به گزارش صدآنلاین، پس از برداشتن کوزهها و پرکردن آنها از آب، علامه امینی متوجه شد که هوا به شدت گرم میشود و هر چه بیشتر به طرف او نزدیک میشود، گرمای هوا بیشتر میشود. سپس به او الهام میشود که شخصی که به طرفش میآید، شمر است. در مواجهه با شمر، که به شدت تشنه است، علامه امینی از دادن آب به او ممانعت میکند و در نهایت کوزهها را از دستش میگیرد تا آب به شمر نرسد. وقتی شمر از او ناامید شد، به سمت استخر میرود، اما وقتی به آنجا میرسد، آب استخر خشک میشود و درختان اطراف نیز میخشکند.
پس از این واقعه، علامه امینی به حضور امیرالمؤمنین (ع) میرسد و ایشان به او میفرمایند که خداوند متعال چنین عذاب شمر ملعون را میدهد، زیرا اگر شمر از یک قطره از آن آب مینوشید، عذابش از هر زهری تلختر و دردناکتر بود.
علامه امینی از این رویا بیدار میشود و در دل خود میگوید: "لعن الله قاتلیک یا اباعبدالله الحسین".