برخلاف تصویری که سالهاست توسط امپریالیسم رسانهای غرب از جمهوری اسلامی ایران ساخته میشود، شواهد میدانی و رفتاری نشان میدهد که سیاست کلان ایران نه بر جنگافروزی، بلکه بر اجتناب از جنگ و جلوگیری از آن استوار است. تهران نه آغازگر درگیریها بوده و نه بهدنبال توسعه بحران، بلکه همواره کوشیده است با ایجاد بازدارندگی مؤثر، هزینه جنگ را برای طرف مقابل آنقدر بالا ببرد که اساساً تصمیم به جنگ منتفی شود.
منطق امنیتی جمهوری اسلامی بر این اصل استوار است که «جنگ نباید آغاز شود»، اما اگر تحمیل گردد، پاسخ محدود و نمایشی نخواهد بود. همین اصل، ایران را به بازیگری موازنهگر در منطقه تبدیل کرده است؛ بازیگری که با تقویت توان دفاعی، موشکی و بازدارندگی نامتقارن، عملاً راه هرگونه ماجراجویی نظامی را بسته است.
در واقع، قدرت نظامی ایران نه ابزار تهاجم، بلکه سپر پیشگیری از جنگ است. تجربه نشان داده هر جا بازدارندگی تضعیف شده، آتش جنگ شعلهور گشته و هر جا موازنه برقرار بوده، درگیری مهار شده است.
جمهوری اسلامی ایران در برابر حکومتها و بازیگران زورگو، سیاست «موازنه فعال» را دنبال میکند؛ نه تسلیم، نه تحریک. این موازنه به معنای آن است که هیچ قدرتی نتواند با ته زورگو، سیاست «موازنه فعال» را دنبال میکند؛ نه تسلیم، نه تحریک. این موازنه به معنای آن است که هیچ قدرتی نتواند با تهدید، تحریم یا ارعاب نظامی، اراده خود را به ملت ایران تحمیل زورگو، سیاست «موازنه فعال» را دنبال میکند؛ نه تسلیم، نه تحریک. این موازنه به معنای آن است که هیچ قدرتی نتواند با تهدید، تحریم یا ارعاب نظامی، اراده خود را به ملت ایران تحمیل کند.
برخلاف برخی دولتها که امنیت را در سایه وابستگی میجوی زورگو، سیاست «موازنه فعال» را دنبال میکند؛ نه تسلیم، نه تحریک. این موازنه به معنای آن است که هیچ قدرتی نتواند با تهدید، تحریم یا ارعاب نظامی، اراده خود را به ملت ایران تحمیل کند.
برخلاف برخی دولتها که امنیت را در سایه وابستگی میجویند، ایران امنیت را درونزا و بومی تعریف کرده است. همین رو کند.
برخلاف برخی دولتها که امنیت را در سایه وابستگی میجویند، ایران امنیت را درونزا و بومی تعریف کرده است. همین رویکرد باعث شده است که معادلات امنیتی منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران، عمیکرد باعث شده است که معادلات امنیتی منطقه بدون در نظر گرفتن نقش ایران، عملاً غیرقابل حل باشد.
واقعیت میدانی غرب آسیا نشان میدهد که بیثباتی محصول مداخلات نظامی آمریکا و متحدانش است، نه کنش دفاعی ایران. از افغانستان و عراق تا سوریه، هر جا لشکرکشی خارجی رخ داده، ناامنی مزمن بهجا مانده است.
در مقابل، ایران با تقویت موازنه قدرت و حمایت از ساختارهای بومی امنیتی، از فروپاشی کامل برخی کشورها جلوگیری کرده و مانع سرریز ناامنی به منطقه شده است. به همین دلیل است که حتی رسانهها و اندیشکدههای غربی نیز ناگزیر به اعتراف شدهاند که حذف ایران از معادلات امنیتی، نه ممکن است و نه مفید.
سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران بر تعامل، دیپلماسی و حلوفصل سیاسی اختلافات تأکید دارد. مذاکره، ابزار ضعف نیست، بلکه مکمل بازدارندگی است. تهران بارها نشان داده که بهدنبال تنش دائمی نیست، اما امنیت ملی را نیز وجهالمصالحه نمیکند.
این ترکیب هوشمندانه از قدرت، عقلانیت و صبر راهبردی همان چیزی است که ایران را از یک بازیگر صرفاً نظامی، به یک قدرت سیاسی–امنیتی تثبیتکننده تبدیل کرده است.
جمهوری اسلامی ایران نه بهدنبال جنگ با هیچ کشوری است و نه از جنگ میهراسد. راهبرد ایران، پیشگیری از جنگ از مسیر بازدارندگی، موازنه در برابر زورگویی و ایفای نقش ثباتساز در منطقه است. در جهانی که بسیاری با تهدید و زور سخن میگویند، ایران با قدرت بازدارندهاش پیام روشنی میدهد:
جنگ نه به نفع ماست و نه به نفع شما؛ پس بهتر است اصلاً آغاز نشود.