به گزارش صد آنلاین ،در پروندههای قتل، قاضی معمولا با بررسی پرونده و ادله؛ (گزارش پلیس، اظهارات متهم و شاکی، شهادت شهود، نظریه پزشکی قانونی و سایر مدارک)، رسیدگی در دادگاه؛ (اظهارات طرفین پرونده)، احراز وقوع جرم؛ (قتل صورت گرفته یا نگرفته)، تعیین نوع قتل؛ (عمدی، غیرعمد و شبهعمد) رای صادر میکند. این در حالی است که رای صادره در مراحل بالاتر قابل بررسی و تجدیدنظر است. «اعتماد» در این گزارش به جلسات محاکمه و اتهام این پنج محکوم پرداخته است.
شانزدهم خردادماه سال جاری، متهمان یک پرونده جنایی پای میز محاکمه میروند. در این پرونده درگیری بین چند پسر جوان باعث میشود دختری که نقشی در این درگیری نداشته مورد اصابت گلوله قرار بگیرد و جانش را از دست بدهد؛ فروردینماه سال گذشته به پلیس گزارش میشود؛ دختر جوانی در بیمارستان شهدای تجریش جانش را از دست داده است.
وقتی ماموران به محل میروند، متوجه میشوند درگیری بین دو گروه از پسران رخ داده و این دختر نقشی در درگیری نداشته است. پلیس متوجه میشود ضارب بعد از اینکه از مرگ این دختر جوان آگاه شده به سمت مرزهای ایران فرار کرده و قصد خروج از کشور را داشته، اما ماموران او را شناسایی و دستگیر میکنند. متهم پس از دستگیری مدعی میشود که سلاح متعلق به او نبوده و ضارب هم شخص دیگری بوده است. با این حال با توجه به مدارک به دست آمده پلیس او را به عنوان متهم اصلی و فردی دیگر را به اتهام حمل سلاح غیرمجاز بازداشت میکند.
پرونده بعد از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده میشود. در جلسه رسیدگی، مادر این دختر جوان درخواست قصاص میکند. متهم ردیف اول در دادگاه میگوید: «اتهام قتل را قبول ندارم، چون من ضارب نبودم. ما گروهی دختر و پسر جوان بودیم که خانهای را در دربند اجاره کردیم و میخواستیم دو روز آنجا بمانیم. یکی، دو ساعت قبل از حادثه با هم پارک رفته بودیم و قلیان کشیدیم.
عصر به خانه برگشتیم، اما چون هنوز وسایل در پارک بود، دوباره به آنجا برگشتیم. وسایل را برداشتیم و همین که میخواستیم به خانه بیاوریم چند نفر به ما حمله کردند. کسانی که به ما حمله کردند در واقع با متهم ردیف دوم مشکل داشتند و به همین دلیل ما را تعقیب کردند و ما درگیر شدیم. یکی از کسانی که به ما حمله کرد، اسلحه شکاری داشت.
من حین فرار از روی دیوار پریدم. یک دفعه همان شخصی که اسلحه داشت بالای سر من حاضر شد. لوله تفنگش را گرفتم، ولی نتوانستم کاری بکنم. فقط او را پرت کردم که حین کشمکش یک گلوله شلیک شد. به سمت دوستم رفتم. او را بهشدت کتک زده بودند و غرق در خون بود. از دیدن این صحنه ناراحت شدم. خواستم کمک کنم که متوجه شدم دختری تیر خورده است.
افراد طرف مقابل شلیک کردند و من شلیک نکردم. این دختر را به بیمارستان بردیم و من به سمت مرز فرار کردم.» سپس دوست متهم که به عنوان متهم ردیف دوم بود در جایگاه قرار میگیرد و اظهار میکند: «اتهام را قبول ندارم. اسلحه مال من نبود. هرچه در تحقیقات مقدماتی گفته شده غلط است. اسلحه به من و دوستم ربطی نداشته و ضاربان ما نبودیم. درخواست برائت دارم.» در پایان قضات شعبه ۱۰ برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
پانزدهم خردادماه سال جاری، سه نفر به اتهام قتل محاکمه میشوند؛ سال گذشته گزارش یک درگیری به پلیس ورامین اطلاع داده میشود؛ در این درگیری یک جوان جانش را از دست میدهد. پلیس متوجه میشود درگیری منجر به قتل به خاطر یک دختر بوده که چند سالی با مقتول در رابطه عاطفی بوده است. پلیس عامل قتل را شناسایی و بازداشت میکند.
