۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۷
روایت شهروند خبرنگار صد آنلاین

صف طولانی تریاژ و اکو و دعوای رزیدنتها بر سر شیفت در اورژانس بیمارستان قلب شهید رجایی؛ دانشگاه علوم پزشکی ایران پاسخ دهد

اورژانس
بازدید:۲۲۹
صد آنلاین | شامگاه ۱۹ مرداد تا بامداد ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، اورژانس بیمارستان قلب شهید رجایی تهران مرکز تخصصی قلب زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی ایران که قرار است پناهگاه بیماران بدحال قلبی پایتخت باشد به صحنه سرگردانی، انتظار و بی تدبیری تبدیل شد. راوی این گزارش که از همراهان یک بیمار بدحال است، روایتی میگوید که برای هر شهروندی که به «سلامت» به عنوان حق اولیه نگاه میکند، تکان دهنده است.

به گزارش صد آنلاین، شامگاه ۱۹ مرداد تا بامداد ۲۰ مرداد ۱۴۰۵، اورژانس بیمارستان قلب شهید رجایی تهران  مرکز تخصصی قلب زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی ایران که قرار است پناهگاه بیماران بدحال قلبی پایتخت باشد به صحنه سرگردانی، انتظار و بی تدبیری تبدیل شد. راوی این گزارش که از همراهان یک بیمار نیمه بدحال است، روایتی میگوید که برای هر شهروندی که به «سلامت» به عنوان حق اولیه نگاه میکند، تکان دهنده است.

 

 

اورژانس بیمارستان قلب شهید رجایی؛ یک ساعت در صف تریاژ با یک میز فعال

 

ساعت حدود ۲۳: برای حضور دو نیروی خدمات تریاژ، میز و تجهیزات تعبیه شده بود، اما فقط یک میز فعال بود. بیماران بدحال همانهایی که هر دقیقه تأخیر برایشان مرگ و زندگی است  یک ساعت تمام در صف تریاژ ماندند. یک ساعت؛ فقط برای اینکه مشخص شود بیمار باید کجا و با چه اولویتی دیده شود.

 

 

ویزیت فرسایشی؛ رزیدنت یا پزشک تماموقت در بیمارستان قلب شهید رجایی؟

 

از تریاژ که گذشتیم، نوبت به ویزیت رزیدنتها رسید؛ اما کوچکترین علامت مهم، باید به سالن مجاور میرفت تا به یک استاد نشان داده شود و رزیدنت برگردد. سالنی که خودش شلوغ بود و این رفت وآمدها، طول درمان را به یک فرسایش چندمرحله ای تبدیل میکرد.

پرسش جدی این است: چرا در اورژانس مهمترین بیمارستان قلب کشور، پزشکِ تمام وقت و تصمیم گیر حضوری مستمر ندارد و بیمار باید پای واسطه ها معطل بماند؟

 

 

سه ساعت انتظار برای یک اتاق اکو؛ و دعوای رزیدنتها بر سر شیفت!

 

صف اتاق اکو، با فقط یک اتاق فعال، حدود سه ساعت توقف برای بیماران رقم زد. در همین حال، در حضور بیماران و همراهانشان، رزیدنتها بر سر تقسیم شیفتهای آخر هفته (که تعطیلات بود) با هم به مشاجره پرداختند. جایی که قرار است آرامش و امید به بیمار تزریق شود، به محل بگومگو بر سر شیفت تبدیل شده بود. این صحنه فقط یک بینظمی اداری نیست؛ نشانه غیبت مدیریت میدانی است.

 

 

محوطه خالی بیمارستان و استراحت همراهان کنار درختان

 

در آن شب پراضطراب، محوطه وسیع بیمارستان خالی بود و همراهان بیماران — همان مردمی که به گفته راوی، همیشه حاضرند برای ایران جان بدهند — بیساده و بیتکلف کنار درختان و نمازخانه بیمارستان خوابیده بودند. حتی پارک کردن خودرو هم به ماجرایی تبدیل شده بود: کنار بزرگراه سئول و بیست دقیقه پیادهروی در شبِ پراسترس، فقط برای رسیدن به اورژانس.

 

در حالی که حفاظت فیزیکی با تهدیدِ «دوربین‌ها می‌بینند»، اجازه یک لحظه توقف به مردم عادی را نمی‌دهد، خودروی «پژو پارس سفید» با کمال وقاحت در مقابل پله‌های اورژانس و کنار کانکس ویلچرها جانمایی تشریفاتی می‌شود. این صحنه، دهن‌کجی به مردمی بود که در آن گرمای شب، سرگردانِ دریافت خدمات اولیه بودند.

 

البته زحمات برخی از پرسنل و دقت و پیگیری آن ها هم برای برخی بیماران لابلای این گلایه مشهود بود که جای تشکر و قدردانی دارد.

 

پرسش صریح از دانشگاه علوم پزشکی ایران و مدیریت بیمارستان قلب شهید رجایی:

 

جناب رئیس! اگر خانواده شما در آن شب بدحال به این اورژانس مراجعه میکرد، آیا همین مسیر را طی میکرد؟ آیا حضور یک پزشک تمام وقت در اورژانس مهمترین بیمارستان قلب پایتخت، اینقدر کارِ سختی است؟ چرا برای هموطنان خودمان دلسوزانهتر و حرفهایتر کار نمیکنیم؟

 

 

صد آنلاین منتظر پاسخ شفاف و گزارش اقدامات اصلاحی دانشگاه علوم پزشکی ایران و مدیریت بیمارستان قلب شهید رجایی درباره شب ۱۹ مرداد است.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها