به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، فارنافرز، نشریه معتبر سیاست خارجی آمریکا، در مقالهای با عنوان «Iran’s Divided Opposition» (۱۳ فوریه ۲۰۲۶) تصویری کمسابقه و صریح از وضعیت اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی ترسیم میکند؛ تصویری که نهتنها با روایتهای تبلیغاتی رسانههای فارسیزبان خارجنشین فاصله دارد، بلکه عملاً به ناتوانی ساختاری مخالفان در تبدیل نارضایتی اجتماعی به آلترناتیو سیاسی اذعان میکند.
نویسندگان مقاله، سانام وکیل و الکس وطنکا، تأکید میکنند که هر بار ایران با موجی از اعتراضات مواجه میشود، این پرسش در محافل غربی و اپوزیسیون تکرار میشود که «آیا نظام در آستانه سقوط است و اگر چنین شود، چه چیزی جای آن را میگیرد؟» اما پاسخ فارنافرز برخلاف هیجانات رسانهای، واقعگرایانه و سرد است: مشکل اصلی نه در بقای جمهوری اسلامی، بلکه در فقدان یک نیروی جایگزین منسجم، قابل اعتماد و فراگیر است.
فارنافرز تصریح میکند که اپوزیسیون ایران مجموعهای پراکنده از جریانهاست؛ از دانشجویان و فعالان داخلی گرفته تا گروههای قومی، چهرههای دیاسپورا و سلطنتطلبان خارجنشین. این جریانها نهتنها فاقد رهبری مشترکاند، بلکه به گفته مقاله، بیش از آنکه با حاکمیت درگیر باشند، سرگرم تخریب و متهمسازی یکدیگرند؛ از اتهام همکاری با جمهوری اسلامی گرفته تا وابستگی به دولتهای خارجی.
این وضعیت، به اعتراف فارنافرز، باعث شده اپوزیسیون حتی در شرایطی که نظام با فشارهای اقتصادی، تحریم و نارضایتی اجتماعی مواجه است، نتواند از «فرصت» استفاده کند.
یکی از کلیدیترین جملات مقاله این است که جمهوری اسلامی ممکن است به این دلیل دوام بیاورد که «هیچ جایگزین قابل اتکایی وجود ندارد». این گزاره، عملاً خط بطلانی است بر ادعاهای جریانهایی که سالها با تکیه بر حمایت رسانهای و خارجی، خود را «آماده قدرت» معرفی کردهاند.
فارنافرز حتی نسبت به سناریوهای مورد علاقه برخی محافل غربی ــ از فروپاشی سریع نظام تا انتقال قدرت به چهرهای بیرونی ــ هشدار میدهد و تأکید میکند بدون برنامه حداقلی مشترک، نقشه اداره دوران گذار و سازوکار فراگیر، هرگونه تغییر میتواند به بیثباتی یا بازتولید اقتدارگرایی منجر شود.
جمعبندی مقاله روشن است: اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی در میدان سیاست شکست خورده، زیرا نتوانسته از مرحله اعتراض، شعار و فشار رسانهای عبور کند و به مرحله تولید مشروعیت، سازماندهی و برنامه حکمرانی برسد. این اعتراف از زبان یکی از مهمترین نشریات سیاست خارجی آمریکا، نشان میدهد که شکاف میان «تصویر رسانهای اپوزیسیون» و «واقعیت سیاسی آن» عمیقتر از آن است که با عملیات روانی پر شود.
تحلیل صد آنلاین اینطور نشان می دهد که تحلیل فارنافرز، ناخواسته اما صریح، یک واقعیت را برجسته میکند:
اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی فقط حاصل ابزارهای امنیتی نیست؛ بلکه اپوزیسیون ها اینقدر ناتوان هستند که در ذهن مردم ایران به عنوان آلترناتیو ملی به حساب نمی آیند.