امضای توافقنامه دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ماه گذشته، موجی از امید و البته تردید را برانگیخت. اما تنها چند روز پس از این پیمان، حملات انصارالله یمن به زیرساختهای انرژی عربستان و تسلط آنان بر سواحل استراتژیک تنگه بابالمندب، یک پرسش بزرگ را روی میز تحلیلگران گذاشت: «این اتحاد کجاست و چرا واکنشی نشان نمیدهد؟»
منتقدان، سکوتِ این پیمان را نشانهی شکستِ آن میدانند، اما بررسیهای تازه نشان میدهد که پشتپرده این «سکوتِ معنادار»، دلایل حقوقی و راهبردیِ پیچیدهای نهفته است.
۱. بنبستِ حقوقی؛ پیمان هنوز «قانون» نیست!
یک مقام ارشد دولتی در ترکیه، انتقادهای وارده به این پیمان را «ریاکارانه» و با هدفِ کوچکشمردنِ یک ائتلاف بزرگ میداند. حقیقت این است که این توافقنامه هنوز در پارلمانهای کشورهای عضو به تصویب نهایی نرسیده است. بر اساس قانون اساسی ترکیه و پاکستان، رئیسجمهور یا دولت نمیتواند بدون مصوبهی پارلمان، تعهدات امنیتی الزامآور را بپذیرد. این پیمان تا زمانی که مراحلِ تصویب داخلی را طی نکند، از نظر حقوقی تعهدات دفاعیِ خود را فعال نکرده است. به نظر میرسد ترکیه قصد دارد در ماه اکتبر این متن را برای بررسی و تصویب نهایی به پارلمان ارائه کند.
۲. ناتو؛ «الگوی» الهامبخش اما «متفاوت»
بسیاری پیمان مکه را با ماده ۵ ناتو مقایسه میکنند. اما نکتهای که در تحلیلهای عمومی نادیده گرفته میشود این است که حتی در ناتو نیز «حمله به یک عضو، به معنای حمله خودکارِ نظامیِ همه اعضا نیست».
طبق دکترین ناتو، پس از حمله، اعضا دور یک میز جمع میشوند، مشورت میکنند و «نوعِ پاسخ» را تعیین میکنند. این مقام ترک تأکید دارد که در پیمان مکه نیز سازوکار مشابهی در نظر گرفته شده است؛ یعنی «یک حمله بهسادگی یک ضدحمله نظامی را فعال نمیکند»، بلکه نیازمند رایزنیِ مشترک و هماهنگیِ قابلیتهاست.
۳. نهادینهسازی؛ پیمانی برای سالهای آینده، نه واکنشهای لحظهای
اشتباهِ استراتژیکِ منتقدان در این است که این پیمان را یک «پاسخِ فوری» به درگیریهای فعلی میدانند. واقعیت این است که این سه قدرتِ منطقهای در حال پیریزی یک «سازمان بینالمللی» هستند. توافق اخیر در استانبول برای تأسیس دبیرخانه در عربستان و انتخاب دبیرکل پاکستانی، تنها گامهای اولیه است.
ایجادِ برنامههای دفاعی مشترک، قابلیتِ همکاری نیروها و تدوین استراتژیِ بازدارندگیِ بلندمدت، فرایندی است که ممکن است چند سال به طول بینجامد.
۴. هدف؛ بازدارندگی درازمدت نه حلوفصلِ تنشهای فعلی
این اتحاد صرفاً یک پیمان نظامی معمولی نیست. استدلالِ طراحانِ این توافق این است که هدف اصلی، ایجادِ یک قدرتِ بازدارندگیِ کلان است تا در سالهای آینده، تنشهای منطقهای اساساً کاهش یابد. به همین دلیل، درگیریهای فعلیِ عربستان با حوثیها، بهعنوان «نقطهضعف» فعلیِ این پیمان شناخته میشود، اما هدفِ غاییِ آن، نه ورود به درگیریهای فعلی، بلکه تضمین امنیتِ راهبردی در افقِ میانمدت و بلندمدت برای اعضا است.
پیمان مکه در حالِ متولد شدن است
آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم، دورانِ «نوزادیِ» یک ائتلاف بزرگ است. تا زمانی که دبیرخانهی مرکزی فعال نشود، نهادهای تصمیمگیر شکل نگیرند و پارلمانهای سه کشور مهرِ تأیید بر این پیمان نزنند، انتظارِ «واکنشِ نظامیِ مشترک» از نگاه کارشناسانِ امنیتی، انتظاری غیرواقعبینانه است. پیمان مکه، نه یک «آتشنشانِ فوری»، بلکه یک «معماریِ امنیتیِ جدید» است که قرار است نظم منطقهای را در آینده بازتعریف کند.