۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۱

«لاتاری» که به قیمت جان تمام شد؛ اعتراف مرد تهرانی پس از یک سال پنهان‌کاری به قتل همسر جوان

قتل
بازدید:۲۳۵
صد آنلاین: گاهی یک رویای بزرگ، به جای آنکه دریچه‌ای به سوی خوشبختی باشد، به کابوسی ابدی تبدیل می‌شود. پرونده جنایی تازه‌ای که در تهران باز شده، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد؛ ماجرای زنی که برنده لاتاری شد، اما رویای سفر به آمریکا، جانش را در یک مشاجره خانوادگی گرفت.

به گزارش صد آنلاین، مردی که به مدت یک سال با سناریوی ساختگی «مهاجرت همسرش»، خانواده و اطرافیان را فریب داده بود، سرانجام زیر بار سنگین عذاب وجدان تاب نیاورد و با مراجعه به پلیس آگاهی تهران، به قتل همسرش اعتراف کرد.

 

 

سفر بی‌بازگشت به شمال

متهم در تشریح این تراژدی گفت: «همسرم در قرعه‌کشی لاتاری برنده شده بود و اصرار داشت که به آمریکا برود. من به‌شدت مخالف بودم و می‌خواستم او کنار من و فرزندمان بماند. برای اینکه کمی از این تنش‌ها دور شویم و او را متقاعد کنم که از رفتن صرف‌نظر کند، راهی شمال شدیم. اما آنجا بحثمان بالا گرفت. او گفت که هیچ‌چیز نمی‌تواند مانع رفتنش شود. در اوج عصبانیت او را هل دادم؛ سرش به دیوار خورد و در یک لحظه نفسش قطع شد.»

 

 

این مرد که در مخمصه گیر کرده بود، جسد همسرش را در همان منطقه شمال دفن کرد و با بازگشت به تهران، به همه گفت که همسرش بدون اطلاع او راهی آمریکا شده است؛ روایتی که برای یک سال مورد باور اطرافیان قرار گرفته بود.

 

 

چقدر جنایت در سایه پنهان مانده است؟

 

این اعتراف دیرهنگام، در حالی که لرزه بر اندام جامعه انداخته، یک پرسش هولناک را در ذهن‌ها ایجاد کرده است: اگر این مرد به خاطر عذاب وجدان خودش را معرفی نمی‌کرد، آیا این پرونده برای همیشه در ردیف «جنایات بی‌پاسخ» باقی می‌ماند؟

 

در دنیای پرهیاهوی امروز، مشخص نیست چه تعداد پرونده قتل، جنایت و خشونت در پشت دیوارهای خانه‌ها رخ داده و به دلیل هوشمندی (یا بهتر بگوییم خباثت) قاتلان در پنهان‌کاری، هرگز کشف نشده‌اند. این ماجرا تلنگری است بر اینکه چگونه مرز میان «واقعیت» و «دروغ» گاهی تنها به یک اعتراف بند است و چه بسیار سرنوشت‌هایی که در سکوت مطلق، برای همیشه در زیر خاک یا در غبار فراموشی مدفون شده‌اند.

 

با اعتراف متهم، پرونده برای بررسی‌های تکمیلی و بازسازی صحنه جرم در اختیار مقامات قضایی قرار گرفته است؛ اما این حقیقت تلخ باقی می‌ماند که گاهی یک «رویای شیرین»، پایانی جز یک «فاجعه تاریک» ندارد.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها