درپی شکست محاسبه متجاوزان صهیونیست در جنگ تحمیلی دوازده روزه، گروهک منافقین که ننگ انحصاری همدوشی با متجاوزین خارجی را بر پیشانی خود ابدی میبیند، با انتشار یادداشتهای تحریکآمیز با عناوینی چون «یک گام تا قیام» و «ایران: خیابان؛ آخرین گزینه زنده ماندن»، آشکارا در حال احیای راهبرد شکستخورده «ویتنامیسازی ایران» است.
آنان که دیروز با صدام حسین همپیمان شدند و علیه میهن در جنگ تحمیلی شمشیر کشیدند، امروز از «قیام ملت» و «نجات ایران» سخن میگویند. گروهکی که ترور هزاران شهروند بیگناه را در کارنامه دارد، اینک خود را دغدغهمند «اضطراب جمعی ایرانیان» مینماید. این تناقض آشکار، پرسش بنیادینی را پیش میکشد: هدف واقعی از این تحرکات تبلیغاتی جدید چیست؟
پاسخ در تکامل ناامیدانه یک راهبرد شکستخورده نهفته است؛ نقشهای قدیمی با ابزاری نو. منطق این استراتژی ساده اما شوم بود: دامنزدن به یک جنگ داخلی خونین، تا کشور را آنچنان در بحران فروبرد که مداخله یک ابرقدرت خارجی «اجتنابناپذیر» جلوه کند. این همان نقشی بود که در کنار صدام ایفا کردند و شکست آن را به وضوح دیدند.
درس جنگ دوازده روزه اما نشان داد که تا روزی که پیوند ارگانیک ملت و حاکمیت برقرار است، هر تهاجم بیرونی محکوم به شکست است. از همینروی، منافقین محور استراتژی خود را از «جنگ مسلحانه» به «جنگ شناختی» منتقل کردند. تیترهای تحریکآمیز امروزین آنان «جامعه در آستانه تصمیم تاریخی»، «بقای نظام به قیمت اضطراب جمعی» سلاحهای این نبرد نوین هستند. هدف، نه بسیج نظامی، که مهندسی اضطراب جمعی و تبدیل «امید» به «یأس» است. آنان میکوشند انرژی نارضایتیها را به سمت یک «انفجار کنترلشده» هدایت کنند؛ انفجاری که طبق نقشه قدیمی، زمینهساز دعوت از «نجاتبخش» خارجی باشد.
اما چرا این گروهک با سماجت بر یک راهبرد شکستخورده پافشاری میکند؟ پاسخ در یک ضرورت حیاتی نهفته است: بقا. ویتنامیسازی امروز برای منافقین، یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه تنها راه زنده ماندن سازمان است. آنان به خوبی میدانند که در غیاب یک بحران بزرگ ساختگی، برای حامیان خارجی خود هیچ کارکردی ندارند و محکوم به فراموشی هستند. بنابراین، آنچه را به عنوان «راه نجات ایران» عرضه میکنند، در حقیقت نسخه نجات خودشان از انزواست.
نبرد امروز، نبردی در میدان ادراک است. خطر اصلی، لشکرکشی نظامی نیست، بلکه ویروس تفرقهای است که این گروهک میکوشند در روان جامعه تزریق کنند. ادبیات تحریکآمیز اخیر، فریاد آخر یک پروژه ورشکسته است. آگاهی از این نقشه و شناخت ظاهر نوین دشمنی قدیمی، قویترین پادزهر در برابر آن است. تنها با حفظ هوشیاری جمعی و تقویت پیوندهای ملی میتوان توطئه تبدیل ایران به میدان نبرد نیابتی را برای همیشه خنثی کرد. ادبیات تحریکآمیز اخیر منافقین، فریاد آخر یک سازمان حاشیهنشین و شکستخورده است که میداند زمان به زیانش میگذرد.