۱۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۲

تکنیکِ فشارِ سیاسی علیه وزیر کار؛ وقتی «دغدغه انتصابات» پوششی برای سهم‌خواهی می‌شود

وزیر کار
بازدید:۹۲
صد آنلاین | مصاحبه اخیر آقای عبدالوحید فیاضی، نماینده محترم مجلس، علیه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، حاوی نکات قابل تأملی است که نشان می‌دهد لبه تیزِ انتقادات ایشان نه بر مدار «کارشناسی»، بلکه بر مدار «سیاست‌ورزیِ انتخاباتی» می‌چرخد. اتهاماتی نظیر «تصمیم‌گیریِ افراد خاص» یا «ویرانه شدن شستا»، ادعاهایی سنگین هستند که نیاز به اسناد متقن دارند، نه اظهارات ژورنالیستیِ مبهم.

به گزارش خبرنگار سیاسی صد آنلاین، مصاحبه اخیر آقای عبدالوحید فیاضی، نماینده محترم مجلس، علیه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، حاوی نکات قابل تأملی است که نشان می‌دهد لبه تیزِ انتقادات ایشان نه بر مدار «کارشناسی»، بلکه بر مدار «سیاست‌ورزیِ انتخاباتی» می‌چرخد. اتهاماتی نظیر «تصمیم‌گیریِ افراد خاص» یا «ویرانه شدن شستا»، ادعاهایی سنگین هستند که نیاز به اسناد متقن دارند، نه اظهارات ژورنالیستیِ مبهم.

 

 

۱. شستا؛ از «ویرانه» تا «اصلاح ساختاری»

 

نماینده از شستا به عنوان «ویرانه» یاد کرده است. پرسش اینجاست: اگر شستا پیش از مدیریت میدری ویرانه نبوده، پس این حجم از انباشتِ ناکارآمدی و شرکت‌های زیان‌ده که میراث سال‌های گذشته است، از کجا آمده؟ حقیقت آن است که میدری در حال جراحیِ یک پیکره بیمار است. طبیعی است که در فرآیند تغییر ریل مدیریتی و حذف جریان‌های رانتیِ سابق، مقاومت‌های شدیدی شکل بگیرد. آنچه آقای فیاضی «انتصاب افراد خاص» می‌نامد، در واقع «تثبیت جریان تکنوکرات» در برابر «جریان سیاسیِ سهم‌خواه» است. آیا ایشان ترجیح می‌دهد شستا در اختیار همان افرادی باشد که در سال‌های گذشته، عملکردشان منجر به بحران‌های کنونی شده است؟

 

 

۲. اسیرِ اطرافیان یا مجریِ عدالتِ مدیریتی؟

 

اینکه گفته شده «وزیر اختیارش را به اطرافیان داده»، کلیشه‌ای‌ترین دیالوگ سیاسی برای تضعیف یک مدیر مقتدر است. احمد میدری، چهره‌ای شناخته‌شده در حوزه‌ی رفاه است که با کارنامه علمی و اجرایی مشخص به وزارت رسیده. انتصاباتی که صورت گرفته، بر مبنای ضرورتِ «تغییر ساختار» بوده است. نماینده محترم باید شفاف کند که کدام «انتصاب قانونی» رخ نداده است؟ اگر ملاک، توانمندی است، رزومه‌ها در دسترس است؛ اما اگر ملاک، «معرفی‌نامه»‌های سفارشی است که از دفتر برخی نمایندگان به وزارتخانه می‌رود، طبیعی است که وزیر در برابر این فشارها مقاومت کند و این مقاومت، «تصمیم‌گیریِ افراد خاص» نامیده شود!

 

 

۳. استیضاح؛ ابزارِ نظارت یا چکشِ فشار؟

 

در خصوص برکناری آقای سالاری و دیگر انتصابات، وزیر کار بر اساس اختیارات قانونی خود عمل کرده است. تقلیلِ استیضاح به «انتصابات» در حالی که دولت پزشکیان در پی «وفاق» است، تنها یک پیام دارد: برخی از نمایندگان، هنوز با مختصات دولتِ چهاردهم و اولویت‌های میدری (اصلاحِ زیرساختی به جای رانت‌بازی) کنار نیامده‌اند.

 

جناب فیاضی از «فرصت‌سوزی» سخن می‌گویند؛ اما سوال این است که آیا در همین زمانِ کوتاه، تحرکاتِ وزیر در شفاف‌سازیِ صندوق‌ها، تلاش برای همسان‌سازی حقوق بازنشستگان و ساماندهیِ بیمه‌ها دیده نشده است؟ یا تنها چون «گزینه‌های مطلوبِ استانی» در لیست انتصابات حضور نداشتند، باید «فرصت‌سوزی» کلیدواژه روز باشد؟

 

 

وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، «بزرگترین کانونِ معیشتیِ کشور» است. تبدیل کردن این وزارتخانه به میدانِ مینِ سیاسی، خیانت به بازنشستگان و کارگرانی است که چشم به راهِ اصلاحاتِ واقعی دارند. احمد میدری بیش از آنکه نیاز به استیضاح داشته باشد، نیاز به «حمایت» دارد تا بتواند در برابر سهم‌خواهان قد علم کند. استیضاح‌کنندگان محترم اگر دغدغه شستا و سازمان تأمین اجتماعی را دارند، باید اسنادِ مستدلِ تخلف را به جای رسانه‌ای کردنِ مبهم، به مراجع قانونی ارائه دهند؛ نه آنکه فضای رسانه‌ای را با کلی‌گویی‌های سیاست‌زده ملتهب کنند.

 

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها