر ۱۰ نفر در مقطعی از زندگی خود صدایی را می‌شنود که از بیرون به نظر می‌رسد، اما در واقع از ذهن خود او سرچشمه می‌گیرد. برای یک نفر از هر ۱۰۰ نفر، این اتفاق به‌طور منظم رخ می‌دهد، حتی بدون آنکه به روان‌پزشک مراجعه کنند.

اما مغز ما چگونه این تجربیات را خلق می‌کند؟

مطالعات نشان می‌دهند که زمانی که فرد عمداً تصویری را در ذهنش تجسم می‌کند (مثلاً وقتی به او گفته می‌شود یک سیب را در ذهنش تصور کند)، همان بخش‌های مغز فعال می‌شوند که هنگام دیدن یک شی واقعی فعالیت دارند. این شباهت نشان می‌دهد که درک ما از واقعیت، چیزی فراتر از دریافت ساده‌ی اطلاعات از جهان اطراف است. بلکه تا حد زیادی یک فرآیند ذهنی و تخیلی محسوب می‌شود.

این ایده قدمتی طولانی دارد، اما امروزه با یافته‌های جدید روان‌شناسی و علوم اعصاب جانی دوباره گرفته است. روان‌شناسی مدرن نشان می‌دهد که پیش‌بینی، بخش جدایی‌ناپذیری از ادراک است. همچنین، شواهد علمی نشان می‌دهند که تجربه‌ی ما کاملاً وابسته به فعالیت مغزی ماست که مقدار زیادی از قند و اکسیژن مصرف می‌کند. به بیان دیگر، آنچه می‌بینیم و احساس می‌کنیم بیشتر بر اساس دانش قبلی و مدل‌های ذهنی ما از جهان شکل می‌گیرد تا اطلاعاتی که مستقیماً از محیط دریافت می‌کنیم. آنیل ست، متخصص معاصر این حوزه، این موضوع را به خوبی بیان می‌کند: «ما معمولاً فکر می‌کنیم ادراک از بیرون به درون رخ می‌دهد، اما در واقع بیشتر از درون به بیرون است.»

این دیدگاه جدید نیست. ۱۵۰ سال پیش، هیپولیت تن، تاریخ‌دان و روان‌شناس فرانسوی، گفته بود: «ادراک خارجی در واقع یک رویاست که با واقعیت بیرونی هماهنگ شده است. بنابراین، به جای اینکه توهم را یک ادراک نادرست بدانیم، بهتر است ادراک را یک توهم واقعی در نظر بگیریم.»

اگر ادراک نوعی توهم واقعی باشد، یک چالش بزرگ پیش می‌آید: چگونه می‌توانیم آنچه را که تصور می‌کنیم از آنچه که واقعاً می‌بینیم، تشخیص دهیم؟

بسیاری از مثال‌هایی که پیش‌تر گفته شد، نشان می‌دهند که همیشه در این کار موفق نیستیم. گاهی تخیلاتمان را با واقعیت اشتباه می‌گیریم، که معمولاً گذراست، اما در برخی موارد مانند روان‌پریشی، این توهمات ماندگارتر می‌شوند. برعکس، در پدیده‌ای به نام «اثر پرکی»، افراد حتی زمانی که چیزی را تصور می‌کنند و همزمان آن را در واقعیت می‌بینند، متوجه تفاوت آن دو نمی‌شوند. با این حال، بیشتر اوقات مغز ما موفق می‌شود که بین واقعیت و خیال تمایز قائل شود.

هوش مصنوعی و مغز: رقابتی برای تشخیص واقعیت از خیال

اما چگونه؟ تحقیقات در زمینه‌ی هوش مصنوعی سرنخ‌های جالبی ارائه می‌دهند. در مدل‌های «تولیدی رقابتی» Generative Adversarial Networks) یا (GANs، دو بخش با یکدیگر همکاری می‌کنند تا جهان را بهتر درک کنند: یک بخش تلاش می‌کند دنیای واقعی را شبیه‌سازی کند و بخش دیگر سعی دارد تشخیص دهد که آیا چیزی که می‌بیند واقعی است یا ساخته‌ی مدل. این فرایند شبیه به چیزی است که در مغز رخ می‌دهد. در مغز ما، بخشی که وظیفه‌ی بررسی واقعیت را بر عهده دارد، در ناحیه‌ی پیشانی، به‌ویژه در قسمت ۱۰ قشر پیش‌پیشانی، فعال می‌شود.

قسمت ۱۰ قشر پیش‌پیشانی (Prefrontal Cortex Area ۱۰) بخشی از مغز است که در ناحیه‌ی پیشانی قرار دارد و نقش مهمی در تفکر پیشرفته، تصمیم‌گیری، و بررسی واقعیت ایفا می‌کند.

این ناحیه مسئول «بررسی واقعیت» است، یعنی کمک می‌کند تشخیص دهیم چیزی که تجربه می‌کنیم واقعی است یا زاییده‌ی تخیل. این ناحیه در افراد مبتلا به روان‌پریشی کوچک‌تر و ‌فعالیتش کم شده است، به‌ویژه در کسانی که دچار توهم می‌شوند، به همین دلیل آن‌ها ممکن است توهمات را به‌عنوان واقعیت درک کنند.

به بیان ساده، این بخش از مغز مثل یک داور عمل می‌کند که تصمیم می‌گیرد چیزی که می‌بینیم یا می‌شنویم واقعیت دارد یا فقط در ذهن ماست.

اینکه مهم‌ترین بخش مغز ما مسئول تفکیک واقعیت از خیال باشد، شگفت‌انگیز است. اما این به این معنا نیست که خیال‌پردازی ارزشمند نیست. تخیل، بارها مسیرهای علمی را دگرگون کرده است. شیمیدان فریدریش ککوله ساختار حلقه‌ای مولکول بنزن را پس از رویای مارهایی که دُم خود را به دهان گرفته بودند، کشف کرد. دیمیتری مندلیف، جدول تناوبی را پس از دیدن آن در خواب تدوین کرد. اینشتین نیز با تصور حرکت روی یک پرتو نور، به درک جدیدی از جهان دست یافت.

نویسنده‌ مشهور، مالکوم بردبری، می‌گوید: «همه‌ی نویسندگان صداهایی در سر دارند. صبح که از خواب بیدار می‌شوید، این صداها در ذهنتان هستند، و باید آن‌ها را قبل از اینکه فرار کنند، به دام بیندازید.» ذهن ما، با تمام پویایی‌اش، هم واقعیت را درک می‌کند، هم تخیل می‌آفریند و هم چیزهای جدید می‌سازد./ تبیان

اشتراک گذاری:
ارسال نظر
تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها