۲۵ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۷:۵۰
بازدید:۸۳۷
صد انلاین | تنها پسرم کشته شد و دلم فقط با قصاص قاتلش آرام می گرفت تا اینکه خواهرزاده‌ام در جریان یک درگیری مرتکب قتل شد و نذر کردم اگر اولیای دم، خواهرزاده ام را ببخشند، من هم به قاتل پسرم زندگی ببخشم. » این چکیده صحبت های یک مادر است که بعد از ۱۴ سال، به قاتل پسرش زندگی بخشید.
کد خبر : ۸۶۲۸۲

به گزارش صد انلاین ، تنها پسرم کشته شد و دلم فقط با قصاص قاتلش آرام می گرفت تا اینکه خواهرزاده‌ام در جریان یک درگیری مرتکب قتل شد و نذر کردم اگر اولیای دم، خواهرزاده ام را ببخشند، من هم به قاتل پسرم زندگی ببخشم. » این چکیده صحبت های یک مادر است که بعد از ۱۴ سال، به قاتل پسرش زندگی بخشید. مادر مقتول شرط گذاشت تا قاتل جهیزیه ۵ عروس و هزینه مراسم جشن آنها را تهیه کند. قاتل نیز با کمک خانواده و خیرین شرط مادر مقتول را اجرا کرد و قاتل بعد از گذشت ۱۴ سال از زندان آزاد شد و به آغوش خانواده اش برگشت اما این پرونده چه بود و چطور شکل گرفت؟

 

 

 

 

 

 

 

شروع این پرونده به یکی از روزهای اردیبهشت سال ۸۹ برمی گردد. آن روز گزارش درگیری خونینی به پلیس یکی از شهرهای شمالی کشور مخابره شد. فردی که در درگیری زخمی شده بود جوانی ۲۳ ساله به نام آریا بود. بررسی‌ها حکایت از این داشت که درگیری ابتدا میان دو کودک رخ داده و بعد دعوا به پدرهای آنها کشیده شده است. آریا که در درگیری زخمی شده بود برای میانجی گری وارد دعوا شده بود تا به درگیری دو پدر خاتمه بدهد اما یکی از پدرها با چوب ضربه ای به سر آریا زده بود. آریا چند روز در بیمارستان بستری بود اما شدت ضربه به حدی بود که به کما رفته و در نهایت جان را از دست داد. در این شرایط تحقیقات برای دستگیری قاتل آغاز شد اما او فرار کرده بود. با این حال مدتی بعد مخفیگاهش در یک کلبه جنگلی در شمال کشور شناسایی و او دستگیر شد. مرد ۲۹ ساله در حالی اظهار ندامت می‌کرد، مدعی شد که هرگز قصد قتل نداشته است. او گفت: روز حادثه در حیاط خانه نشسته‌ و پسرم داخل کوچه سرگرم بازی با دوستانش بود. ناگهان صدای گریه‌های او را شنیدم و سراسیمه از خانه خارج شدم. پسرم سینه اش را گرفته بود و گریه می کرد. می گفت پسر همسایه با توپ به سینه اش کوبیده است. من که به شدت ناراحت بودم به پسر همسایه تذکر دادم و در همان لحظه بود که پدر آن کودک از خانه اش خارج شد. او در همسایگی ما زندگی می‌کرد و با لحن تندی جوابم را داد و همین کافی بود تا درگیری میان ما شکل بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

او مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و من که به شدت عصبانی بودم، یک چوب از روی زمین برداشتم تا از خودم دفاع کنم. در همان لحظه پسری جوان که به صورت اتفاقی از آنجا عبور می‌کرد برای میانجی‌گری وارد دعوا شد و اصلا نفهمیدم چه شد که با چوب ضربه ای به سر او زدم و جانش را گرفتم. متهم به قتل پس از محاکمه در دادگاه به قصاص محکوم شد و حکم به تایید قضات دیوان عالی کشور رسید. پس از قطعی شدن رای، شمارش معکوس برای قصاص قاتل شروع شد. او چند سال قبل، پای چوبه دار رفت و با التماس از مادر مقتول خواست تا او را ببخشد. طناب دار بر گردن قاتل قرار گرفت و او همچنان گریه می کرد تا اینکه مادر مقتول در واپسین لحظات دلش به رحم آمد و حکم قصاص را اجرا نکرد. او به قاتل پسرش مهلت داد و گفت در وقت بعدی وکیلش را می فرستد تا حکم را اجرا کند، اما در این مدت ورق برگشت و اتفاق عجیبی رخ داد که موجب شد مادر مقتول از قصاص گذشت کند و با بخشش قاتل، باعث شود که او پس از تحمل ۱۴سال زندان، آزاد شود. مادر مقتول درباره انگیزه‌اش از بخشش قاتل پسرش می‌گوید: من خواهرزاده‌ای به اسم کامران دارم. از بچگی به او شیر دادم و بزرگش کردم و مثل بچه خودم است. خواهرم چند سال قبل بر اثر بیماری جانش را از دست داد. بعد از مرگ خواهرم، کامران بیشتر وقت ها با ما بود. وقتی پسرم آریا به قتل رسید، کامران خیلی بی‌تابی می‌کرد.  وی ادامه داد: پسرم بیگناه به قتل رسید و من از قاتلش به شدت کینه داشتم. از اینکه بی دلیل جان پسرم را که هیچ تقصیری در ماجرا نداشت گرفته بود. فقط با قصاص او آرام می گرفتم اما روزی که برای اجرا رفتم، نتوانستم حکم را اجرا کنم. قاتل آنقدر گریه و التماس کرد که دلم به حالش سوخت. من همچنان قصد داشتم حکم قصاص را اجرا کنم تا اینکه اتفاق دیگری رخ داد. مادر مقتول توضیح داد: خواهرزاده‌ام کامران که حالا جای خالی پسرم را برایم پر کرده بود، در جریان یک درگیری پیش پا افتاده، جان پسری جوان را گرفت. آنطور که می گفتند دعوا به خاطر نگاه چپ بود و کامران با ضربات چاقو، دست به جنایت زده بود. اینبار در جایگاه خانواده قاتل قرار گرفته بودم و وقتی حکم قصاص کامران تایید شد، ‌ تازه فهمیدم همه چیز جدی است. اولیای دم می خواستند حکم را اجرا کنند و من به تکاپو افتادم تا از آنها رضایت بگیرم. تمام فکرم شده بود نجات زندگی خواهرزاده ام. نذر کردم که اگر کامران را ببخشند و رضایت بدهند، من هم قاتل پسرم را خواهم بخشید. این زن گفت: تلاش بی وقفه ام، پایان خوشی داشت و اولیای دم سرانجام خواهرزاده ام را بخشیدند. هرچند روزهای خیلی سختی را گذراندم. شب هایی که فکر نمی کردم صبح شود اما گذشت و پاسخ تلاشم را گرفتم. آنها دیه خواستند تا مبلغ دیه را صرف ایتام و کودکان سرپرست کنند. هرچه داشتم فروختم و به اولیای دم دادم تا کامران نجات پیدا کند. حالا نوبت ادای نذر خودم بود. من هم قاتل پسرم را بخشیدم به این شرط که ۵ زوجی را که تحت پوشش بهزیستی یا کمیته امداد هستند و یا درشیرخوارگاه بزرگ شده اند شناسایی کنند و خرج جهزیه و مراسم جشن عروسی آنها را تامین کنند. خانواده قاتل با کمک خیرین این شرط را اجرا کرده و قاتل پسرم بعد از ۱۴ سال از زندان آزاد شد. من هم احساس آرامش دارم و فکر می کنم روح پسرم هم در آرامش است. چرا که او نمی خواست قاتلش قصاص شود. او باید نزد فرزند و خانواده اش برمی گشت و خوشحالم که این اتفاق شیرین برای خواهرزاده ام و قاتل پسرم رخ داد. 

اشتراک گذاری:
ارسال نظر
پربیننده‌ها پربحث‌ها