۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۵

تنگه هرمز دوباره به نقطه جوش رسید/ ایران و آمریکا در تقابل بر سر امنیت انرژی

توافق ایران و امریکا
بازدید:۵۳۰
در معادلات قدرت میان تهران و واشنگتن، دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور ایالات متحده آمریکا، بار دیگر سیاست فشار حداکثری را با تهدید نظامی و نمایش قدرت درهم آمیخته است؛ رویکردی که در هفته گذشته، تقابل بین دو کشور را وارد مرحله‌ای تازه کرد و تنگه هرمز را به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های رویارویی ژئوپلیتیکی تبدیل ساخت.

به گزارش صد آنلاین ، تنگه هرمز در این معادله، صرفا یک گذرگاه دریایی برای عبور کشتی‌های تجاری نیست؛ این آبراه راهبردی، یکی از مهم‌ترین مولفه‌های امنیت انرژی جهان و یکی از عناصر تعیین‌کننده در موازنه قدرت در خلیج فارس به شمار می‌رود.

جایگاه ایران در شمال این تنگه و نقش کشورهای ساحلی در تامین امنیت آن، واقعیتی است که تهران همواره بر آن تاکید کرده و معتقد است امنیت این گذرگاه حیاتی نمی‌تواند خارج از نقش و اراده کشورهای ساحلی به‌ ویژه ایران و عمان تعریف شود.

از همین منظر، درگیری‌های اخیر تهران و واشنگتن صرفا درباره عبور چند کشتی یا یک حادثه دریایی نیست؛ بلکه به اختلافی عمیق‌تر درباره این موضوع بازمی‌گردد که چه طرفی باید مسئولیت، مدیریت و ترتیبات امنیتی این آبراه راهبردی را تعیین کند.

آمریکا با ادعای دفاع از «آزادی کشتیرانی»، حضور و نقش خود را در منطقه توجیه می‌کند، در حالی که ایران تاکید دارد امنیت تنگه هرمز باید بر پایه همکاری کشورهای ساحلی و بدون مداخله نظامی قدرت‌های خارجی تامین شود.

به همین دلیل، تنگه هرمز یکی از محورهای اصلی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان بود؛ تفاهمی که در آن، موضوع عبور ایمن کشتی‌های تجاری و ترتیبات آینده مدیریت دریایی این آبراه مورد توجه قرار گرفت.

در بند پنجم این یادداشت تفاهم ایران و آمریکا آمده است: «با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز، و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین‌الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفت‌وگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز تبادل نظر می‌کنند.»

این بند نشان می‌دهد که موضوع تنگه هرمز در چارچوب تفاهم، یک موضوع جانبی نبود، بلکه بخشی از اصلی‌ترین ترتیبات میان دو طرف را تشکیل می‌داد؛ ترتیباتی که بر نقش ایران در تامین امنیت عبور و مرور، همکاری با کشورهای ساحلی و گفت‌وگو درباره آینده مدیریت دریایی این آبراه استوار بود.

به بیان دیگر، موضوعی که قرار بود در چارچوب این تفاهم به سازوکاری برای کاهش تنش تبدیل شود، اکنون با اقدامات آمریکا به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف تبدیل شده است.

پس از وقوع بحران اخیر، واشنگتن در تلاش است، روایت متفاوتی ارائه کند؛ روایتی که در آن ایران به‌عنوان عامل آغاز تنش معرفی می‌شود. مقام‌های آمریکایی مدعی هستند اقدامات ایران در قبال کشتی‌های عبوری، دلیل تغییر شرایط بوده است؛ اما تهران تاکید دارد پس از پذیرش چارچوب تفاهم، این اقدامات آمریکا و استفاده از ابزار نظامی و فشار سیاسی بوده که مسیر توافق را تغییر داده است.

از نگاه ایران، واشنگتن با انتقال مسئولیت بحران به تهران، تلاش دارد نقش خود در تشدید تنش‌ها را کم‌رنگ کند و همزمان معادله امنیتی تنگه هرمز را به سمتی سوق دهد که حضور نظامی آمریکا به‌عنوان یک ضرورت معرفی شود؛ در حالی که امنیت این آبراه راهبردی باید با محوریت کشورهای ساحلی (ایران و عمان) تامین شود.

