به گزارش صد آنلاین، ماجرا از یک روز عادی در مهدکودکی در تهران آغاز شد؛ زمانی که مربی کلاس از بچهها خواست تا درباره شغل پدرشان صحبت کنند. در میان همهمه کودکانه، یکی از پسربچههای ۶ ساله با اعتمادبهنفسی که ناشی از ناآگاهی او از عواقب سخنانش بود، به میان کلاس آمد و با افتخار گفت: «بابای من سرقت میکند و ما در خانه کلی اسلحه داریم!»
این جمله هرچند در نگاه اول میتوانست یک خیالپردازی کودکانه تلقی شود، اما هوشیاری و مسئولیتپذیری مربی مهدکودک، سرنوشت این پرونده را تغییر داد. مربی که از شنیدن این اظهارات تکاندهنده، مشکوک شده بود، بلافاصله موضوع را با مراجع انتظامی در میان گذاشت.
عملیات غافلگیرانه پلیس
پس از گزارش این مربی، تیمهای ویژه پلیس آگاهی تهران با انجام تحقیقات نامحسوس و اطمینان از صحت ادعاهای مطرح شده، طی یک عملیات ضربتی و هماهنگ، خانه این خانواده را زیر نظر گرفتند. در بازرسی از این منزل مسکونی، پلیس با صحنهای فراتر از تصور مواجه شد؛ کشف چندین قبضه سلاح گرم و مهمات، پرده از فعالیتهای مجرمانه پدر این کودک برداشت.
بررسیهای تکمیلی پلیس مشخص کرد که پدر این کودک، نه یک شهروند عادی، بلکه سرکرده یک باند خطرناک سرقت مسلحانه از منازل مسکونی در پایتخت بوده است که با پوشش یک زندگی خانوادگی، فعالیتهای تبهکارانه خود را هدایت میکرده است.
پایان کار مجرم در سایه غفلت
این ماجرای عجیب که در شبکههای اجتماعی به یکی از بحثهای داغ روز تبدیل شده، بار دیگر ضرورت هوشیاری والدین و محیطهای آموزشی را نمایان کرد. در حالی که این سارق مسلح تصور میکرد با ایجاد محیطی امن در خانه، از چشم قانون دور مانده است، در نهایت «زبان صادقانه» فرزندش، نقشه او را برای ادامه فعالیتهای مجرمانه نقش بر آب کرد.
متهم هماکنون با تشکیل پرونده قضایی و کشف سلاحها در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات برای شناسایی سایر اعضای این باند ادامه دارد.