۰۳ آبان ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۸

«مادر همه بمب‌ها» در امتداد جنگ روانی آمریکا علیه ایران

«مادر همه بمب‌ها» در امتداد جنگ روانی آمریکا علیه ایران
بازدید:۱۴۱
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، از تلاش برای کاشت بذر ترس، تردید، یأس و اختلاف با هدف تضعیف تاب‌آوری مردم و ایجاد خطا در محاسبات مسئولان سخن گفته‌اند؛ راهبردی که در کنار فشار نظامی، در تهدید‌های اخیر دونالد ترامپ درباره استفاده از «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران نیز قابل بررسی است.

 آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی در پنجم خرداد ۱۴۰۵، با اشاره به ابعاد جنگ ترکیبی دشمن تأکید کردند که طرف مقابل، در این عرصه، دو محور اصلی را هدف قرار داده است: تاب‌آوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ایشان ابزار اصلی دشمن در این مسیر را کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف دانستند. این تأکید، چارچوبی برای فهم یکی از ابعاد مهم تقابل ایران و آمریکا فراهم می‌کند؛ ابعادی که در آن، تهدید نظامی صرفاً به معنای استفاده از سلاح نیست، بلکه می‌تواند با عملیات رسانه‌ای و تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی همراه شود. 

 

در همین چارچوب، انتشار گزارش‌هایی درباره بررسی احتمال استفاده آمریکا از بمب GBU-۴۳/B، مشهور به «مادر همه بمب‌ها»، علیه ایران قابل توجه است. شبکه سی‌بی‌اس در ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶ گزارش داد که کاخ سفید و پنتاگون طرح‌هایی برای استفاده احتمالی از این سلاح علیه اهداف نظامی ایران آماده کرده‌اند؛ طرح‌هایی که اجرای آنها به تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا بستگی دارد. بنابراین، باید میان آماده‌سازی گزینه نظامی و تصمیم قطعی برای اجرای آن تفاوت قائل شد. 

 

 

با این حال، اهمیت موضوع تنها به احتمال استفاده از این بمب محدود نمی‌شود. نام‌گذاری رسانه‌ای این سلاح، نمایش تصاویر انفجار‌های عظیم و تکرار تهدید‌های مربوط به استفاده از آن، می‌تواند تصویری از قدرت تخریب گسترده و توانایی نامحدود نظامی ایجاد کند. در چنین فضایی، مخاطب ممکن است بیش از آنکه درباره قابلیت واقعی سلاح، نوع هدف و محدودیت‌های عملیاتی آن اطلاعات کسب کند، تحت تأثیر تصویری قرار گیرد که از قدرت آن ساخته شده است.

این همان نقطه‌ای است که بررسی تهدید نظامی با تحلیل جنگ روانی پیوند می‌خورد. در جنگ روانی، هدف لزوماً نابودی یک هدف فیزیکی نیست؛ گاهی هدف آن است که طرف مقابل پیش از وقوع یک حمله، هزینه مقاومت را در ذهن خود بیش از اندازه واقعی ارزیابی کند، نسبت به توان دفاعی خود دچار تردید شود یا در تصمیم‌گیری‌هایش تحت تأثیر ترس و فشار قرار گیرد. البته وجود چنین کارکردی را نمی‌توان صرفاً از طرح یک تهدید نتیجه گرفت، اما نحوه بازتاب رسانه‌ای تهدید‌ها و تأکید مکرر بر تسلیحات خاص، از جمله عواملی است که باید در تحلیل ارتباطات راهبردی طرفین مورد توجه قرار گیرد.

 

 

از سوی دیگر، ابعاد واقعی عملیات نظامی آمریکا نیز نباید از این تحلیل کنار گذاشته شود. بر اساس گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا، فرمانده سنتکام در ماه مه اعلام کرد که ارتش آمریکا طی ۳۸ روز نخست عملیات، بیش از ۱۳ هزار و ۵۰۰ حمله انجام داده است. این آمار مربوط به تعداد حملات است و نباید آن را معادل وزن مهمات مصرف‌شده دانست؛ ازاین‌رو، برای بیان دقیق میزان بمب‌های استفاده‌شده علیه ایران، به داده‌های مشخص درباره نوع و وزن مهمات نیاز است.

 

 

با وجود این حجم از عملیات، برجسته‌شدن نام یک بمب خاص، پرسش مهمی را پیش می‌کشد: چرا یک سلاح مشخص باید به نماد تهدید علیه ایران تبدیل شود؟ پاسخ را باید در تفاوت میان قدرت تخریب یک سلاح و تأثیر روانی تصویر آن جست‌و‌جو کرد. آمریکا با معرفی این بمب به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تسلیحات غیرهسته‌ای خود، بر ظرفیت تخریبی آن تأکید می‌کند؛ اما این تصویر به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که استفاده از آن الزاماً به تحقق اهداف راهبردی واشنگتن منجر خواهد شد.

 

 

بمب GBU-۴۳/B حدود ۹.۸ تن وزن دارد و نزدیک به ۸.۵ تن مواد منفجره حمل می‌کند. این سلاح برای ایجاد موج انفجار گسترده و تخریب اهداف در سطح زمین طراحی شده و آمریکا پیش‌تر در سال ۲۰۱۷ از آن علیه مواضع داعش در افغانستان استفاده کرده است. با این حال، قدرت انفجاری بالا به معنای توانایی تضمین‌شده برای نابودی هر نوع هدف، به‌ویژه تأسیسات عمیق زیرزمینی و سازه‌های مستحکم، نیست. کارشناسان نظامی نیز درباره میزان کارآمدی این بمب برای تحقق اهداف راهبردی آمریکا در ایران تردید‌هایی مطرح کردند.

 

 

از این منظر، نباید میان بزرگ‌نمایی رسانه‌ای یک سلاح و ارزیابی فنی توانایی‌های آن خلط کرد. تهدید نظامی آمریکا می‌تواند واقعی و نیازمند توجه جدی باشد، اما تحلیل آن باید بر پایه اطلاعات معتبر، ویژگی‌های تسلیحاتی و شرایط عملیاتی صورت گیرد؛ نه صرفاً بر اساس نام یک بمب یا تصویری که از قدرت تخریب آن ارائه می‌شود.

 

 

تأکید رهبر انقلاب بر هدف قرار گرفتن تاب‌آوری مردم و محاسبات مسئولان در جنگ ترکیبی، در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. اگر تهدید‌های نظامی با هدف افزایش فشار روانی نیز مطرح شوند، مقابله با آثار آنها مستلزم تفکیک تهدید واقعی از بزرگ‌نمایی تبلیغاتی، ارزیابی دقیق اطلاعات و جلوگیری از تبدیل فضای رسانه‌ای به منبع ترس و سردرگمی است.

 

 

در نهایت، «مادر همه بمب‌ها» را باید هم به‌عنوان یک سلاح با قابلیت‌های مشخص نظامی و هم به‌عنوان موضوعی در عرصه ارتباطات راهبردی بررسی کرد. مسئله اصلی فقط میزان تخریبی نیست که این بمب می‌تواند ایجاد کند؛ بلکه این است که تهدید به استفاده از آن چه تأثیری بر ادراک عمومی، اراده اجتماعی و محاسبات تصمیم‌گیران می‌گذارد. در جنگی که میدان نظامی و میدان روانی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، شناخت دقیق هر دو عرصه برای درک اهداف و پیامد‌های تهدید‌های آمریکا ضروری است.

 

انتهای پیام/خ381

 
تازه‌ها