او به قتل اعتراف میکند و میگوید: «یکی از دوستان من با مقتول رقابت عشقی داشت و ما هم به همین دلیل آنجا بودیم. وقتی مقتول درگیری ایجاد کرد من قصد دفاع از خودم را داشتم و نمیخواستم او را بکشم، اما او جانش را از دست داد.» رسیدگی به این پرونده ادامه داشت تا اینکه گزارشی دیگر به پلیس اطلاع داده میشود؛ در این گزارش آمده بود که بین دو ماشین در حال حرکت در ورامین تیراندازی رخ داده و این تیراندازی منجر به مرگ دو نفر شده است؛ پلیس تحقیقات خود را آغاز میکند و مشخص میشود فردی که تیراندازی کرده از پلاک جعلی استفاده کرده است.
بعد از مدتی، ماموران عاملان تیراندازی را شناسایی و بازداشت میکنند. متهمان در بازجوییها به تیراندازی اعتراف میکنند و یکی از آنها عنوان میکند: «برادر مقتول به ما دستور تیراندازی داده است. وقتی مقتول کشته شد برادرش صبر نکرد تا دادگاه درباره پرونده تصمیم بگیرد.
او که خیلی ثروتمند است گفت کسانی در پرونده قتل برادرش هستند که قانون آنها را مجرم نمیداند و فقط کسی که مرتکب قتل شده را دستگیر کرده است. به همین خاطر پول داد که آنها هم تنبیه شوند. شب حادثه برادر مقتول مدعی شد چهار نفر که به خاطر آنها برادرش کشته شده در یک عروسی جمع هستند؛ دو نفر از دوستان برادر مقتول از آنها عکس گرفتند و برای ما فرستادند.
ما هم که مسلح بودیم همگی آماده شدیم. وقتی آنها از عروسی بیرون آمدند شلیک کردیم و ماشین را به گلوله بستیم. در این میان دو نفر از آنها درجا فوت کردند.» ماموران برادر مقتول و هر سه مرد را دستگیر میکنند. تحقیقات در حال تکمیل بود که متهم جوان پرونده که درباره نقش برادر مقتول صحبت کرده بود در زندان جانش را از دست میدهد و پرونده پس از طی کردن مراحل قانونی برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده میشود.
در جلسه رسیدگی اولیایدم هر دو مقتول درخواست قصاص میکنند. برادر مقتول در جلسه دادگاه میگوید: «من در جریان نبودم که متهمان قصد تیراندازی دارند و من هم حرفی به آنها نزدم. من در ماشین بودم که شلیک کردند.» متهم دیگر نیز در جایگاه قرار میگیرد و میگوید: «ما ضارب نبودیم. ضارب شخصی بود که حالا فوت کرده است.
ما هیچ کدام در جریان کارهای او نبودیم و به نوعی گرفتار شدیم.» سپس متهم ردیف سوم نیز در جایگاه قرار میگیرد و میگوید: «من اصلا به خاطر قتل عکاسی نکردم از من پرسیدند کجا هستید من هم سلفی گرفتم و گفتم در عروسی هستیم. من قصد لو دادن کسی را نداشتم.» بعد از اینکه وکلا دفاعیات خود را انجام دادند، قضات وارد شور شدند تا حکم را صادر کنند.
پانزدهم خردادماه سال جاری، مردی در دادگاه به خاطر درگیری مرگبار خیابانی با حکم قصاص مواجه میشود. پرونده به سال ۱۳۹۸ و درگیری که در یکی از محلههای جنوب تهران رخ داده بود، مربوط میشد که پس از طی کردن مراحل مختلف قضایی وارد مرحله اجرای حکم میشود. طبق گزارش پلیس، روز حادثه مردی جوان برای مدت نسبتا طولانی در خیابانی میایستد.
توقف طولانی و حضور او در محل باعث حساسیت برخی از اهالی میشود و در نهایت یکی از ساکنان به سمت او میرود و علت حضور طولانی او را جویا میشود. به گفته شاهدان، یک مرد جوان به حضور طولانی فرد ناشناس اعتراض میکند و از او میخواهد آنجا را ترک کند، اما این گفتوگو خیلی زود به مشاجره لفظی تبدیل میشود و تنش بین دو طرف بالا میگیرد. پس از درگیری اولیه، جوان معترض که ساکن همان محل بوده با برادرش تماس میگیرد و از او میخواهد به آنجا بیاید.
او به برادرش میگوید که فردی ناشناس برای مدت طولانی در محله حضور دارد و رفتارهایش موجب نگرانی و سلب آسایش اهالی شده است. دقایقی بعد برادر او به آنجا میرسد. با حضور او مشاجره از حالت لفظی خارج و به درگیری فیزیکی کشیده میشود.
