سخنان اخیر سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، بار دیگر پرده از یک واقعیت تلخ اما اثباتشده در روابط بینالملل برداشت: «واشنگتن فاقد صلاحیت و توانایی لازم برای ارائه هرگونه تضمین امنیتی معتبر است.» این اعتراف راهبردی، نه فقط نقد یک سیاست مقطعی، بلکه تیر خلاص به اندیشه سادهلوحانهای است که دههها امنیت، اقتصاد و توسعه منطقه را به چراغ سبز قدرتهای فرامنطقهای گره زده بود.
ایالات متحدهای که امروز خود در باتلاق بحرانهای داخلی، افول هژمونی و تناقضات ساختاری گرفتار آمده، چگونه میتواند ضامن امنیت دیگران باشد؟ کارنامه مداخلهگریهای آمریکا در غرب آسیا از عراق و افغانستان تا سوریه و لبنان، سراسر انباشته از خونریزی، بیثباتی، رها کردن متحدان در روز مبادا و نهایتاً فرار مفتضحانه است. این حقیقت تلخ به ما میآموزد که هرگونه دلبستن به «کاغذپارههای توافق» بدون ضمانت اجراییِ متکی بر قدرت درونزا، تکرار یک خطای راهبردی است.
امروز، منطقه غرب آسیا بیش از هر زمان دیگری به یک «خوداتکایی راهبردی» نیاز دارد. امنیتی که با ناوهای هواپیمابر آمریکایی بیاید، با یک اراده سیاسی در واشنگتن هم میرود. بازیگران منطقهای اگر به دنبال ثبات پایدار، توسعه اقتصادی و کرامت سیاسی هستند، باید بدانند که امنیت پکیجی وارداتی نیست؛ بلکه محصول همگرایی همگانی، اعتماد متقابل و تکیه بر بازوهای دفاعی و سیاسیِ بومی است.
پیام روشن تهران به منطقه و جهان روشن است: دوران باجدهی امنیتی پایان یافته و امنیت پایدار تنها در سایه «استقلال منطقهای» و اراده ملتهای مستقل معنا مییابد؛ نسخهای که غرب هرگز قادر به تجویز آن نبوده و نخواهد بود.