۰۷ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۱

راز قتل زن سالخورده پس از دفن فاش شد/ سرایدار به قصاص محکوم شد

قتل
بازدید:۵۳۶
صد آنلاین | پرونده مرگ زنی ۶۵ ساله که ابتدا در اثر سکته قلبی تصور می‌شد، با کشف سرقت طلاهایش به یک پرونده جنایی تبدیل شد‌؛ پرونده‌ای که با اعتراف سرایدار ساختمان به قتل و سرانجام صدور حکم قصاص برای او پایان یافت.

به گزارش صد آنلاین ، رسیدگی به این پرونده جنایی از نخستین روز بهمن سال ۱۴۰۳ و با گزارش مرگ مشکوک زن ۶۵ ساله‌ای در خانه‌اش در محله شوش تهران آغاز شد. زمانی که مأموران پلیس و تیم جنایی در محل حاضر شدند، هیچ نشانه آشکاری از درگیری یا قتل دیده نمی‌شد و در بررسی‌های اولیه تصور بر این بود که زن سالخورده بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داده است. به همین دلیل پس از انجام معاینات اولیه، جسد برای طی مراحل قانونی و دفن به پزشکی قانونی و سپس بهشت‌زهرای تهران منتقل شد. در حالی که همه چیز از یک مرگ طبیعی حکایت داشت، چند ساعت بعد، اتفاقی مسیر تحقیقات را تغییر داد. پسر مقتول که برای برداشتن مدارک هویتی مادرش به خانه بازگشته بود، متوجه شد طلاهای او و همچنین دو کارت بانکی‌اش ناپدید شده است. همین موضوع شک او را برانگیخت و احتمال داد مادرش قربانی یک جنایت شده باشد. او با مراجعه به پلیس آگاهی شکایت خود را ثبت کرد و خواستار بررسی دوباره علت مرگ مادرش شد. 

در جریان تحقیقات، فرزند این زن به مأموران گفت: «‌خانه‌ام فقط چند کوچه با محل زندگی مادرم فاصله دارد و طبق عادت هر روز برای او صبحانه برده بودم اما وقتی وارد خانه شدم، با جسد بی‌جان مادرم روبه‌رو شدم.» همین اظهارات و مفقود شدن اموال باارزش مقتول باعث شد پرونده وارد مرحله تازه‌ای از رسیدگی شود.

کارآگاهان همزمان با تحقیق از اعضای خانواده و ساکنان ساختمان، سرنخ مهمی به دست‌ آوردند. یکی از همسایه‌ها در تحقیقات گفت ساعت ۴ بامداد روز حادثه، زوج سرایدار ساختمان را دیده که با یک کوله‌پشتی محل را ترک کرده‌اند. به گفته این شاهد، پس از آن دیگر کسی آنها را ندیده و تلفن‌های همراه‌شان نیز خاموش است. این اظهارات، ظن پلیس را نسبت به نقش این زوج در ماجرای مرگ زن سالخورده افزایش داد. 

از سوی دیگر، بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران برای روشن شدن علت اصلی مرگ، از پزشکی قانونی خواست جسد بار دیگر به دقت بررسی شود. نتیجه کالبدشکافی برخلاف تصور اولیه بود و کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند زن ۶۵ ساله نه بر اثر سکته بلکه در اثر خفگی جان خود را از دست داده و قربانی قتل شده است. با مشخص شدن این موضوع، پرونده وارد مرحله جنایی شد و تلاش برای شناسایی و دستگیری عاملان قتل آغاز شد.

بررسی‌های تخصصی کارآگاهان نشان داد زوج سرایدار پس از ترک ساختمان با یک تاکسی اینترنتی راهی رباط‌کریم شده‌اند. مأموران با ردیابی مسیر حرکت آنها و انجام اقدامات اطلاعاتی، چند هفته بعد مخفیگاه‌شان را در خانه‌ای اجاره‌ای در رباط‌کریم شناسایی کردند. با هماهنگی مقام قضایی، عملیات دستگیری انجام شد و هر دو متهم بدون درگیری بازداشت و برای ادامه تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شدند. متهمان که شهاب و شیوا نام دارند، در بازجویی‌ها لب به اعتراف گشودند. شهاب در تشریح ماجرا به بازپرس جنایی گفت: «سه سال قبل با همسرم شیوا آشنا شدم و با او ازدواج موقت کردم. از آن موقع سرایدار ساختمان محل قتل بودیم و در زیرزمین آنجا ساکن شدیم. مقتول خانه‌هایی داشت که هر ماه اجاره آنها را از مستاجرانش جمع می‌کردم، حتی کارتش را می‌داد و برایش خرید می‌کردم. زنم باردار بود و قرار بود ۱۵ روز دیگر پدر شوم. مقتول چند روزی بود برای شرکت در عروسی به شهرستان رفته و نیمه‌شب حادثه بازگشت.»

