روزهای اخیر، اظهارات تند یکی از نمایندگان مجلس ( مجتبی یوسفی در گفتوگو با ایلنا ) در مورد عملکرد وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تهدید به استیضاح وی، جنجالبرانگیز شد.
این نماینده با استفاده از واژگانی نظیر «سوءمدیریت»، «ورشکستگی صندوقها» و «حقوقهای نجومی مدیران»، فشارها را بر وزارت کار افزایش داد. اما آیا نگاهی گذرا به ارقام و واقعیتهای اقتصادی، تصویر متفاوتی از عملکرد جناب آقای میدری ارائه نمیدهد؟
۱. تقابل «توقعات لحظهای» با «واقعیتهای تورمی»
نماینده مذکور، عدم افزایش مجدد حقوقها در شورای عالی کار را به حساب سوءمدیریت وزیر میداند. اما باید پرسید: آیا وزیر کار به تنهایی قادر است در برابر موج تورم جهانی و داخلی که ریشه در تحریمها و نوسانات ارزی دارد، به طور نامحدود بودجه تزریق کند؟
افزایش بیرویه و بدون پشتوانه مالی حقوقها، نه تنها منجر به بهبود معیشت نمیشود، بلکه با تحریک بیشتر تورم، قدرت خرید کارگران و بازنشستگان را در بلندمدت بیشتر کاهش میدهد. مسئولیت تورم، بر عهده کل بدنه اقتصادی و متغیرات کلان است، نه صرفاً تصمیمات یک وزارتخانه.
۲. صندوقهای بازنشستگی؛ میراث دهههای گذشته یا خطای امروز؟
اشاره نماینده به ورشکستگی برخی صندوقها و تلف شدن اموال بازنشستگان، نیازمند نگاهی تاریخی است. بحران صندوقهای بازنشستگی در ایران، میراث چندین دهه مدیریت نادرست، عدم سرمایهگذاری درست و تغییرات جمعیتی است.
میدری از زمانی به این وزارتخانه آمدهاند که با «میراثی از بدهیهای کلان» و «ساختارهای فرسوده» روبرو شدهاند. تلاش برای اصلاح این ساختارهای ریشهدار زمانبر است و هرگونه نتیجهگیری عجولانه درباره «تلف شدن اموال» در بازه زمانی دو سال و نیم، نادیده گرفتن واقعیتهای پیچیده مالی است.
۳. نقد متناقض درباره کالابرگ و رفاه
در حالی که نماینده مجلس از عدم کفایت کالابرگ و افزایش قیمتها گلایه میکند، فراموش کرده است که ابزار پرداخت و نظارت بر کالابرگها، زنجیرهای از نهادهای مختلف دولتی و بانکی است.
وزارت کار در این میان نقش «تسهیلکننده» را دارد، نه «تنظیمکننده قیمتهای بازار». مقصر اصلی در افزایش قیمت گوشت و مرغ، رانتهای بازار و عدم نظارت بر زنجیره تأمین است، نه وزیری که در تلاش است برای اولین بار مدلهای جدید حمایتی (مانند طرحهای تولیدی) را جایگزین صدقههای موقتی کند.
۴. استیضاح؛ ابزار نظارت یا ابزار فشار سیاسی؟
تهدید به استیضاح در حالی مطرح میشود که وزیر تعاون در تلاش است با تغییر رویکرد از «بنگاهداری سنتی» به «مشارکت تولیدی»، راهکاری پایدار برای معیشت مردم بیابد. جایگزینی سریع مدیران در هر موج از نارضایتی، تنها به «بیثباتی مدیریتی» منجر میشود.
آنچه امروز جامعه نیاز دارد، نه استیضاحهای نمایشی، بلکه حمایت از سیاستهای اصلاحی است که شاید در کوتاهمدت سخت باشند اما در بلندمدت منجر به حیات طیبه شوند.
انتقادات نماینده مجلس، هرچند از منظر دغدغههای مردمی قابل درک است، اما در تحلیل ریشهها دچار خطا شده است. نمیتوان تمام گرههای اقتصادی کشور را به گردن وزیر کار انداخت. جناب آقای میدری در محیطی پرچالش و با محدودیتهای شدید بودجهای، در حال بازسازی زیرساختهای رفاهی است.
به جای فشار برای استیضاح، شاید بهتر باشد نمایندگان مجلس در مسیر «تسهیل قوانین» و «تأمین بودجههای مورد نیاز» با دولت همکاری کنند تا خروجیهای ملموستری برای کارگران و بازنشستگان حاصل شود.