به گزارش خبرنگار فرهنگی صد آنلاین، اندیشکده حکمرانی فرهنگی شهر تهران در تازهترین یادداشت راهبردی خود، با نقد رویکردهای یک طرفه در مدیریت فرهنگی، مدل جدیدی تحت عنوان «حکمرانی حیرتمحور» را برای کلانشهر تهران پیشنهاد داد.
در این یادداشت آمده است:
موضوع: از «یقین کاذب» تا حکمرانیِ شنونده؛ بازخوانی دکترین «حکمرانیِ حیرتمحور» در مدیریت فرهنگی پایتخت
حکیم عمر خیام نیشابوری، در یکی از عمیقترین تاملات هستیشناسانهی خود، مرز میان «ادعای فضل» و «ادراک حقیقت» را با این رباعی ترسیم میکند:
آنّان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال، شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
این نهیبِ تاریخی، امروز در ساحت حکمرانی فرهنگی شهر تهران، نه یک تذکر اخلاقی، بلکه یک ضرورتِ متدولوژیک (روششناختی) است. اندیشکده حکمرانی فرهنگی، با وام گرفتن از مفهوم «حیرت» در اندیشهی خیام، مدل «حکمرانی حیرتمحور» (Wonder-Based Governance) را به عنوان راهکار عبور از انسدادهای فرهنگی پیشنهاد میدهد.
۱. آسیبشناسی «دگماتیسمِ مدیریتی» در شهر
در مدلهای سنتی و صُلبِ حکمرانی، مدیر فرهنگی خود را «محیط فضل» (احاطهیافته به تمام پاسخها) میپندارد. این «یقین کاذب» منجر به پدیدهی «مدیریتِ گلخانهای» میشود؛ جایی که حکمران در جمعِ همفکران خود (شمعِ اصحاب) به بازتولیدِ کلیشهها میپردازد. خیام هشدار میدهد که این رویکرد، در مواجهه با «شب تاریکِ» پیچیدگیهای اجتماعی، تنها به تولید «فسانه» (سیاستگذاریهای غیرواقعی و انتزاعی) میانجامد که ثمرهای جز «خوابزدگی» و عقبماندگی از تحولاتِ کفِ میدان ندارد.
۲. تبیین نظری «حکمرانیِ حیرتمحور» (Wonder-Based Governance)
در ادبیات علمی، «حیرت» به معنای سرگشتگی نیست، بلکه به معنای «گشودگیِ معرفتی» (Epistemic Openness) است. حکمرانیِ حیرتمحور بر سه رکن استوار است:
- تواضع در برابر تکثر: پذیرش اینکه حقیقتِ فرهنگی تهران، یک پدیدهی چندلایه و سیال است که در انحصارِ یک قرائت خاص نیست.
- اصالتِ استماع (Priority of Listening): در این مدل، «شنیدن» یک ابزار زینتی نیست، بلکه «ستونِ فقراتِ سیاستگذاری» است. حکمرانِ حیران، پیش از آنکه سخن بگوید، به صدای محلات، زیستجهانِ جوانان و خردهفرهنگهای پایتخت گوش میسپارد.
- شکِ روشمند به پیشفرضها: حکمرانی حیرتمحور همواره این پرسش را مطرح میکند: «آیا مدلهای ذهنی ما هنوز با واقعیتِ سال ۱۴۰۵ انطباق دارد؟»
۳. از «مونولوگِ » به «دیالوگِ شهری»
تهران امروز، صحنهی تقابلِ «روایتهای متکثر» است. مدیر فرهنگی که دچار «ملال از حرفِ مخالف» باشد، عملاً پیوند خود را با سازمانِ اجتماعی شهر قطع کرده است. «حکمرانی حیرتمحور» با جایگزینیِ «دیالکتیکِ میدانی» به جای «گفتگوی یکسویه»، تلاش میکند از گسستهای فرهنگی پل بسازد. این مدل، به جای آنکه بخواهد صُلب و سختافزاری فرهنگ را هدایت کند، به دنبال «کشفِ معنا» در لایههای پنهان شهر است.
پیشنهاد راهبردی:
اندیشکده حکمرانی فرهنگی شهر تهران تأکید میکند که برای خروج از پیلهی «مدیریتِ خوابزده»، باید به سوی دکترینِ حکمرانیِ حیرتمحور حرکت کرد.
ما نیازمند مدیران فرهنگی هستیم که با اعتراف به پیچیدگیِ «جانِ شهر»، هنرِ خوب شنیدن را احیا کنند. تنها در این صورت است که میتوان راهی به سوی «روشنایی» و وفاقِ فرهنگی در این کلانشهرِ بیقرار یافت و از تولیدِ افسانههای ملالآور به سوی حقیقتِ زندگیِ مؤمنانه و عزتمندانه حرکت کرد.
با آروزی پیروزی رزمندگان اسلام در جنگ رمضان - اندیشکده حکمرانی فرهنگی شهر تهران - پنجم فروردین 1404