۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۳

انکار قتل در دادگاه/ متهم پرونده زن‌عمو به قصاص محکوم شد

قتل
بازدید:۵۱۴
صد آنلاین | شوهر مینا با اعلام مرگ مشکوک همسر خود به مأموران پلیس از برادرزاده خودش به نام شهاب شکایت کرد و ادعا کرد که شهاب در مرگ همسرش دست دارد.

به گزارش صد آنلاین،  حدود دو سال قبل رسیدگی به قتل زن جوانی به نام مینا با اعلام شکایت از سوی همسرش در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. شوهر مینا با اعلام مرگ مشکوک همسر خود به مأموران پلیس از برادرزاده خودش به نام شهاب شکایت کرد و ادعا کرد که شهاب در مرگ همسرش دست دارد. به این ترتیب رسیدگی به ماجرا وارد فاز جنایی شد و کارآگاهان پلیس آگاهی به همراه بازپرس جنایی تحقیقات خود را برای رازگشایی از ماجرا آغاز کردند.

راز عشق ممنوعه

در اولین قدم از تحقیقات جنایی شهاب تحت تحقیقات قرار گرفت و گفت: «روز حادثه در محل کارم بودم که ناگهان پیامکی عجیب از سمت زن‌عمویم به دستم رسید. مینا نوشته بود که من از این زندگی خسته شده‌ام و می‌خواهم خودکشی کنم. من بلافاصله شماره‌اش را گرفتم؛ اما او جواب نمی‌داد. خیلی نگران شده بودم و نمی‌دانستم باید چه کاری انجام بدهم.

رای همین سراسیمه خودم را به خانه عمویم رساندم و با جسم نیمه‌جان مینا مواجه شدم. خیلی سریع او را به بیمارستان رساندم؛ اما آنجا به من گفتند که مینا جان خود را از دست داده است. من هم سریع با عمویم تماس گرفتم و موضوع را به او گفتم؛ اما او از من شکایت کرد با اینکه من در ماجرای مرگ همسرش بی‌تقصیرم.»

با این ادعایی که از سوی شهاب صورت گرفت، دامنه تحقیقات جنایی گسترده‌تر شد و ادله و مستندات به‌دست‌آمده نشان می‌داد که شهاب از مدتی قبل با مینا رابطه عاشقانه‌ای آغاز کرده بوده و هر روز با همدیگر چت می‌کردند و پیام‌های احساسی بین آنها ردوبدل شده بود.همین کافی بود تا فرضیه قتل مینا به دست شهاب باانگیزه پایان دادن به یک رابطه پنهانی یا اختلافات به وجود آمده در جریان این ارتباط رقم بخورد.

در همین حال عموی شهاب از او به اتهام برقراری رابطه نامشروع با همسرش شکایت کرد و بابت این اتهام، متهم در دادگاه محکوم به تحمل شلاق شد.

بعد از تکمیل تحقیقات متهم در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت.

در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی پدر و مادر مینا به‌عنوان اولیای دم تقاضای قصاص متهم را کردند. سپس شهاب به‌عنوان تنها متهم پرونده پای میز محاکمه رفت و در دفاع از خود گفت: «من اتهامم را قبول ندارم و از همان ابتدا گفته بودم که بی‌گناهم.»

 

او در توضیح گفت: «من در یک شیرینی‌فروشی کار می‌کردم و پیک آنجا بودم. گاهی در مسیر تردد با موتورسیکلت کارهای زن‌عمویم را هم برایش انجام می‌دادم. او یک خیاط خیلی ماهر بود و مزون لباس داشت. گاهی پارچه‌هایی که خریداری کرده بود از مغازه می‌گرفتم یا لباس‌های آماده شده را به دست مشتری می‌رساندم. رابطه من و زن‌عمویم در همین حد بود و هیچ ارتباط نامشروعی با همدیگر نداشتیم. اما عمویم گمان می‌کرد که من به او خیانت کرده‌ام و از من شکایت کرد. من بی‌گناه محکوم شده و شلاق خوردم؛ اما با وجود اینکه مجازات شدم؛ اما هنوز هم می‌گویم که من بی‌گناه بودم.»

سپس شهاب در مورد روز مرگ مینا گفت:«روز حادثه وقتی پیامک مینا به دستم رسید خیلی ترسیدم و نمی‌توانستم درست فکر کنم؛ چون واقعاً مضطرب شده بودم. برای همین سریع به خانه او رفتم و وقتی در را باز کردم دیدم که او در خانه نیست. به داخل خانه سرک کشیدم و بعد به اتاق‌ها نگاهی انداختم؛ اما مینا را ندیدم.»

متهم ادامه داد: «یک‌دفعه چشمم به در کمددیواری افتاد که نیمه‌باز بود. آن را باز کردم و دیدم که مینا خودش را داخل کمد حلق‌آویز کرده است. با این حال نمی‌خواستم باور کنم او مرده و سریع او را به بیمارستان رساندم که آنجا به من گفتند مینا جان خودش را از دست داده است.»

در اینجا قاضی رو به متهم گفت: «مگر طول کمددیواری چقدر است که یک انسان با حلق‌آویز شدن به میله داخل کمد جانش را از دست بدهد؟ قطعاً پای او به زمین می‌رسید؟»

متهم گفت: «اما طول کمد زیاد بود.»

قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند./هفت صبح

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها