در حالی که برنامهریزان شهری همواره بر ایجاد «پیوستگی فضایی» و تقویت «احساس تعلق» در میان کنشگران شهری تاکید دارند، ظهور و گسترش بیرویه مراکز خرید بزرگ (Mall) با منطقِ «فضای خصوصیِ عمومیشده»، چالشهای بنیادینی را در بافت اجتماعی شهر ایجاد کرده است. این مراکز، با بازتوزیع نابرابر دسترسیها، به نوعی «جزایرِ مرفه» تبدیل شدهاند که از پیوند میان گروههای مختلف اجتماعی جلوگیری میکنند.
صد آنلاین در این گفتگو، دکتر سید احمد علوی، عضو شورای شهر تهران، به تحلیل ابعاد جامعهشناختی و کالبدی این پدیده میپردازد.

پرسش اول: جناب دکتر، در ادبیات برنامهریزی شهری، مفهوم «عدالت فضایی» جایگاه ویژهای دارد. مراکز خرید مدرن با تکیه بر منطقِ مصرف، چگونه میتوانند به فرآیند «طردشدگی اجتماعی» و توزیع نابرابر فضا دامن بزنند؟
دکتر سیداحمد علوی:
باید از این نقطه شروع کنیم که شهر، صرفاً مجموعهای از جادهها و ساختمانها نیست؛ شهر یک «شبکه از تعاملات» است. در نظریات کالبدی-اجتماعی، ما با مفهومی به نام «فضای سوم» روبرو هستیم؛ فضایی که خارج از خانه و کار، پیوند میان شهروندان را مستحکم میکند. اما آنچه امروز در بافت شهری شاهد آن هستیم، جایگزینی «فضای عمومیِ فراگیر» با «فضای خصوصیِ انحصاری» است.
مالها با ماهیت خود، فضایی را ایجاد میکنند که در آن «حق حضور» مشروط به «توان خرید» است. این یعنی ما با یک نوع «گزینشگری فضایی» روبرو هستیم. وقتی فضای شهر به جای آنکه بستری برای مواجهه با «دیگری» باشد، به فضایی تبدیل شود که تنها گروهی با سطح اقتصادی مشابه را در خود جای میدهد، ما با پدیده «انزوای اجتماعی» روبرو میشویم. در واقع، این مراکز با ایجاد مرزهای نامرئی اما بسیار سخت، گروههای کمدرآمد یا کسانی که از چرخه مصرف خارج هستند را از قلب حیات شهری طرد میکنند.
پرسش دوم: این طردشدگی، چگونه بر «احساس تعلق» و «هویت جمعی» شهروندان اثر میگذارد؟ آیا ما در حال حرکت به سمت شهرهایی هستیم که از پیوستگی ملی و اجتماعی تهی هستند؟
دکتر سیداحمد علوی:
بسیار نکتهسنجانه پرسیدید. پیوستگی شهری و ملی، مستلزم آن است که شهروند در هر نقطهای که حضور دارد، احساس کند این فضا متعلق به اوست. وقتی مراکز خرید بزرگ، با طراحیهای بسته و کنترلشده، «بسترِ تصادفهای اجتماعی» را از بین میبرند، ما با از دست رفتن «هویت جمعی» مواجه میشویم.
در یک شهر سالم، تعامل میان کنشگران مختلف (از کارگر گرفته تا مدیر) در فضاهای عمومی (میادین، پارکها، کوچهها) باعث ایجاد درک متقابل و تقویت انسجام ملی میشود. اما مالها، شهر را به «جزایرِ مجزا» تبدیل میکنند. این تکهتکه شدنِ فضا، منجر به ایجاد «غریبگی در شهر» میشود. شهروند دیگر احساس نمیکند که بخشی از یک کلِ بزرگتر است؛ بلکه احساس میکند در یک محیط کنترلشده و مصنوعی زندگی میکند که هر لحظه ممکن است به دلیل عدم تطابق با استانداردهای مصرف، از آن حذف شود. این یعنی فروپاشی «حس پیوستگی» که یکی از اصلیترین دغدغههای برنامهریزی شهری است.
پرسش سوم: با توجه به نقش شما در شورای شهر، راهکار مقابله با این تهاجمِ مصرفگرا به بافت اجتماعی چیست؟ چگونه میتوان میان توسعه اقتصادی (از طریق مراکز تجاری) و حفظ پیوندهای اجتماعی تعادل ایجاد کرد؟
دکتر سیداحمد علوی:
ما نباید با توسعه تجاری مخالفت کنیم، بلکه باید بر «کیفیتِ ادغامِ تجاری در بافت شهری» تاکید کنیم. راهکار در سه لایه نهفته است:
اول، بازگشت به «فضاهای چندمنظوره»: مراکز تجاری نباید «جزایر بسته» باشند. باید الزامی وجود داشته باشد که بخشی از این فضاها، بدون شرطِ خرید، به عنوان فضاهای عمومی، فرهنگی یا آموزشی در اختیار تمامی اقشار جامعه قرار گیرد.
دوم، توزیع عادلانه دسترسی: برنامهریزی شهری نباید اجازه دهد که تمرکزِ سرمایه و فضا تنها در قطبهای خاصی از شهر جمع شود. ما باید به سمت «توسعه متمرکزِ پراکنده» حرکت کنیم تا امکان دسترسی به خدمات و فضاهای باکیفیت، برای همه اقشار، در تمامی نقاط شهر فراهم باشد.
سوم، تقویت «ستونهای اجتماعی شهر»: ما باید با باززندهسازی میادین و فضاهای باز شهری، توازن را برقرار کنیم. اگر مراکز خرید، «فضای خصوصی» را تسخیر کردهاند، دولت و مدیریت شهری باید با سرمایهگذاری سنگین بر روی «فضاهای عمومیِ باکیفیت»، اجازه ندهند که پیوند میان شهروندان قطع شود. هدف ما باید ساختن شهری باشد که در آن «شهروند» بر «مصرفکننده» اولویت دارد.
گفتگوی امروز نشان داد که چالشِ مراکز خرید، تنها یک چالشِ ترافیکی یا اقتصادی نیست، بلکه یک بحرانِ هویتساز در کالبد شهر است. حفظ پیوند میان شهروندان، مستلزم بازپسگیریِ فضاهایی است که در آنها «تعامل» جایگزین «تجارت» شود.