در جریان این درگیری، چاقویی که در دست برادر مرد معترض بوده، روی زمین میافتد. متهم پرونده در همان لحظات چاقو را از روی زمین برمیدارد و با آن ضربهای به جوان معترض وارد میکند. شدت جراحت به حدی بوده که جوان مجروح پس از انتقال به مرکز درمانی جان خود را از دست میدهد و پروندهای با موضوع قتل عمد تشکیل میشود. پس از وقوع قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات گستردهای را آغاز و متهم نیز شناسایی و بازداشت میشود.
در ادامه رسیدگیهای قضایی، پرونده با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده میشود. در جلسات رسیدگی، اولیای دم مقتول که پدر و مادر او بودند با حضور در دادگاه برای متهم به قتل فرزندشان درخواست قصاص میکنند و میگویند که از حق قانونی خود نمیگذرند. این در حالی است که متهم در جریان دفاعیات خود درباره نحوه وقوع درگیری و شرایط حادثه توضیحاتی ارایه میکند، اما قضات دادگاه با بررسی اظهارات طرفین، گزارشهای پلیسی، نظریه پزشکی قانونی و سایر مدارک موجود در پرونده، ارتکاب قتل را محرز میدانند. در نهایت حکم قصاص نفس برای متهم صادر میشود. این حکم پس از طی مراحل قانونی و رسیدگی در دیوان عالی کشور مورد تایید قرار میگیرد و قطعیت مییابد.
پس از نهایی شدن روند رسیدگی قضایی، پرونده برای اجرای حکم به شعبه دوم اجرای احکام ارسال میشود تا مقدمات قانونی اجرای رای انجام شود. به این ترتیب پرونده قتل پس از حدود 8 سال رسیدگی قضایی به آخرین مرحله خود میرسد تا پس از انجام تشریفات قانونی در شعبه دوم اجرای احکام محکوم پای چوبهدار برود.
یک سال قبل گزارشی مبنی بر اینکه پسری، پدرش را به قتل رسانده به پلیس اعلام میشود. طبق این گزارش مرد ۵۵ سالهای با ضربات چاقو جانش را از دست میدهد. بعد از دستگیری متهم و ثبت اعترافات او، اولیای دم اعلام گذشت میکنند و پرونده به لحاظ جنبه عمومی جرم به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری استان تهران ارسال میشود.
صبح روز دوازدهم خردادماه سال جاری، این متهم در جایگاه قرار میگیرد و میگوید: «من و پدرم اختلافات بسیاری با هم داشتیم. پدرم به من میگفت دیگر نباید از من پول توجیبی بگیری. خودت باید هزینه زندگیات را تامین کنی. فکر میکرد من نمیخواهم کار کنم. در حالی که اینطور نبود و کاری پیدا نمیکردم. روز حادثه ما باز هم سر این مساله با هم جروبحث کردیم.
آنقدر از دست تحقیرهایش ناراحت بودم که نتوانستم خودم را کنترل کنم و با ضربه چاقو او را کشتم. از کارم بسیار پشیمان هستم. من واقعا نمیدانم بعد از این چطور میخواهم زندگی کنم.» با پایان جلسه دادگاه قضات برای صدور رای در این خصوص هم وارد شور شدند.
دوازدهم خردادماه سال جاری، مردی به اتهام قتل پسرش در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشود؛ مهرماه سال گذشته جسد پسری که با ضربات چکش کشته شده بود، پیدا میشود. وقتی هویت جسد مورد تایید قرار میگیرد پدر او اعلام میکند که خودش این کار را کرده است. این مرد اعتراف میکند که به خاطر آزارهای پسرش او را کشته است.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به لحاظ جنبه عمومی جرم به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده میشود. در جلسه رسیدگی باتوجه به اینکه پدر در قتل فرزند مجازات قصاص ندارد، دادستان خواستار مجازات متهم به لحاظ جنبه عمومی جرم میشود. سپس متهم در جایگاه قرار میگیرد.
او اتهام را قبول میکند و میگوید: «پسرم اعتیاد داشت و با توجه به وضعیتش خیلی اذیت میکرد. من همین یک پسر را داشتم، اما خیلی مرا اذیت میکرد. خواهرانش را هم اذیت میکرد و هم کتک میزد. شب حادثه بحث کردیم. او از من پول میخواست، چون به او پول ندادم به سمتم حمله کرد. من هم با چکش ضربهای به سرش زدم و سپس با چاقو به گردنش ضربه وارد کردم.» در پایان قضات شعبه ۱۳ برای صدور رای وارد شور شدند./ اعتماد انلاین