به گزارش صدآنلاین، در ادامه، هفت راهحل برای حل معمای هستی و اثبات نیاز جهان به یک خالق بیان میشود:
نظریهای که میگوید جهان ازلی است و نیازی به علت ندارد، قابل پذیرش نیست. این فرض به دو صورت قابل تصور است:
هیچ دلیلی برای اثبات ازلیت جهان وجود ندارد، و با پیشرفتهای علمی، بطلان این نظریه ثابت شده است. در صورت قبول ازلیت ماده، باید به یک «خداوند بیشعور» اعتراف کرد که مشابه ماده است؛ اما این کاملاً غیرقابل قبول است. بنابراین، در نهایت باید به خدایی با شعور و درک دست یابیم.
این نظریه که جهان بدون علت و بهطور خود به خود پدید آمده، نیز صحیح نیست. اگر چنین چیزی امکانپذیر بود، در همه زمانها و شرایط، باید شاهد اتفاقات بدون علت میبودیم. بهطور مثال، عقلایی نیست که فردی بدون هیچگونه پیشزمینهای از بزرگترین فیلسوفها شود. انکار قانون علیت، به معنای انکار تمام نظمها و قوانین جهان است.
نظریهای که میگوید جهان به علتهای نامتناهی وابسته است و نیازی به علت نخستین ندارد، نیز قابل دفاع نیست. هر علت در این سلسله نیازمند علت دیگری است و بدون علت فوقالعاده، نمیتواند وجود داشته باشد. در نهایت، نمیتوان از اجتماع علتهای فاقد هستی، جهان هستی را به وجود آورد. این نظریه به وضوح نادرست است و ما به یک علت نخستین نیاز داریم که خود نیازی به علت دیگری نداشته باشد. این علت نخستین همان خداوند است.
نظریهای که میگوید علت پیدایش جهان خود آن است، نیز اشتباه است. چرا که این فرض بدین معناست که جهان قبل از وجود خود وجود داشته باشد تا بتواند به خود هستی دهد. چنین فرضی معقول و منطقی نیست.
برخی معتقدند انرژیهای ازلی سازنده جهان مادهاند. این فرضیه از جهاتی نادرست است:
برخی معتقدند که طبیعت سازنده جهان است. اما این نظریه نیز خالی از اشکال نیست. به فرض که طبیعت موجود باشد، آیا این طبیعت بیجان و فاقد شعور قادر به خلق جهان است؟ اگر طبیعت قادر به آفرینش است، پس باید آن را خدا بنامیم. در واقع، اختلاف در نامگذاری نمیتواند تغییرات اساسی در ماهیت آن داشته باشد.
در نهایت، تمامی این فرضیهها در مقابل فرضیهی «خالق بودن خداوند» باطل میشوند. تمامی دلایلی که برای رد سایر نظریات بیان شد، در حقیقت اثباتکننده نیاز جهان به یک خالق است. بنابراین، جهان نیاز به یک «علت العلل» دارد و این علت نخستین همان خداوند است.
در نتیجه، پس از بررسی این هفت فرضیه، واضح است که تنها گزینه منطقی و عقلانی برای توجیه جهان هستی، وجود یک خالق آگاه و توانمند است که آن را از عدم به وجود آورده و نظم بینظیر آن را ایجاد کرده است.