القابی مثل سوپراستار، گلزن برتر، بهترین بازیکن جوان، آینده فوتبال ایران، مهاجم تیزچنگ و ... خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکنید از ذهنها پاک میشود.
وقتی آرش افشین با چهره فتوژنیک، خود را آماده نشستن روی صندلی استودیوی ورزش سه میکرد، یاد روزی افتادیم که افشین قطبی برای اولین بار اسم او را در یک نشست مطبوعاتی به زبان آورد. سال ۲۰۱۰ بود و آرش، بازیکنی جواد در تیم فولاد لوکا بوناچیچ. او به نظر همهچیز را برای پیشرفت در اختیار داشت. خوش قامت و سریع بود، از تکنیک ضربه زدن برخوردار و تکنیک برداشتن یار مقابل را داشت. تازه خوش قیافه و محبوب هم بود و حتی اسم و فامیلی داشت که انگار یک نویسنده برای اسم مستعار انتخابش کرده. واقعا چه چیزی میتوانست چنین پتانسیلی را از درخشش افراطی در فوتبال ایران دور کند؟ هنوز مشغول فکر کردن به این سوال بودیم که آرش «پقی» زد زیر گریه و این اولین اشکریزان او در این مصاحبه نبود. او یاد زمین خوردنها و نرسیدنهایش میافتاد و صورتش را اشک میگرفت. البته آنهایی که از نزدیک آرش را میشناسند میدانند که او زخمی را با خود حمل میکند که به این سادگیها درمان نمیشود و شاید پای یک عشق قدیمی در میان باشد.
نکته مهم مصاحبه، تاکید این فوتبالیست با استعداد سابق فولاد و استقلال و سپاهان به فوتبالیستهای جوان برای ساختن زندگی پیش از ترک میادین ورزشی است.
چیزی که آینده زندگی شخصی بسیاری از فوتبالیستها را پس از بازنشستگی تغییر داده و به شکستهای سنگین کشانده است.
البته بعضیها خوششانس هم نیستند. مصدومیت، انتخابهای نادرست و اتفاقاتی که شاید تجربه لازم را برای مواجهه صحیح با آن نداشته باشی.
این مصاحبه که حالا به شدت در فضای هواداری فوتبال وایرال شده، تلنگری به فوتبالیستها و البته هوادارانشان است. موقعیت جالب اما گذرایی که زرق و برقش میتواند همه ما را طوری گول بزند که فراموش کنیم روزی این ساقها، توان آن استارتها و آن تکلها و آن پرشها را ندارند.
بیایید کلیشهای تمامش کنیم: همیشه زود دیر میشود.
منبع/ورزش سه