آخرین اخبار
۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۰۷:۰۲
بازدید:۸۱
صد انلاین | مردی که در جریان عشقی شیطانی به زنی متاهل شوهر او را کشته بود، بعد از 9 سال از طناب دار رهایی یافت.
کد خبر : ۸۶۵۵۰

 

به گزارش صد آنلاین، متهم سال 94 حین کندن کف آشپزخانه برای دفن جسد با همسایه‌اش روبه‌رو شد و راز جنایت لو رفت.

 

9 سال قبل مردی با پلیس تماس گرفت و گفت همسایه‌اش مرتکب قتل شده است. او گفت: مرد مستاجر را که در همسایگی ما است، دیدم که با بیل کف خانه را می‌کند. او اعتراف کرد مردی را کشته و جسدش را دفن کرده است. از من خواست سکوت کنم تا جسد را از خانه خارج کند؛ اما من طاقت ندارم و واقعیت را به پلیس گفتم.

بعد از این تماس بود که ماموران به محل رفتند و مرد متهم به قتل به نام مرتضی را بازداشت کردند. مرتضی توضیح داد مقتول مردی است که با زنی ازدواج کرده که او عاشقش شده بود.

متهم گفت: مقتول فریدون نام دارد و از اقوام است. در جریان ارتباطات خانوادگی من عاشق آرمیتا همسر فریذدون شدم. عشق میان ما خیلی قوی بود؛ اما به دلیل اینکه فریدون را مرتب می‌دیدم، خیلی عذاب وجدان داشتم. تصمیم گرفتم ارتباطم را با آرمیتا قطع کنم؛ اما آرمیتا رها نمی‌کرد و این رابطه ادامه داشت. به دلیل وضعیتی که داشتم تصمیم گرفتم موضوع را به فریدون بگویم. شب حادثه او را به خانه‌ام دعوت کردم و همه چیز را به او گفتم. به فریدون توضیح دادم عاشق آرمیتا هستم و من و آرمیتا نمی‌توانیم جدا از هم زندگی کنیم. البته به او گفتم از این نوع رابطه هم خسته شده‌ام. فریدون به شدت عصبانی شده بود به سمتم حمله کرد و من هم با ضرباتی او را زدم. بعد هم جسدش را کف آشپزخانه دفن کردم. قصد داشتم جسد را بیرون ببرم که مرد همسایه من را دید.

با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.اولیای دم برای متهم درخواست قصاص کردند و بعد از اینکه متهم دفاعایت خود را انجام داد، قضات وارد شور شدند و او را به قصاص محکوم کردند. رای صادره در دیوان عالی کشور نیز مورد تایید قرار گرفت.

در حالیکه مرتضی منتظر اجرای حکم بود و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد، با تلاش‌های خانواده‌اش سرانجام رضایت اولیای دم جلب شد و این بار او به به لحاظ جنبه عمومی جرم پای میز محاکمه رفت.

متهم این بار خطاب به قضات گفت: زندگی‌ام درمدتی که در زندان هستم نابود شد و آبروی من و خانواده‌ام رفت. با سختی زیاد توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم. حالا از قضات  دادگاه تقاضا دارم در مجازاتم تخفیف قائل شوند تا از زندان آزاد شوم.

با پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لینک کپی شد
اشتراک گذاری:
ارسال نظر
پربیننده‌ها پربحث‌ها