ترامپ؛ بازگشت ادبیات تهدید نظامی به سیاست آمریکا علیه ایران

در چنین فضایی، اظهارات دونالد ترامپ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ رئیس‌جمهوری آمریکا در روزهای اخیر با عبور از ادبیات معمول فشار سیاسی، مجموعه‌ای از تهدیدهای مستقیم علیه ایران را مطرح کرده و از امکان استفاده گسترده از قدرت نظامی سخن گفته است؛ مواضعی که نشان می دهد کاخ سفید بار دیگر گزینه فشار و نمایش قدرت را در برابر تهران در اولویت قرار داده است.

ترامپ دوشنبه ۶ جولای برابر با ۱۵ تیر ۱۴۰۵ در کاخ سفید پیش از عزیمت به نشست ناتو در آنکارای ترکیه، در گفت‌وگو با خبرنگاران مدعی شد: «به هر حال ما پیروز خواهیم شد. یا به یک توافق می‌رسیم یا کار را تمام می‌کنیم، بسیار خب؟ و تمام کردن این کار هم سخت نخواهد بود.»

وی مدعی شد: «من ترجیح می‌دهم به توافق برسیم، چون نمی‌خواهم ۹۱ میلیون نفر آسیب ببینند. ما می‌توانیم ظرف یک ساعت پل‌هایشان را از بین ببریم. می‌توانیم شبکه تامین انرژی‌شان را از کار بیندازیم.»

رئیس‌جمهوری آمریکا ادعا کرد: «می‌توانیم برق و نیروگاه‌های تولید برق آنها را از کار بیندازیم. و به نظرم، در بخش کوچکی از یک بعدازظهر، همه نیروگاه‌ها از بین خواهند رفت. و خودشان هم این را می‌دانند.»

این اظهارات ترامپ، نشان‌دهنده بازگشت آشکار ادبیات تهدید نظامی به سیاست آمریکا در قبال ایران است؛ ادبیاتی که فشار سیاسی و اقتصادی را با نمایش توان نظامی ترکیب می‌کند و تهدید را به ابزار چانه‌زنی تبدیل می‌سازد.

ترامپ سه‌شنبه ۷ جولای برابر با ۱۶ تیر ۱۴۰۵ نیز پس از ورود به آنکارا برای شرکت در نشست سالانه ناتو، در حالی که در کنار رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهوری ترکیه، به سوالات خبرنگاران پاسخ می‌داد، با انتقاد از عدم مشارکت ناتو در تجاوز به ایران گفت: «از ناتو بسیار ناامید شدم و صادقانه بگویم، اگر [این نشست] در ترکیه برگزار نمی‌شد، جایی که دوستم یک رهبر بسیار قدرتمند است، ممکن بود اصلا شرکت نکنم.»

رئیس‌جمهوری آمریکا با اشاره به اردوغان گفت که «با آمریکا خوب رفتار نشده است، چون ما در مورد ایران کاری انجام دادیم.»

وی بلافاصله مدعی شد: «ما به هیچ‌کس دیگری نیاز نداریم. به نوعی داشتم دیگران را آزمایش می‌کردم تا ببینم آیا کنار ما خواهند بود یا نه، چون مدت‌هاست می‌گویم ما به آن‌ها کمک می‌کنیم، اما مطمئن نیستم آن‌ها برای ما چنین کنند.»

ترامپ همچنین با طرح انتقاد از متحدان اروپایی آمریکا در ناتو، تلاش کرد موضوع ایران را در چارچوب نمایش قدرت آمریکا و مطالبه همراهی متحدانش قرار دهد؛ رویکردی که نشان می‌دهد کاخ سفید می‌کوشد بحران با تهران را فراتر از یک اختلاف دوجانبه و در قالب بازتعریف نقش آمریکا در نظم امنیتی منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح کند.

