به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر «حمایت از حمله کردها به ایران» و اینکه «چنین اقدامی امر خوبی است»، بار دیگر نشان میدهد که نگاه او به منطقه خاورمیانه همچنان در چارچوب تفکر امپریالیستی و سیاست دیرینه تفرقهافکنی قومی-مذهبی تعریف میشود.
ترامپ که در دوران ریاستجمهوری خود با خروج از برجام، تحریمهای حداکثری، و ترور سردار شهید سلیمانی، بیثباتسازی ایران را پی گرفته بود، اکنون در مواضع جدیدش آشکارا از سناریوی تجزیهطلبی قومی سخن میگوید؛ رویکردی که از منظر تاریخ سیاسی منطقه، بازتولید همان سیاست آمریکا در عراق، سوریه و لیبی است — بالکانیزهسازی خاورمیانه برای تضعیف محور مقاومت و جلوگیری از قدرتیابی دولتهای مستقل اسلامی.
🔹 تحلیل در سه سطح:
سیاسی: این موضع ترامپ، تلاشی برای تحریک گسلهای قومی و زبانی درون ایران است؛ در حالیکه تجربه تاریخی نشان داده، تنوع قومی در ایران نه تهدید، بلکه عامل ثبات ملی است. هرگاه قدرتهای بیگانه به تحریک قومیتها پرداختهاند، واکنش مردم ایران همگرایانه و وحدتآفرین بوده است.
امنیتی: تجزیهطلبی هرگز در داخل کشور پایگاه اجتماعی واقعی ندارد و بیشتر از اتاقهای فکر امنیتی غرب و رسانههای معاند تغذیه میشود. رویکرد مقاومت ملی در ایران، طی دههها نشان داده که امنیت یکپارچگی سرزمینی، خط قرمز جمهوری اسلامی است.
ایدئولوژیک: در لایه عمیقتر، این اظهارات نشان میدهد که محور غرب هنوز نمیتواند با واقعیت ظهور مدل حکمرانی مستقل اسلامی ـ ایرانی کنار بیاید؛ مدلی که برخلاف نظم آمریکامحور، بر پیوند ایمان، سیاست و ملت تکیه دارد.
اظهار حمایت از حمله قومیتی به یک ملت، در حقیقت اعترافی است به شکست راهبردهای پیشین آمریکا علیه ایران: وقتی نمیتوانند ملت را از درون فرسوده کنند، از بیرون به تفرقه امید میبندند.
اما تاریخ ایران نشان داده است: از سدههای باستان تا امروز، هرگاه صدایی از تجزیه برخاسته، طنین وحدت ملی آن را خاموش کرده است.