آخرین اخبار
۰۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۱

دلایل احتمال بالا برای یک جنگ ۱۰۰ روزه

دلایل احتمال بالا برای یک جنگ ۱۰۰ روزه
بازدید:۱۳۰۸
صد آنلاین | سعید اشیری در یادداشتی نوشت: در گزارش مفصل‌تری سه سناریو از شرایط اختتام جنگ طرح شده است که بر اساس این دوره‌های زمانی است: (۱) یک ماهه (نامحتمل‌ترین سناریو)؛ (۲) صد روزه (محتمل‌ترین)؛ (۳) شش ماهه (احتمال متوسط).

به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، سعید اشیری در یادداشتی نوشت: در گزارش مفصل‌تری سه سناریو از شرایط اختتام جنگ طرح شده است که بر اساس این دوره‌های زمانی است: (۱) یک ماهه (نامحتمل‌ترین سناریو)؛ (۲) صد روزه (محتمل‌ترین)؛ (۳) شش ماهه (احتمال متوسط).

 

هر کدام از این سناریوها بر پایه‌ی‌ دلایل و عواملی طرح شده‌اند؛ در اینجا به سناریوی جنگ ۱۰۰ روزه، بر پایه‌ی‌ دست‌کم پنج دلیل استراتژیک خواهیم پرداخت. این سناریو به عنوان «بن‌بست فرسایشی» شناخته می‌شود و محتمل‌ترین فرجام جنگ است. 


دلایل استراتژیک زیر این بازه‌ی زمانی را به عنوان «نقطه‌ی تعادل بحران» تعیین می‌کنند:

یک. پنجره‌ی ۱۰۰ روزه برای نفوذ زمینی و شورش داخلی


آمریکا و اسرائیل، علی‌رغم برتری هوایی، همچنان به پتانسیل «نفوذ زمینی» و «شورش داخلی» به عنوان کلید نهایی تغییر نظام و حاکمیت ایران، بسیار امیدوارند. بازه‌ی ۱۰۰ روزه، فرصت کافی را برای این موارد فراهم می‌کند: عملیات‌های روانی، حملات سایبری گسترده، حمایت بیشتر از هسته‌های‌ نفوذ، کاهش حمایت اجتماعی ایرانیان از ادامه‌ی نبرد، شروع پیامد اختلال‌ها در شرایط مدیریتی کشور، دوصدایی شدن در ایران (شکل‌گیری دوگانه‌ی قطبیِ جنگ-مذاکره). این استراتژی، قوی‌ترین ضربه‌ای است که می‌تواند موازنه‌ی قدرت داخلی را به نفع امریکا و اسرائیل تغییر دهد. در واقع، این دو تلاش می‌کنند با طولانی کردن جنگ تا این سقف، موقعیت‌‌های متعددی برای فروپاشی ایران از درون، ایجاد کند.

 

دو. اراده‌ی چین


چین در این شرایط کمترین آسیب ساختاری را می‌بیند. اگرچه BRI (ابتکار کمربند و جاده) با اختلال مواجه شده، اما پکن از تضعیف توان نظامی و تمرکز استراتژیک آمریکا در خلیج‌فارس، کاملاً استقبال می‌کند. این درگیری به چین اجازه می‌دهد ضمن مشاهده‌ی عملکرد تسلیحات آمریکاییِ تحت فشار، فرصتی طلایی برای پیشبرد اهداف خود در تایوان و اقیانوس آرام بیابد. منافع ناشی از درگیر شدن دارایی‌های استراتژیک آمریکا در یک جنگ فرسایشی (دست‌کم صد روزه)، بسیار بیشتر از هزینه‌های موقت انرژی برای پکن است.

 

سه. اهرم فشار تنگه‌ی هرمز و مسابقه برای «امتیازات معادل»


کنترل تنگه‌ی هرمز توسط ایران، بزرگ‌ترین شوک عرضه در تاریخ بازار نفت را ایجاد کرده است و بزرگ‌ترین دستاورد ژئواقتصادی ایران در این جنگ است. این دستاورد برای ایران، چنان امتیاز بزرگی برای جناح آمریکا محسوب می‌شود که واشنگتن ناچار است جنگ را آنچنان ادامه دهد تا با اشغال یا نابودی زیرساخت‌های صادراتی ایران (مانند جزیره خارگ) یا انهدام کامل نیروی دریایی و زیرساخت‌های موشکی، اهرم‌های معادلی برای چانه‌زنی در مذاکرات نهایی به دست آورد. آمریکا بدون به دست آوردن یک «برگ برنده»ی میدانی، حاضر به پذیرش پایان جنگ در سایه‌ی کنترل/انسداد تنگه‌ی هرمز نخواهد بود. همین اراده از سوی طرفین، یعنی یک درگیری فراتر از دوره‌ی کوتاه‌مدت؛ بر همین اساس، دوره‌ی جنگ در میان‌مدتِ دست‌کم ۱۰۰ روزه، محتمل‌ترین برآورد است. 

 

چهار. همگرایی ایران با بلوک شرق


فشار نظامی بیش از ۱۰۰ روز، ریسک «ادغام ساختاری» و همگرایی حداکثری نظامی-اطلاعاتی ایران با چین و روسیه را به‌شدت افزایش می‌دهد. در حال حاضر نیز گزارش‌هایی از همکاری‌های مختلف سه‌جانبه میان این سه کشور منتشر شده است. آمریکا به‌خوبی آگاه است که عبور از مرز میان‌مدت، می‌تواند به تشکیل یک اتحاد دفاعی دائمی و غیر قابل بازگشت در اوراسیا منجر شود؛ ریسکی که پنتاگون برای جلوگیری از آن، مایل به خاتمه‌ی درگیری در این بازه است.

 

پنج. اراده و انگیزه‌های ایران برای حفظ اهرم‌ها و برگ‌های برنده‌ی‌ امنیتی و اقتصادی
استراتژی ایران بر «تداوم مقاومت» تا زمان بروز تنش معنادار و دردآور در بازارهای جهانی استوار است. تهران می‌داند که حفظ و کنترل تنگه‌ی هرمز و نگه داشتن قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار برای مدت بیش از سه‌ماه، فشار خردکننده‌ای بر اقتصاد غرب و زنجیره‌های تأمین آنها وارد می‌کند. این بازه‌ی زمانی به ایران اجازه می‌دهد از ذخایر استراتژیک جهان (که حدود ۷۸ روز کفایت می‌کند) عبور کرده، غرب را در موقعیت «اضطرار اقتصادی» برای پذیرش شروط ایران قرار دهد (محاسبات تفصیلی جنگ ۱۰۰ روزه هم بیش از همه به این عدد: ۷۸، مرتبط است). بنابراین بسا بتوان گفت: ایران، در این جنگ وجودی، بیشترین انگیزه را دارد که این جنگ را تا ۱۰۰ روز ادامه دهد تا نهایتاً به اهرم‌های اصلی و برگ‌های برنده‌ی‌ خود برای رفع تهدیدهای وجودی از خود، دست پیدا کند. 

 

صلح، سایه‌سار درخت اقتدار است و ایران برای یک صلح پایدار، به این اهرم‌های پایه، نیاز حیاتی دارد…  مگر اینکه بخواهد به‌سمت «گریز هسته‌ای» نیز تغییر ریل بدهد.