به گزارش صدآنلاین؛ دور چهارم مذاکرات بر خلاف سه دور پیشین در فضای سنگینی برگزار شد که محصول اظهارنظرهای تند دولت آمریکا علیه خطوط قرمز ایران در پرونده هستهای بود؛ از یک طرف ترامپ بر تصمیمش برای برچیدن برنامه هستهای ایران تاکید کرد و از دیگر سو استیو ویتکاف از ضرورت ممنوعیت غنیسازی اورانیوم در ایران و برچیدن سه سایت غنیسازی گفت.
همین اظهارنظرها نشان میدهد که موضوع اصلی مذاکرات در دور چهارم همین خطوط قرمز ایران بوده است. بعد از مذاکرات سه ساعته امروز، وزیر خارجه ایران آن را «جدیتر و صریحتر از سه دور قبلی» و در عین حال «دشوارتر ولی بسیار مفید» توصیف کرد.
از جانب آمریکا نیز منابعی به نقل مقاماتی مذاکرات را «دلگرمکننده» توصیف کرده و دو طرف از ادامه مذاکرات در آینده نزدیک سخن گفتهاند. هنوز روشن نیست که دو طرف در بحثهای حساس و فشرده امروز خود به چه جمعبندی رسیدهاند؛ اما از فحوای سخنان عراقچی و منابع آمریکایی این گونه پیداست که هر طرفی به شکل شفاف و جدی موضع خود در این باره را بیان کرده است و ظاهرا «مفید» خواندن گفتگوها بیشتر به این مساله باز میگردد تا تحقق پیشرفتی در مسائل اختلافی. اما توافق برای ادامه مذاکرات به ویژه در ابعاد فنی آن در دور پنجم فی نفسه «امیدوارکننده» به نظر میرسد؛ هر چند هر چه مذاکرات وارد مسائل جزئیتر شود سختتر میشود و این دشواریها ممکن است در نقطهای حتی به وقفه و یا بنبست مذاکرات و لو برای مدتی منجر شود.
در کل، بنا به دلایلی فعلا دور چهارم نمیتواند دورنمای واضحی نسبت آینده مذاکرات ارائه دهد و دور پنجم مذاکرات میتواند تصویری روشنتر نشان دهد. نخست این که این دور مذاکرات در آستانه سفر دونالد ترامپ به منطقه برگزار شد و همین خود میتواند به عنوان یک عامل بیرونی به اشکالی بر مذاکرات چه پیش از برگزاری نشست چه بعد از آن سایه افکنده باشد و تصویری نسبتا غیرمرتبط با متن مذاکرات ایجاد کند. از این منظر سخنان نسبتا بیسابقه و تند ویتکاف به عنوان مذاکرهکننده ارشد آمریکا در گفتگو با سایت آمریکایی دست راستی «بریتبارت» در دو روز قبل از مذاکرات میتواند به نوعی پیامی به متحدان منطقهای در آستانه این سفر باشد. در این باره ذکر این مساله خالی از لطف نیست که متحدان عرب آمریکا هر چند بر خلاف اسرائیل تمایلی به شروع جنگی در منطقه میان آمریکا و ایران و حمله به تاسیسات هستهای آن ندارند، اما این بدان معنا نیست که دیگر بیخیال برنامه هستهای ایران شده و نگران آن نیستند، بلکه بدشان نمیآید که این برنامه دستکم به شکلی دیگر و به صورت جدی و قوی محدود شود. در این راستا هم ترامپ که عازم منطقه است و به دنبال گرفتن حداکثر امتیاز و دستاورد در این سفر و جذب تریلیونها دلار سرمایهگذاری است، همین خود میطلبد به ویژه دغدغههای امنیتی متحدان عرب آمریکا به شیوه مورد پسند آنها را به شکل جدیتر در نظر بگیرد.
از این رو، هیچ بعید نیست که یکی از دلایل اظهارنظرهای تند خود ترامپ و هم ویتکاف به نوعی در این راستا باشد. دوم این که اگر هم ویتکاف عبور از خطوط قرمز ایران را در آن مصاحبه صرفا با هدف ایجاد اهرم فشار مذاکراتی برای گرفتن حداکثر امتیازات انجام داده باشد، باز بسیار بعید است که در همین دور در جریان مذاکرات سریعا حرفهای خود را پس گرفته باشد و لزوما میبایست با همان غلظت هم دستکم در جریان مذاکرات این دور دنبال کند که در این حالت اولا طرف ایرانی نیز بسیار بعید است که حداقل در همین دور جز مخالفت واکنشی نشان بدهد و ثانیا اساسا در این صورت همین سطح محدود از رضایتمندی هم در مواضع دو طرف پس از برگزاری مذاکرات امروز معنا و محلی از اعراب ندارد. از این رو، یا ویتکاف مواضع اعلامی خود را در جریان مذاکرات امروز با همان شدت و غلظت دنبال نکرده و به شکل دیگری مطرح کرده است؛ یا اساسا «دلگرمکننده» توصیف کردن مذاکرات بیشتر با سفر ترامپ مرتبط است تا فضای داخلی مذاکرات. در این رابطه میتوان گفت که به همان اندازه که سختگیری بیشتر در مواضع اعلامی دولت ترامپ در آستانه دور چهارم مذاکرات با ایران در آستانه این سفر میتواند نوعی پیام اطمینان بخش به متحدان أمریکا باشد، همین سطح ابراز رضایت محدود از نتایج این دور و خودداری از ارائه تصویر «بن بست» نیز میتواند با سفر ترامپ مرتبط باشد؛ به این معنا که انجام آن در فضای تنش مذاکراتی با تهران هم مطلوب کاخ سفید نیست. با شرحی که رفت، فعلا دور چهارم مذاکرات سنجهای دقیق برای ارزیابی میزان پیشرفت و پسرفت نیست و باید منتظر دور پنجم و نتایج آن ماند.