پیاز از دیرباز در طب سنتی و مقالات علمی به عنوان یک داروی طبیعی معرفی شده است. حضور ترکیباتی مانند کوئرستین (Quercetin) و ترکیبات گوگردی (آلیل پروپیل دیسولفید) در پیاز، باعث تحریک ترشح انسولین و افزایش حساسیت سلولها به جذب قند میشود. حتی برخی آزمایشهای بالینی نشان دادهاند که مصرف پیاز قرمز خام میتواند قند خون ناشتا را تا حدی تعدیل کند.
اما با وجود این خواص معجزهآسا، ادعای «نبود دیابت در مناطق پرمصرف پیاز» چرا یک ادعای واهی و مبالغهآمیز است؟
یک خطای شناختی بزرگ در میان مردم این است که فکر میکنند با خوردن یک پیاله پیاز، میتوانند اثرات مخرب برنجهای پرکربوهیدرات، نانهای لواش بدون سبوس، نوشابهها و شیرینیجات را خنثی کنند. پیاز نمیتواند سونامیِ کربوهیدراتهای تصفیهشده و کالری مازاد را معجزه کرده و ناپدید کند.
حتی در شهرهایی که پیاز جزو لاینفک سفره است، اگر ماشیننشینی، استرس مزمن، چاقی شکمی و بیتحرکی حاکم باشد، سلولها دچار مقاومت به انسولین میشوند. پیاز یک ریزمغذی است، نه جایگزین فعالیت بدنی و داروی تخصصی!
بسیاری از مردم مدعی مصرف بالای پیاز هستند، اما این مصرف در قالب «پیازداغ سرخشده در روغنهای ترانس و صنعتی» صورت میگیرد! حرارت بالا و چربی مضر، نه تنها خواص ضددیابتی پیاز را نابود میکند، بلکه خود به یکی از دلایل کبد چرب و تشدید مقاومت انسولینی تبدیل میشود.
دیابت یک بیماری چندعاملی است. استعداد ژنتیکی، افزایش سن و فرسودگی سلولهای بتا در لوزالمعده عواملی نیستند که صرفاً با جویدن پیاز به طور کامل ریشهکن شوند.
پیاز قطعا یک سرباز قدرتمند در ارتش ضددیابت بدن است، اما افسانهسازی پیرامون ریشهکنی مطلق دیابت در برخی شهرها صرفاً یک حباب تبلیغاتی است. سلامت و توازن قند خون، خروجی یک بسته کامل شامل تغذیه سالم، تحرک و نظارت پزشکی است؛ نه تکیه صرف به یک ماده غذایی معجزهگر!