به گزارش صد آنلاین، این روزهای سوگواری، اگرچه از فراق خاتم پیامبران (ص) دلهای مؤمنان را میسوزاند، اما بهترین و ماندگارترین سوگ، تجدید پیمان با سیره و سجایای اخلاقی آن حضرت است؛ میراثی که مرزهای زمان را درنوردیده و امروز میتواند «آموزش رفتارشناسی و اخلاقمداری با دیگران» نام بگیرد. باشد که با تأسی به این اسوه حسنه، زمینه تخلق به اوصاف زیبای انسانی در جوامع اسلامی نهادینه شود؛ نه آنکه بگوییم اسلام جایی و مسلمان جای دگر است.
آنچه در ادامه میآید، برشی کوتاه و فهرستوار از چهل خصلت اخلاق اجتماعی و انسان دوستی پیامبر رحمت (ص) است که در آن عصر، معجزه او در شیفتگی و شیدایی مردم بود:
۱. هر که را میدید مبادرت به سلام میکرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
۲. وقتی با کسی دست میداد، دست خود را زودتر از دست او بیرون نمیکشید.
۳. با مردم چنان معاشرت میکرد که هر کس گمان میکرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.
۴. هرگاه به کسی مینگریست با گوشه چشم نظر نمیکرد.
۵. هرگاه با کسی همنشین میشد به سخنان او خوب گوش فرامیداد.
۶. چون با کسی سخن میگفت کاملاً برمیگشت و رو به او مینشست.
۷. هرگز در حضور مردم تکیه نمیزد.
۸. هرگز با کسی جدل و منازعه نمیکرد.
۹. هرگز کسی را حقیر نمیشمرد.
۱۰. در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمیداد و از آن نهی میکرد.
۱۱. در جمع یارانش دایرهوار مینشست و اگر غریبهای بر آنان وارد میشد، نمیتوانست تشخیص دهد که پیامبر کدام یک از ایشان است.
۱۲. با هرکه مینشست، تا او اراده برخاستن نمیکرد، آن حضرت برنمیخاست.
۱۳. هنگام ورود به مجلسی، در آخر و نزدیک در مینشست، نه در صدر آن.
۱۴. اگر در محضر او چیزی رخ میداد که ناپسند وی بود، نادیده میگرفت.
۱۵. هرکه عذر میآورد، عذر او را قبول میکرد.
۱۶. اگر از کسی خطایی صادر میشد، آن را نقل نمیکرد.
۱۷. چون سخن ناصواب از کسی میشنید، نمیفرمود «چرا فلانی چنین گفت»؛ بلکه میفرمود «بعضی مردم را چه میشود که چنین میگویند».
۱۸. بر جسارت دیگران صبر مینمود و بدی را به نیکی جزا میداد.
۱۹. با نیکی به شروران دل آنان را به دست میآورد و مجذوب خود میکرد.
۲۰. از شر مردم برحذر بود، ولی از آنان کناره نمیگرفت و با همه خوشخو بود.
۲۱. از دشمنان خود در هنگام بیماری، با نهایت احترام عیادت میکرد.
۲۲. با فقرا زیاد نشستوبرخاست میکرد و با آنان همغذا میشد.
۲۳. دعوت بندگان و غلامان را میپذیرفت.
۲۴. از بیماران عیادت میکرد؛ اگرچه دورافتادهترین نقطه مدینه بود.
۲۵. هرگاه چیزی به فقیر میبخشید، به دست خودش میداد و به کسی حواله نمیکرد.
۲۶. احدی از محضر او ناامید نبود و میفرمود: «برسانید به من حاجت کسی را که نمیتواند حاجتش را به من برساند.»
۲۷. بیش از همه صله رحم به جا میآورد.
۲۸. به خویشاوندان خود احسان میکرد، بیآنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
۲۹. هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نمیکرد.
۳۰. هدیه را قبول میکرد؛ هرچند به اندازه یک جرعه شیر بود.
۳۱. هرگز جواب رد به درخواست کسی نمیداد، مگر آنکه برای معصیت باشد.
۳۲. سراغ اصحاب خود را میگرفت و همواره جویای حال آنان میشد.
۳۳. سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمیشد، لب به سخن نمیگشود.
۳۴. همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بر دل داشت.
۳۵. چون شاد میشد، چشمها را بر هم میگذاشت و خیلی اظهار فرح نمیکرد.
۳۶. اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمیشد.
۳۷. اگر در حال نماز بود و کسی پیش او میآمد، نمازش را کوتاه میکرد.
۳۸. اگر در حال نماز بود و کودکی گریه میکرد، نمازش را کوتاه میکرد.
۳۹. وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.
و بالاتر از همه: بعد از فتح مکه، به رغم انتقادها و مخالفتهای برخی از صحابه، همه خیانتها و دشمنیها را حتی از کسانی مانند ابوسفیان نادیده گرفت و فرمان عفو عمومی صادر نمود. و زیباتر آنکه در تاریخ میخوانیم: وقتی سر و دندان او شکستند، دعا کرد: «خدایا قومم را هدایت نما که نادانند.»
خدایا! به حق پیامبر عشق و محبت، صفا و صمیمیت، به پیروان و دوستان او هم توفیق ده تا در بینش، منش و روش خویش، اندکی اندیشه نموده و همسان او شوند.