محمد زرچینی؛ جنگ ایران و آمریکا در ماههای اخیر تبدیل به جنگ ارادهها شده و هر طرفی که بهتر بتواند از کارتهایش استفاده کند، در رأس اخبار رسانهها قرار میگیرد. اخیراً آمریکا از کارتی به نام استفاده از «مادر همه بمبها» علیه تأسیسات هستهای ایران در رسانهها استفاده میکند که این موضوع جای تأمل دارد.
«مادر همه بمبها GBU-۴۳/B» بزرگترین سلاح غیرهستهای در زرادخانه ایالات متحده است که نامش نخستین بار در سال ۲۰۰۳ و در آستانه حمله به عراق بر سر زبانها افتاد؛ اکنون و در پی انتشار گزارشهایی درباره احتمال استفاده از این بمب در حملات آینده علیه ایران، پرسشهای جدی درباره توانایی واقعی تخریب آن، سابقه عملیاتی و پیامدهای چنین اقدامی مطرح شده است. این گزارش با استناد به منابع نظامی و اظهارات مقامهای ایرانی، ابعاد مختلف این تهدید را بررسی میکند.
مشخصات فنی؛ غولی با کاربرد محدود
بر اساس دادههای منتشرشده توسط وزارت دفاع آمریکا، بمب GBU-۴۳/B حدود ۹.۸ تن وزن دارد که نزدیک به ۸.۵ تن آن را مواد منفجره از نوع H۶ تشکیل میدهد. طول این بمب به ۹ متر و قطر آن به بیش از یک متر میرسد و کلاهکی نسبتاً نازک دارد که برای انفجار در سطح زمین و نه نفوذ در آن طراحی شده است. همین ویژگی، آن را به سلاحی برای ایجاد موج انفجار گسترده و تخریب مناطق وسیع سطحی تبدیل میکند، نه سنگرشکن. کارشناسان نظامی میگویند این بمب در ارتفاعی از سطح زمین منفجر میشود و موج حاصل از آن میتواند اهدافی را در شعاعی تا یک کیلومتر از بین ببرد. با این حال، همان کلاهک نازک و مکانیزم انفجار سطحی، اثربخشی آن را علیه تأسیسات عمیق زیرزمینی با تردید جدی روبهرو کرده است.

تاریخچه استفاده؛ یک بار در میدان نبرد
«مادر همه بمبها» تنها یک بار در تاریخ عملیات نظامی آمریکا به کار رفته است؛ این سلاح در ۱۳ آوریل ۲۰۱۷ از یک هواپیمای ترابری MC-۱۳۰ بر فراز ولسوالی «اچین» در استان «ننگرهار» افغانستان بر روی مواضع گروه داعش پرتاب شد. پیش از آن، این بمب در سال ۲۰۰۳ تنها آزمایش شده بود و هرگز در جنگ عراق استفاده نشد. همین سابقه محدود عملیاتی، یعنی یک بار پرتاب در محیطی نسبتاً باز و بدون پدافند هوایی فعال، پرسشهای جدی درباره کارآمدی آن در فضایی با پدافند پیشرفته و اهداف سخت و پراکنده مانند ایران ایجاد میکند. گزارشهای اخیر نیز حاکی از آن است که ارتش آمریکا احتمال استفاده از این بمب را در چارچوب طرحهایی برای حمله به زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای ایران بررسی میکند.
تهدید روانی در برابر اراده ملی
اظهارات مقامهای آمریکایی و گزارشهای رسانهای درباره احتمال استفاده از این بمب، با واکنش تند و قاطع مقامهای ایرانی روبهرو شده است. علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در پاسخ به این تهدید میگوید: اگر آنها بخواهند از مادر بمبها استفاده کنند، ما از پدر موشکها استفاده خواهیم کرد و موشکهایی را به کار خواهیم گرفت که با آنها خواهند دید ورود به خطوط قرمز ایران چه بهایی برایشان خواهد داشت. این جمله تنها یک واکنش دیپلماتیک نیست؛ بازتاب درکی راهبردی از این واقعیت است که تهدید به استفاده از یک سلاح با کاربرد محدود، نمیتواند اراده یک ملت را در هم بشکند.
مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که پاسخ ایران به استفاده احتمالی از این بمب شدید و ویرانگر خواهد بود. سردار «سیدمجید ابن الرضا» سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در این زمینه میگوید: عناوین و ابعاد بمبها اهمیتی ندارند؛ بمبهای شما جای دیگری منفجر میشوند؛ در حیثیت جهانیتان، اقتصاد آمریکا و حتی معادلات انتخاباتیتان!
وی میافزاید: این قدرت موشکی ماست که معادلات را تغییر داده و شما را به جایی رسانده که از همین حالا باید (به ایران) بگویید: سلام قربان!

این سخنان، در کنار محتوای ویدئوهایی که در آنها با کنایه به تهدید آمریکا، از «پدر بمبها» در برابر «مادر بمبها» یاد میشود، نشاندهنده فضای روانی جامعه ایران است؛ جامعهای که تهدید را میشناسد، اما از آن نمیهراسد. ویدئوی منتشرشده در آپارات با عنوان «آمریکاییها مادر بمبها را دارند، ما پدر بمبها را» نیز که بخشی از سخنان سردار شهید حاجیزاده را مطرح میکند، بازتاب همین منطق مقاومت است که تهدید را به فرصتی برای نمایش انسجام ملی تبدیل میکند.
تهدید به استفاده از «مادر همه بمبها» را باید در چارچوب جنگ روانی و فشار سیاسی واشنگتن تحلیل کرد، نه بهعنوان یک گزینه نظامی قطعی و بیهزینه. سابقه تکباره استفاده از این سلاح در افغانستان، محدودیتهای فنی آن برای انهدام اهداف عمیق و زیرزمینی، و مهمتر از همه، واکنش قاطع و متحد ملت ایران و نیروهای مسلح، نشان میدهد که این تهدید بیش از آنکه بیانگر توانایی نظامی باشد، بیانگر ناتوانی در فهم اراده ملی است. ملت ایران بارها ثابت کرده که تهدید و فشار نهتنها آن را از پای درنمیآورد، بلکه بر عزم و انسجام آن میافزاید.
نهایتاً اگر بخواهیم یک نتیجه گیری داشته باشیم باید اشاره کنیم که ممکن است رئیسجمهور دیوانه آمریکا از این بمب حتی به شکل محدود هم که شده، استفاده کند؛ اما شدت و قدرت ویرانگری این بمب آنچنان نیست که در رسانهها به آن میپردازند؛ همچنین دونالد ترامپ باید محاسبه کند که آیا پس از حمله آمریکا، ایران از سلاحهای ویرانگر خود استفاده نخواهد کرد؟ آنجاست که درب جعبه پاندورا برای دولتمردان تروریست آمریکا باز خواهد شد و با بلایای جدیدی آشنا خواهند شد که کمترین آن، اعمال محدودیتهای بسیار سنگین در بنادر نفتی کشورهای منطقه و استفاده از موشکهای بالستیک با سرجنگی بیش از دو تن برای انهدام اهداف آمریکا و متحدانش در منطقه خواهد بود.
انتهای پیام/ 281