او درباره انگیزه درگیری نیز گفت: «روز قبل از مستاجران ۳۵ میلیون تومان اجاره گرفته و در کیسه‌ای گذاشته بودم. نیمه‌شب که آمد، ۳۵ میلیون تومان را در کیسه گذاشتم و برایش بردم. می‌گفت باید ۴۵ میلیون تومان باشد نه این مبلغ و من دروغ می‌گویم. من به خانه رفتم تا رسیدها را برایش بیاورم. وقتی برگشتم، دیدم حال زنم بد شده، فهمیدم با صاحبخانه دعوایش شده و صاحبخانه او را هل داده و به دیوار برخورد کرده است. عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم. با آن زن دعوا کردم که چرا به زن باردارم آسیب زده است. با دستانم گلویش را گرفتم. مقتول مقاومت می‌کرد و صورتم را چنگ انداخت. همسرم می‌گفت بیا برویم دعوا نکن اما من آن‌قدر گلویش را فشار دادم تا فوت شد. 

متهم در ادامه اعترافات خود گفت: «سه النگوی طلای مقتول را همراه انگشتر، گوشواره و ست طلاهایی که به خودش آویزان کرده بود، به همراه دو کارت بانکی برداشتم و فرار کردیم. به خانه دوستم در رباط‌کریم رفتیم. زنم را به بیمارستان بردم که آنجا فهمیدم بچه‌مان سقط شده است. طلاها را در طلافروشی‌های کرج، شهریار، رباط‌کریم و پرند فروختم. با پول فروش طلاها خانه‌ای اجاره کردم و در آنجا ماندیم.»

در ادامه تحقیقات، همسر متهم نیز با حضور در دادسرای جنایی، اظهارات شهاب را تأیید کرد و گفت در جریان درگیری حضور داشته اما فقط شاهد ماجرا بوده و نقشی در قتل زن صاحبخانه نداشته است. 

با تکمیل تحقیقات مقدماتی، پرونده با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. براساس کیفرخواست شهاب متهم به مباشرت و شیوا متهم به معاونت در قتل شدند. در این جلسه فرزندان مقتول برای شهاب درخواست قصاص کردند و گفتند از خون مادرشان گذشت نمی‌کنند. 

سپس شهاب در جایگاه قرار گرفت و با تکرار اعترافات قبلی خود گفت‌: من و همسرم به دلیل مشکلات مالی در خانه مقتول سرایدار بودیم و کارهای او را انجام می‌دادیم. او وقتی عصبانی می‌شد به من و همسرم توهین می‌کرد و می‌گفت باید بعد از رفتن مستاجران، همسرم خانه‌شان را تمیز کند. شب حادثه به من تهمت دزدی زد و رفتم رسید اجاره‌ها را بیاورم. وقتی دیدم با زنم درگیر شده و او خونریزی دارد، عصبانی شدم، زن صاحبخانه را خفه کردم و با برداشتن طلاهایش فرار کردیم. 

شیوا هم منکر قتل شد و اظهار کرد: من فقط صحنه درگیری را تماشا کردم و دخالتی نداشتم. همسرم با او درگیر شد و نمی‌دانستم می‌خواهد زن صاحبخانه را خفه کند. 

وکیلش هم در دفاع از او گفت‌؛ موکلم در ماجرا وحدت قصدی با همسرش نداشته و معاون در قتل نبوده است. 

پس از دفاعیات متهمان و وکلای‌شان، قضات وارد شور شدند و شهاب را به قصاص محکوم کردند. شیوا هم از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد. جام جم انلاین

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها