آخرین اخبار
۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۴
یادداشت سردبیر

تبدیل تهدید ایرانیان خارج از کشور به فرصت؛ از منطق امنیتی تا اقتدار هوشمند

تبدیل تهدید ایرانیان خارج از کشور به فرصت؛ از منطق امنیتی تا اقتدار هوشمند
بازدید:۲۹۴
یکی از چالش‌های جاری کشور، تلاش سازمان‌یافته برای سوار شدن بر نارضایتی‌های اقتصادی داخلی و جهت‌دهی آن به پروژه‌های براندازانه، به‌ویژه با محوریت احیای سلطنت پهلوی است. در این میان، بخشی از ایرانیان خارج از کشور—نه لزوماً به‌عنوان بازیگران مستقل، بلکه در قالب ابزار یا پیاده‌نظام رسانه‌ای و روانی—در این روند ایفای نقش می‌کنند.

یکی از چالش‌های جاری کشور، تلاش سازمان‌یافته برای سوار شدن بر نارضایتی‌های اقتصادی داخلی و جهت‌دهی آن به پروژه‌های براندازانه، به‌ویژه با محوریت احیای سلطنت پهلوی است. در این میان، بخشی از ایرانیان خارج از کشور—نه لزوماً به‌عنوان بازیگران مستقل، بلکه در قالب ابزار یا پیاده‌نظام رسانه‌ای و روانی—در این روند ایفای نقش می‌کنند.

 

واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از این طیف، خود با بحران هویت، فشارهای اقتصادی، تبعیض ساختاری و بی‌ثباتی اجتماعی در جوامع غربی مواجه‌اند. هم‌زمان، به‌دلیل مشارکت در اقدامات رسانه‌ای یا سیاسی علیه جمهوری اسلامی، امکان بازگشت عادی به کشور را برای خود متصور نیستند و از همین رو، «تغییر رژیم» را نه یک تحلیل سیاسی، بلکه تنها مسیر حل بن‌بست شخصی خود می‌دانند. این وضعیت، آنان را مستعد تبدیل‌شدن به عامل تحریک، تهییج و حتی تسهیل‌گر پروژه‌های ناامن‌سازی می‌کند؛ پروژه‌هایی که در برخی موارد به شکل‌گیری هسته‌های ناآگاه و فریب‌خورده در داخل کشور منجر شده است.

 

با این حال، اقتدار سیاسی ایران ایجاب می‌کند که صرفاً در سطح واکنش امنیتی متوقف نشود. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که قدرت واقعی، تنها در مهار تهدید خلاصه نمی‌شود، بلکه در مدیریت، خنثی‌سازی و بازتولید فرصت از دل تهدید معنا می‌یابد.

 

در این چارچوب، نخستین گام، کنترل هوشمند فضای تحریک خارجی است؛ کنترلی که متکی بر رصد، پیشگیری و قطع زنجیره‌های هدایت و پشتیبانی رسانه‌ای و عملیاتی باشد، نه صرفاً برخوردهای مقطعی یا احساسی. این اقدام، بخشی از اقتدار سخت و ضروری نظام در حفظ امنیت ملی است.

 

اما در سطحی عمیق‌تر، جمهوری اسلامی می‌تواند و باید از سرمایه انسانی ایرانیان خارج از کشورِ غیرمعاند بهره‌برداری کند. ایرانیانی که همچنان به هویت دینی، ملی یا حداقلی از استقلال ایران پایبندند، در صورت انسجام فکری، سازمان‌یافتگی اجتماعی و ارائه خدمات واقعی (حمایتی، فرهنگی، معیشتی و هویتی) می‌توانند نقش ضربه‌گیر روانی و اجتماعی در برابر پروژه‌های براندازانه ایفا کنند. گفت‌وگو، آگاه‌سازی و نزدیک‌سازی این طیف، نه از موضع ضعف، بلکه از موضع اعتماد به نفس سیاسی، می‌تواند بخشی از افراد ناراضی و سرخورده از نظم غربی را یا جذب کند، یا دست‌کم از چرخه تنش، تحریک و دشمن‌سازی خارج سازد.

 

اقتدار سیاسی جمهوری اسلامی، دقیقاً در همین نقطه معنا می‌یابد:

نه نادیده‌گرفتن تهدید، نه بزرگ‌نمایی آن؛ بلکه مدیریت چندلایه، ترکیب امنیت با اقناع، و تبدیل فشار بیرونی به اهرم تثبیت درونی. در چنین رویکردی، دشمن ناچار است هزینه کند، اما نظام، هم‌زمان امنیت را حفظ کرده و سرمایه اجتماعی خود را بازتولید می‌کند.