صدور دستور حمله از سوی ترامپ؛ عبور واشنگتن از مسیر تفاهم

اما همزمان با ادامه این لفاظی‌ها، تحولات میدانی وارد مرحله‌ای جدید شد. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا موسوم به سنتکام اعلام کرد که حملات خود علیه ایران را آغاز کرده است؛ حملاتی که به دستور ترامپ انجام شد و تهران آن را نقض آتش‌بس و عدول از چارچوب تفاهم موجود دانست.

سنتکام مدعی شد این حملات در واکنش به اقدامات ایران علیه سه کشتی تجاری در حال عبور از تنگه هرمز انجام شده است؛ کشتی‌هایی که آمریکا مدعی شد شامل نفتکش «ام‌تی آل رکیات» با پرچم جزایر مارشال، نفتکش «ام‌تی ودیان» با پرچم عربستان سعودی و نفتکش «ام‌تی سایپرس پراسپریتی» با پرچم لیبریا بوده‌اند.

واشنگتن تلاش کرد این روایت را مبنایی برای توجیه اقدام نظامی خود قرار دهد و مسئولیت آغاز مرحله جدید تنش را متوجه ایران کند؛ اما از نگاه تهران، این روایت، نقش آمریکا در تشدید بحران و مفاد یادداشت تفاهم اسلام‌آباد درباره ترتیبات عبور ایمن کشتی‌ها را نادیده می‌گیرد.

ارتش آمریکا از ۱۶ تا ۲۱ تیر ۱۴۰۵، چهار دور حمله علیه ایران انجام داد؛ حملاتی که واشنگتن تلاش کرد آن را در چارچوب واکنش به اقدامات ایران معرفی کند، اما جمهوری اسلامی ایران این اقدامات را نقض آتش‌بس و تجاوز نظامی دانست و نیروهای مسلح ایران نیز به آن پاسخ دادند.

ایران تاکید دارد که حضور و مداخله نظامی آمریکا در منطقه، خود یکی از عوامل بی‌ثباتی بوده و واشنگتن نمی‌تواند با ایجاد بحران، سپس خود را مدافع امنیت کشتیرانی معرفی کند.

پایان تفاهمنامه اسلام‌آباد از نگاه ترامپ؛ بازگشت به منطق فشار

ترامپ روز چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعاتی پس از حملات نظامی آمریکا علیه ایران، با انتقاد شدید از مقامات تهران گفت فکر می‌کند تفاهمنامه اخیر و آتش‌بس با ایران به پایان رسیده است و او دیگر نمی‌خواهد با آنها تعامل کند.

ترامپ با تکرار مواضع خود درباره ادامه گفت‌وگوها با ایران مدعی شد مذاکره‌کنندگان آمریکایی می‌توانند با تهران صحبت کنند، اما «تا جایی که به من مربوط می‌شود، سروکله زدن با آن‌ها فقط اتلاف وقت است.»

رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از دیدار با ولودیمیر زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین، در حاشیه نشست سران ناتو و پیش از دور دوم حملات طی یک هفته به ایران گفت: «فقط می‌خواهم یک هشدار بدهم: امشب ضربه سختی به آن‌ها خواهیم زد.»

ترامپ درباره حملات آمریکا به ایران همچنین مدعی شد: «شاید جزیره خارک را تصرف کنیم. هیچ کاری هم از آن‌ها (ایرانی‌ها) در این‌ زمینه برنمی‌آید.»

این اظهارات نشان داد دولت ترامپ نه‌تنها از چارچوب کاهش تنش فاصله گرفته، بلکه تلاش دارد با طرح گزینه‌هایی علیه زیرساخت‌های اقتصادی و مناطق راهبردی ایران، فشار روانی و سیاسی جدیدی برای امتیازگیری در مذاکرات ایجاد کند.

ترامپ روز جمعه ۱۹ تیر ۱۴۰۵ نیز در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد: «جمهوری اسلامی ایران از ما خواسته است گفت‌وگوها را ادامه دهیم. ما با این درخواست موافقت کرده‌ایم، اما ایالات متحده به‌صراحت به آن‌ها اعلام کرده است که آتش‌بس پایان یافته است.»

