آخرین اخبار
۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۰۸

بررسی تعلق سرزمین فلسطین به یهودیان بر اساس آیۀ ۲۱ سورۀ مائده

بررسی تعلق سرزمین فلسطین به یهودیان بر اساس آیۀ ۲۱ سورۀ مائده
بازدید:۲۸۳۳
آیه ۲۱ سوره مائده، مالکیت ابدی برای یهود ثابت نمی‌کند، بلکه وعده‌ای مشروط به ایمان و فرمان‌برداری است که با سرپیچی از بین می‌رود.

به گزارش صدآنلاین، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:

پرسش:

آیا بر اساس آیه ۲۱ سوره مائده، سرزمین فلسطین متعلق به یهودیان است؟
پاسخ:

یکی از آیاتی که در مباحث سیاسی و کلامی معاصر پیرامون مسئله فلسطین بحث و بررسی می‌شود، آیۀ ۲۱ سورۀ «مائده» است که خداوند متعال از زبان حضرت موسی علیه ‌السلام خطاب به بنی‌اسرائیل می‌فرماید: «یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَهَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ». ممکن است کسانی با استناد به تعبیر «التی کتب الله لکم»، مدعی‌ شوند که قرآن کریم مالکیت ابدی سرزمین فلسطین را برای قوم یهود تثبیت کرده است؛ اما آیا چنین برداشتی با اصول تفسیر قرآن، سیاق آیات و مبانی کلام اسلامی سازگار است؟ آیا «کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ» به معنای تملیک دائمی و غیرمشروط است؟ در این نوشتار می‌کوشیم این مسئله را بررسی کنیم.

استیلای مشروط

حضرت موسی علیه ‌السلام به بنی‌اسرائیل فرمود: «وارد آن سرزمین مقدسی شوید که خدا برایتان مقرّر کرده است»؛ اما مقدّر‌شدن ورود به آن سرزمین را مشروط به ایمان و پایداری بر دین دانست و هشدار داد که از دین بازنگردید که زیان خواهید کرد. این هشدار نشان می‌دهد که ورود و استقرار در آن سرزمین، وابسته به ایمان، اطاعت و پایداری بر دین الهی بوده است؛ چنان‌که وقتی بنی‌اسرائیل از فرمان الهی خودداری کردند، نه‌تنها وارد آن سرزمین نشدند، بلکه به مدت چهل سال در بیابان سرگردان ماندند (۱)؛ سرنوشتی که به‌روشنی نشان‌دهندۀ مشروط‌بودن این وعده بوده است و نه قطعی و همیشگی (۲).

کتابت الهی در عالم طبیعت

برای فهم دقیق‌تر این مطلب باید به این مسئله توجه کرد که کتابت الهی در عالم طبیعت و نشئه حرکت، در معرض «بدا» و تغییر و تبدیل است. تنها حکمی که از مرزهای «محو و اثبات» فراتر رود و به لوح محفوظ راه یابد، ثابت و تغییر‌ناپذیر است؛ اما در محدوده محو و اثبات، آنچه خداوند برای فرد یا گروهی مقدر می‌کند، وابسته به شرایط و رفتار آنان است و امکان زوال و تغییر و دگرگونی دارند. بنابراین در جایی که پای اختیار و تکلیف انسان در میان است، تقدیر این نیست که خدا «چه شما بخواهید یا نخواهید، در مسیر مستقیم باشید یا نباشید، من نعمت خود را به شما می دهم»، اصل کلی معارف قرآنی درباره عالم طبیعت و حیات دنیا این است که اگر خدا نعمت خود را به گروهی داد، از آنها بازپس نمی‌گیرد، مگر آنکه منحرف شوند و این سنّت الهی در قرآن با تعبیرهای مختلف بیان شده است (۳)؛ متنعّمان اگر حق‌شناس باشند، خدا به ایشان پاداش می‌دهد؛ اما چنانچه نعمت الهی را پاس ندارند، مدتی به آنها مهلت داده می‌شود تا توبه کنند، وگرنه ممکن است نعمت از آنان گرفته شود. در آیه مورد بحث نیز هم به ورود به سرزمین مقدس فرمان داده شده است و هم از بازگشت و ارتداد نهی گردیده است؛ بدین معنا که استمرار لطف الهی وابسته به استمرار ایمان و اطاعت است (۴).

نقد دلالت آیه بر ملکیت دائمی

بر فرض اینکه مراد از سرزمین مقدّس، فلسطین باشد، آیه دلالتی ندارد که فلسطین برای بنی‌اسرائیل است و خدا آن را برایشان مقدّر کرده است و هرچند صهیونیستی فکر کنند و نژادپرست و خونریز باشند، باز بتوانند در این سرزمین مقدّس و منزّه بمانند. حتی اگر ملک طِلق آنها باشد، ورود و سکونت در آن را تا زمانی که به شریعت الهی مؤمن باشند، برای آنها مقدّر کرده است. شاهد این مدعا، افزون بر ماجرای چهل‌سال سرگردانی آنها به دلیل خودداری از فرمان الهی، آیۀ دوم سورۀ «حشر» است که یهودیان در مدینه دارای مالکیت و قدرت بودند و در دژهای مستحکم زندگی می‌کردند؛ ولی هنگامی که به پیمان‌شکنی و توطئه روی آوردند، به فرمان الهی از سرزمین خود اخراج شدند و اموال و سرزمینشان در اختیار مسلمانان قرار گرفت (۵).

نتیجه:

استدلال به آیۀ ۲۱ سورۀ «مائده» برای اثبات مالکیت یهود بر سرزمین فلسطین از دو حیث مخدوش است:

نخست: معلوم نیست مراد از «سرزمین مقدس»، فلسطین باشد؛

دوم: حق سکونت این سرزمین «مقدّس» برای کسانی است که مؤمن باشند و یهود آن روز نیز بر اثر ایمان اجازۀ ورود به آن را یافتند، نه به طور مطلق و دائمی. بنابراین آیه نه دلالتی بر ملکیت ابدی دارد و نه یهودیان و صهیونیست‌هایی را دربر می‌گیرد که با نژادپرستی و دشمنی با اسلام، شرایط حفظ این موهبت را از دست داده‌اند.

برای مطالعۀ بیشتر:

۱. عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ قم: اسراء، ۱۳۸۹ ش، ج ۲۲، ص ۲۵۵.

۲. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۵، ص ۲۸۹.

۳. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ ۳۲، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، ج ۴، ص ۳۳۷.

پی‌نوشت‌ها:

۱. مائده: ۲۶.

۲. ر.ک: عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ قم: اسراء، ۱۳۸۹ ش، ج ۲۲، ص ۲۵۵.

۳. رعد: ۱۱. انفال: ۵۳. اسراء: ۸. انفال: ۱۹.

۴. ر.ک: عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ ج ۲۲، ص ۲۵۶.

۵. ر.ک: عبدالله جوادی آملی؛ تسنیم؛ ج ۲۲، ص ۲۵۸.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها