به گزارش پایگاه خبری صد آنلاین، ماجرا از یک ظهر سرد زمستانی آغاز شد؛ زمانی که دختر جوانی همراه با پدرشوهر نگرانش پای در اداره پلیس آگاهی تهران گذاشتند تا پرده از گمشدن مرموز «شهرام»، تازهدامادی که در تاکسی اینترنتی فعالیت میکرد، بردارند. نامزد مضطرب به مأموران گفت: «شهرام دیشب از خانهمان در غرب تهران خارج شد تا به خانهاش در شیان برود، اما موبایلش خاموش شد و نه خودش برگشت و نه پژو پارس سفیدش.»
کارآگاهان جنایی بیدرنگ دستبهکار شدند. بازبینی دوربینهای مداربسته شهری نشان داد خودروی شهرام وارد محدوده خلوت جنتآباد شده است؛ مسیری که با مسیر خانه او همخوانی نداشت.
استعلام سریع از شرکت پشتیبانی تاکسی اینترنتی پرده از رازی مهم برداشت: در ساعات ناپدید شدن راننده، پسری ۱۷ ساله به نام «آرمان» درخواست خودرو داده و بلافاصله پس از سوار شدن، برای رد گم کردن سفر را لغو کرده بود.
ردیابی پلاک پژو پارس نشان داد خودرو با سرعت بالایی به سمت شهرهای غربی کشور در حال حرکت است. بلافاصله هماهنگیهای قضایی و پلیسی انجام گرفت و مأموران پلیس در یکی از شهرستانهای غربی برای خودروی مسروقه کمین زدند. با ورود پژو پارس به ایستبازرسی، راننده و همدستش با مشاهده مأموران خودرو را در جاده رها کرده و به دل تاریکی گریختند.
کارآگاهان که مطمئن بودند متهم ۱۷ ساله به خانه پدریاش پناه خواهد برد، محل اختفای احتمالی را محاصره و دقایقی بعد آرمان و دوستش را هنگام ورود به منزل بازداشت کردند.
پسر نوجوان ابتدا قصد انکار ماجرا را داشت اما در برابر مدارک پلیس لب به اعتراف گشود و راز این جنایت هولناک را فاش کرد:
«همیشه حسرت پولدار شدن و پوشیدن لباسهای گرانقیمت و مارک را داشتم. یکی از بچهمحلهایم گفت اگر برایش ماشین سرقت کنم، به ازای هر خودرو چند میلیون تومان میدهد. وسوسه شدم؛ همراه دوستم به تهران آمدیم و یک تاکسی اینترنتی گرفتیم. در خیابانی خلوت در جنتآباد، با دستمالی از پشت گردن راننده را فشار دادم تا نیمهجان شد. سپس دستوپایش را بستیم، در صندوقعقب انداختیم و به سمت ارتفاعات کوهسار بردیم…»
تیم جنایی پلیس به همراه اکیپی تخصصی، شبانه راهی تپهها و درههای یخزده منطقه کوهسار شدند. ساعتها تجسس در تاریکی مطلق و سرمای استخوانسوز ابتدا نتیجهای نداد تا اینکه متهم تحت بازجویی فنی، نشانی دقیقتری از یک باغ خصوصی متروکه با درِ باز را فاش کرد.
مأموران سراسیمه خود را به باغ موردنظر رساندند و در لابهلای درختان انبوه، با صحنهای تلخ مواجه شدند: پیکر بیجان شهرام، در حالی که دست و پا و حتی دهان و گردنش با طناب و پارچه به درختی بسته شده بود، روی زانوهایش افتاده بود. برودت وحشتناک هوا در کنار بسته بودن مجاری تنفسی باعث خفگی و جانباختن مظلومانه تازهداماد شده بود.
با دستور قاضی کشیک قتل، جسد مقتول برای تعیین دقیق علت فوت به پزشکی قانونی منتقل شد و دو متهم پس از بازسازی صحنه جرم و اعتراف کامل، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند تا پرونده این طمع کورکورانه و خونین وارد مراحل نهایی دادرسی شود.