به گزارش صد آنلاین ، رسیدگی به این پرونده با گزارش اسیدپاشی روی مردی میانسال در یکی از محلههای جنوب تهران آغاز شد. پس از اعلام وقوع این حادثه، مأموران پلیس همراه تیم تحقیق راهی بیمارستان شدند. بررسیهای اولیه نشان داد مرد مجروح به نام امیر بر اثر اسیدپاشی دچار سوختگی شده و عامل این حادثه نیز برادر کوچکترش، امید بوده است. تحقیقات نشان میداد دو برادر سالها بر سر مسائل خانوادگی و مالی با یکدیگر اختلاف داشتند و حتی پیش از این نیز به دلیل درگیری میان آنها پرونده قضایی تشکیل شده بود. پس از بهبود نسبی وضعیت جسمانی شاکی، تحقیقات از او آغاز شد. امیر در تشریح ماجرا گفت: «اختلاف من و برادرم از سالها قبل شروع شده بود. چند سال پیش در جریان یک درگیری، او با چاقو مرا مجروح کرد. پس از آن از او شکایت کردم و براساس نظریه پزشکی قانونی، دادگاه وی را به پرداخت ۱۰ میلیون تومان دیه محکوم کرد. حکم اجرا شد و برادرم مبلغ دیه را پرداخت کرد و من هم تصور میکردم اختلافات ما تمام شده است.»
وی ادامه داد: «مدتی بعد متوجه شدم مادرم برای تهیه همان ۱۰ میلیون تومان، سند خانه را به صورت وکالتی به نام خواهرزادهمان منتقل کرده تا بتواند این مبلغ را از او قرض بگیرد اما وقتی امید نتوانست پول را به خواهرزادهمان بازگرداند، او نیز سند خانه را به نام خواهرش منتقل کرد. به این ترتیب خانه مادرم از دست رفت و من برادرم را مسئول این اتفاق میدانستم. همین موضوع باعث شد اختلافهای ما دوباره شدت بگیرد.»
شاکی در ادامه اظهاراتش گفت: «بارها بر سر این موضوع با هم مشاجره و درگیری داشتیم تا اینکه آخرین بار، هنگام یکی از همین درگیریها، برادرم روی بدنم اسید پاشید. بخشی از بدنم دچار سوختگی شد و اگر همسایهها به موقع مرا به بیمارستان منتقل نمیکردند، شاید وضعیت بسیار بدتری پیدا میکردم.»
پس از ثبت شکایت، امید تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. مأموران با انجام تحقیقات و اقدامات اطلاعاتی، سه ماه بعد موفق شدند مخفیگاه او را شناسایی و وی را دستگیر کنند. پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به اتهام اسیدپاشی به شعبهای از دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه رسیدگی، شاکی بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و با اشاره به اتفاقاتی که پس از دستگیری برادرش رخ داده بود، گفت: «بعد از بازداشت امید، خواهرزادهام برای آزادی او سند همان خانه را بهعنوان وثیقه در اختیار دادگاه قرار داد اما برادرم متواری شد. در نهایت به دلیل بازنگشتن او، سند ضبط و خانه در مزایده فروخته شد. حالا علاوه بر آسیبهایی که از اسیدپاشی دیدهام، خانه مادرم را هم از دست دادهایم.»
وی درباره خواسته خود از دادگاه گفت: «شاید بتوانم از دیه مربوط به سوختگیهای بدنم بگذرم اما از دست رفتن خانه را هرگز فراموش نمیکنم. اگر برادرم بتواند سند خانه را بازگرداند و خسارتی که به خانواده وارد شده جبران شود، حاضرم از دریافت دیه صرفنظر کنم اما اگر نتواند این کار را انجام دهد، خواهان دریافت کامل دیه هستم و رضایت نخواهم داد.»
پس از اظهارات شاکی، متهم برای دفاع از خود در جایگاه قرار گرفت. امید با تأیید اختلافهای خانوادگی، از دادگاه خواست فرصتی برای جبران خسارت در اختیارش قرار دهد و گفت:
«تا زمانی که در زندان باشم، هیچ کاری از دستم برای پس گرفتن سند خانه برنمیآید. اگر برادرم رضایت بدهد و آزاد شوم، میتوانم برای بازگرداندن سند و حل این مشکل اقدام کنم.»
اما شاکی با رد این درخواست تأکید کرد که تا زمان بازگرداندن سند خانه حاضر به گذشت نیست و آزادی برادرش را نیز کمکی به حل این موضوع نمیداند.
پس از پایان دفاعیات متهم و اظهارات طرفین پرونده، قضات دادگاه برای بررسی محتویات پرونده و صدور رأی وارد شور شدند.
جام جم انلاین