به گزارش سرویس بین الملل صد آنلاین، تحرکات اخیر نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه شام و بازآرایی قوای هوایی و پدافندی در اردن و فلسطین اشغالی، نشاندهنده گذارِ واشنگتن از مرحله «حضور گسترده» به مرحله «حفاظت از داراییهای استراتژیک» در برابر تهدیدات موشکیِ نقطهزن است. این تغییر وضعیت، پاسخی مستقیم به واقعیتِ «تغییر موازنه آتش» به نفع جریان مقاومت است.
۱. جابجایی بهمثابه اعتراف به آسیبپذیری:
خروج ناوگان دریایی آمریکا از خلیج فارس و انتقال تمرکز به بندر ایلات، تلآویو و حیفا، بیش از آنکه یک مانور تهاجمی باشد، یک عقبنشینی تاکتیکی برای حفظ بقاست. پایگاههای زمینیِ آمریکا در عراق و جنوب خلیج فارس، به دلیلِ «دسترسیپذیریِ موشکی»، دیگر حاشیه امنیت ندارند. در واقع، آمریکا با این اقدام، عمق استراتژیک خود را به مناطق دورتر منتقل کرده تا زمان واکنش (Reaction Time) سامانههای دفاعی خود را در برابر پرتابههای بالستیک افزایش دهد.
۲. گذار از پدافند زمینپایه به دریاپایه؛ فرصت یا تهدید؟
تکیه بر رادارهای پیشرفته و موشکهای رهگیرِ مستقر بر روی ناوهای مستقر در سواحل فلسطین اشغالی، نشاندهنده اتمامِ ظرفیت پدافندهای زمینی در محافظت از محیط شام است. با این حال، این استراتژی یک «پاشنه آشیل» بزرگ دارد: «محدودیت ذخایر». موشکهای رهگیر دریایی، داراییهایی فوقراهبردی و بسیار گرانقیمت هستند.
در یک سناریوی درگیریِ فرسایشی با حجم بالای پرتابهها، ذخایر این ناوها به سرعت تخلیه شده و روند جایگزینی آنها به دلیل پیچیدگیهای لجستیکی، بسیار کندتر از سامانههای زمینپایه (مانند تاد) است. این یعنی آمریکا در صورت وقوع جنگ فراگیر، با «بحران موجودی» مواجه خواهد شد.
۳. لبنان؛ کابوسِ «بالای سر» و بیصبریِ ترامپ:
تمرکز قوای آمریکا در اردن و فلسطین اشغالی، امنیت آنها را بهطور مستقیم به متغیرِ «مقاومت لبنان» گره زده است. حضورِ عملیاتیِ مقاومت در شمال فلسطین اشغالی، به معنای آن است که هرگونه سامانه پدافندی آمریکا در این منطقه، از زاویه نزدیک و با «اشرافِ دیدِ» کاملِ آتشبارها مواجه است.
این وضعیت، «ترسِ محاسباتی» کاخ سفید را به اوج رسانده است. فشار ترامپ برای واگذاری پرونده لبنان به «جولانی» (و تلاش برای حل سریع این پرونده)، صرفاً یک تصمیم دیپلماتیک نیست؛ بلکه یک «نیازِ حیاتیِ نظامی» است. واشنگتن به خوبی دریافته است تا زمانی که پرونده لبنان بهصورت کامل تعیینتکلیف نشود، تمامِ داراییهای پدافندی و نظامیاش در اردن و فلسطین اشغالی، در «تیررسِ دائمی» قرار دارند و این یعنی استراتژی انتقال به عمق نیز شکستخورده محسوب میشود.
آمریکا در یک مخمصه راهبردی گرفتار شده است؛ از یک سو برای حفظ حضور نظامی خود در منطقه به پایگاههای مستحکم نیاز دارد و از سوی دیگر، با انتقال به این پایگاهها، خود را در معرضِ تهدیدِ مستقیمِ «بازویِ شمالیِ مقاومت» قرار داده است. تلاش برای برونسپاریِ پرونده لبنان، آخرین حلقه از تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک «حاشیه امنِ مصنوعی» برای قوایِ خود است که موفقیت آن با توجه به توانمندیهای فعلی مقاومت، بسیار تردیدآمیز به نظر میرسد.