گزارشهای میدانی حاکی از آغاز اولین تحرکات هوایی مشترک اعضای بهاصطلاح «پیمان مکه» علیه زیرساختهای مقاومت یمن است؛ تلاشی مذبوحانه که بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، بازتولید شکستهای یک دهه گذشته ائتلافهای پیشین است.
۱. توهم تکرار شکستها؛ از سنتکام تا پیمان مکه:
ایالات متحده آمریکا با تمام هیمنه نظامی، ماهوارهها و ناوهای هواپیمابر خود در دریای سرخ نتوانست اراده مجاهدان انصارالله را بشکند و عملاً امنیت خطوط دریایی رژیم صهیونیستی را واگذار کرد. حال چگونه کشورهایی که اقتصاد و امنیت داخلیشان دستخوش بحرانهای بنیادین است، گمان میکنند میتوانند با چند سورتی پرواز معادله جنگی را تغییر دهند که ابرقدرتهای جهان در آن ناکام ماندند؟
۲. پیروزیهای موقت و دام عمیق یمنیها:
شاید انهدام چند هدف زیرساختی دستاوردی نمایشی و زودگذر برای سران این ائتلاف بسازد، اما در راهبرد نظامی انصارالله، «شروع جنگ» تعیینکننده نیست؛ «پایان آن» را رزمندگان پابرهنه اما فولادین یمن تعیین میکنند.
دکترین مقاومت یمن مبتنی بر صبر استراتژیک، تابآوری حیرتانگیز و عملیات غافلگیرکننده در غیرقابلپیشبینیترین زمانها و مکانهاست. آنها به وقتش پاسخ خواهند داد و عمق راهبردی مهاجمان را با ضرباتی هدف خواهند گرفت که کل معادلات انرژی و ترانزیت منطقه دگرگون شود.
۳. هشدار جدی به تهران؛ ابطال عملی سند اسلامآباد:
این ماجراجویی آشکار، پیامی شفاف به دستگاه دیپلماسی کشورمان مخابره میکند: تفاهمنامههای کاغذی با اسلامآباد و ژستهای میانجیگرانه آنکارا و ریاض تا زمانی که جنگندههایشان بر سر ملت مظلوم یمن بمب میریزند، فاقد هرگونه وجاهت عملی و امنیتی است. تهران نباید اجازه دهد سیاست خارجی در دام لبخندهای دیپلماتیک پایتختهایی بیفتد که در عمل، سوخترسان ماشین جنگی غرب و صهیونیسم در یمن شدهاند.