رئیس‌جمهوری آمریکا در ادامه در پستی دیگر تهدید کرد: «۱۰۰۰ موشک آماده شلیک و به سوی جمهوری اسلامی ایران هدف‌گیری شده‌اند و اگر دولت ایران به تهدید خود، که در گوشه و کنار جهان بر زبان رانده شده، مبنی بر ترور یا تلاش برای ترور رئیس‌جمهور مستقر ایالات متحده آمریکا، که در این مورد من هستم، عمل کند، هزاران موشک دیگر بلافاصله به دنبال آن‌ها روانه خواهند شد!»

وی مدعی شد: «دستورات از قبل صادر شده‌اند و ارتش ایالات متحده برای یک دوره یک‌ساله، که قابل تمدید است، آماده، مایل و قادر است تا تمامی مناطق ایران را به طور کامل نابود کند و از بین ببرد - الحمد لله!»

این تهدیدها پس از آن مطرح شد که برخی رسانه‌های آمریکایی از جمله وال‌استریت ژورنال و سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه مدعی شدند اسرائیل اطلاعاتی درباره طرحی از سوی ایران برای ترور ترامپ در اختیار آمریکا قرار داده است؛ ادعایی که مقام‌های آمریکایی اعلام کردند هنوز به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده است.

بازگشت مناقشه به نقطه اصلی؛ تنگه هرمز

ترامپ یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ در گفت‌وگوی تلفنی با شبکه خبری سی‌ان‌ان مدعی شد: «دیشب ضربه بسیار سختی به آنها وارد کردیم.»

وی همچنین مدعی شد: «ایالات متحده و ایران روز شنبه بسیار به دستیابی به یک توافق نزدیک شده بودند. آنها داشتند با همه چیز موافقت می‌کردند، اما ناگهان دو ساعت بعد با پهپاد به یک کشتی حمله کردند. یک جای کار این آدم‌ها می‌لنگد.»

در مقابل، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بامداد ۲۱ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد: یک فروند کشتی متخلف مورد اصابت شلیک اخطار قرار گرفته است.

سپاه اعلام کرد: «اولا با توجه به بروز این ناامنی به سبب مداخله غیرقانونی بیگانگان، تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی و تا پایان مداخلات آمریکا در این منطقه بسته و هیچ شناوری اجازه تردد نخواهد داشت، ثانیا اگر دشمن متجاوز به بهانه این حادثه که خود، مسبب آن بوده است، خطایی کند و تجاوز جدیدی علیه ما داشته باشد با شدت پاسخ داده خواهد شد و پایگاه‌های جدیدی از دشمن در منطقه مورد هدف قرار خواهد گرفت.»

پس از اعلام سپاه، سنتکام مدعی شد تنگه هرمز برای همه کشتی‌هایی که به دنبال عبور قانونی از این آبراه بین‌المللی هستند، باز است و نیروهای آمریکایی برای «اطمینان از حفظ آزادی ناوبری» در منطقه حضور دارند.

تهران تاکید دارد این تنگه یک مسیر ایرانی - عمانی است و امنیت آن باید با مشارکت کشورهای ساحلی و بدون مداخله نظامی قدرت‌های خارجی تامین شود.

فشار اقتصادی همزمان با فشار نظامی

همزمان با تشدید درگیری‌های نظامی، واشنگتن فشار اقتصادی علیه ایران را نیز افزایش داد؛ اقدامی که در ادامه روند بازگشت سیاست فشار حداکثری ارزیابی می‌شود.

وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۶ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد مجوز عمومی‌ای را که به ایران اجازه می‌داد نفت خود را بفروشد لغو کرده است. این وزارتخانه گفت معافیتی که در ۲۱ ژوئن اعلام شده بود و به ایران اجازه می‌داد تا ۲۱ اوت نفت خام و محصولات نفتی خود را به فروش برساند، لغو شده است.

این اقدام آمریکا در حالی صورت گرفت که از نگاه تهران، با بند نهم تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در تعارض است؛ بندی که بر خودداری طرفین از اقداماتی که روند تفاهم و کاهش تنش را تضعیف کند، تأکید دارد. ایران معتقد است واشنگتن با بازگرداندن فشارهای تحریمی، همزمان با اقدامات نظامی، عملاً مسیر تفاهم را تضعیف کرده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین ۱۹ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد «علی انصاری» بازرگان و مؤسس بانک منحل‌شده «آینده»، و چند صرافی مرتبط با ایران را در فهرست تحریم‌های خود قرار داده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا مدعی شد علی انصاری «بر شبکه گسترده‌ای از دارایی‌ها در سراسر جهان نظارت دارد» و او را متهم کرد که «اختلاس گسترده را در ساختار حکومت ایران نهادینه کرده و ثروت‌های تأمین‌شده از منابع عمومی را به مجموعه وسیعی از املاک و دارایی‌های تجاری در خارج از کشور منتقل کرده است.»

به این ترتیب، واشنگتن در کنار حملات نظامی و اقدامات امنیتی، رویکرد سیاست فشار حداکثری را بر خلاف تفاهم‎‌نامه در پیش گرفته و در تلاش برای تغییر معادلات از طریق ترکیب تحریم، تهدید و نمایش قدرت نظامی است.

نشست بی‌نتیجه شورای امنیت؛ تداوم فشار سیاسی همزمان با فشار نظامی و اقتصادی

در ادامه همین روند، شورای امنیت سازمان ملل نیز به صحنه دیگری از تقابل میان روسیه و چین با کشورهای غربی بر سر ایران تبدیل شد؛ نشستی که به درخواست اعضای اروپایی شورا درباره قطعنامه ۲۲۳۱ برگزار شد، اما بدون نتیجه مشخص پایان یافت و بار دیگر اختلاف درباره اعتبار حقوقی این قطعنامه را آشکار کرد.

«امیر سعید ایروانی» سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل، پس از برگزاری این نشست، با انتقاد از برگزاری آن تاکید کرد قطعنامه ۲۲۳۱ در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ پایان یافته و دیگر اعتبار حقوقی و اجرایی ندارد.

وی از مواضع روسیه و چین در مخالفت با برگزاری این نشست قدردانی کرد و آمریکا و اسرائیل را مسئول تشدید بحران دانست.

ایروانی همچنین تاکید کرد حملات نظامی آمریکا علیه ایران، نقض تعهدات واشنگتن ذیل یادداشت تفاهم اسلام‌آباد است و تلاش برای ایجاد ترتیبات موازی درباره تنگه هرمز، اجرای این تفاهم را تضعیف خواهد کرد.

به این ترتیب، شورای امنیت نیز بخشی از همان مناقشه اصلی شد؛ مناقشه‌ای که از میدان نظامی و اقتصادی تا عرصه دیپلماتیک امتداد یافته و در آن، آمریکا تلاش می‌کند روایت خود از مسئولیت آغاز و تشدید بحران را تثبیت کند.

در مجموع، تحولات روزهای اخیر نشان می‌دهد که واشنگتن در دوره جدید تقابل با تهران، بار دیگر راهبرد فشار حداکثری را با ابزار نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک درهم آمیخته است؛ رویکردی که هدف آن تغییر موازنه در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان یعنی تنگه هرمز است.

با این حال، مناقشه بر سر تنگه هرمز صرفا یک اختلاف درباره امنیت کشتیرانی نیست بلکه به رویارویی دو نگاه درباره آینده امنیت خلیج فارس بازمی‌گردد.

آمریکا می‌کوشد حضور خود را با عنوان «حفاظت از آزادی ناوبری» تثبیت کند، در حالی که ایران تاکید دارد امنیت این آبراه راهبردی باید بر پایه نقش کشورهای ساحلی و بدون مداخله قدرت‌های خارجی تعریف شود.

تنگه هرمز در ماههای اخیر و از زمان جنگ دوم آمریکا و اسرائیل به نقطه‌ای تبدیل شده است که در آن، فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی واشنگتن به هم پیوند خورده‌اند؛ نقطه‌ای که می‌تواند مسیر آینده تقابل یا بازگشت به سازوکارهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن را تعیین کند؛ اگرچه میانجیگران و مقامات اکثر کشورها و نهادها و سازمان‌های بین المللی برای بازگشت ایران و آمریکا به میز در تلاش هستند./ایرنا

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها