۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۱
یادداشت سردبیر

تحلیل استراتژیک: از میدان آتش تا میز مذاکره؛ آیا «شلیک امشب امریکا در لارک» مسیر دیپلماسی را باز می‌کند؟

صد آنلاین
بازدید:۲۸۳
در حالی که جهان چشم به اخبار مربوط به تنش‌های نظامی در خلیج فارس و جزیره لارک دوخته است، یک پرسش بنیادین در میان تحلیلگران سیاسی و اقتصادی شکل گرفته است: آیا خون ریخته شده بر خاک مرزهای دریایی، می‌تواند جانی تازه به بدنه فرسوده و مسدود شده‌ی مذاکرات بگیرد؟

وقوع حمله نظامی ایالات متحده به جزیره لارک و گزارش‌هایی مبنی بر شهادت جمعی از رزمندگان، فضای سیاسی-نظامی منطقه را به شدت متشنج کرد. در حالی که ناوهای آمریکایی در نزدیکی آب‌های ایران در حال جابه‌جایی هستند، این پرسش اساسی مطرح می‌شود: آیا این تنش‌ها، بخشی از یک «بازی دوگانه» برای بازگشت به میز مذاکرات است یا نشانه‌ای از تغییر استراتژی واشینگتن به سمت رویارویی مستقیم؟


تکمیلی : 

روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد:

 

دشمن آمریکایی - صهیونی بار دیگر بر مبنای استیصال خود در حل مشکلات داخلی و کاهش اعتبارش در بین کشورهای منطقه به دنبال احیای نقش شوم خود و توجیه افکار عمومی، در اقدامی تجاوزکارانه، با حمله به جزیره لارک منجر به شهادت و مجروحیت تنی چند از رزمندگان و هموطنانمان شد.

 

 این اقدام توسط فرزندان ایران اسلامی پاسخ داده خواهد شد و تنبیه متجاوز را به دنبال خواهد داشت.


 

۱. تئوری «دیپلماسی اجباری» 


در تاریخ روابط بین‌الملل، به‌ویژه در تعاملات آمریکا و ایران، همواره الگوی «تنش/ فشار و مذاکره» تکرار شده است.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند آمریکا پیش از هر مذاکره‌ی جدی، سعی می‌کند با ایجاد یک «تنش کنترل‌شده»، دست بالا را در میز مذاکره به دست بگیرد و طرف مقابل را به شرایطی برساند که پذیرای امتیازات بیشتر باشد. از این منظر، حمله به لارک و حرکت ناوها، ابزاری برای «به قیمت آوردن» مذاکرات جدید است.

 

۲. چرا این بار متفاوت است؟ (ریسک‌های پیش‌رو)


اما در این دور، چند متغیر جدید وجود دارد که احتمال بازگشت به مذاکرات را پیچیده می‌کند:


- خط قرمزهای نظامی: شهادت رزمندگان در یک حمله مستقیم، کشور را در وضعیت «واکنش اضطراری» قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، هرگونه مذاکره‌ای که پیش از پاسخ نظامی صورت بگیرد، ممکن است از منظر داخلی «تسلیم» تلقی شود.


- تغییر در ماهیت ناوگان: حضور ناوهای آمریکایی و حملات به زیرساخت‌های موشکی (سکوهای پرتاب)، نشان‌دهنده این است که آمریکا به دنبال خنثی‌سازی توان عملیاتی ایران در تنگه هرمز است. این اقدام می‌تواند هدفش کاهش قدرت چانه زنی ایران پیش از هرگونه گفتگو باشد.

 

۳. آیا مذاکرات باز می‌گردند؟

 


پاسخ به این پرسش در دو مسیر محتمل است:

 

- مسیر اول (تنش برای توافق): اگر این حمله، یک «پیام هشدار» باشد و هر دو طرف احساس کنند هزینه جنگ بیش از سود آن است، احتمالاً شاهد یک کانال ارتباطی غیررسمی برای جلوگیری از گسترش درگیری و بازگشت به میز مذاکرات خواهیم بود. در این حالت، آمریکا از تهدید نظامی برای باز کردن درهای بسته دیپلماسی استفاده می‌کند.

 


- مسیر دوم (سقوط دیپلماسی): اگر پاسخ نظامی ایران به گونه‌ای باشد که منجر به درگیری گسترده‌تر شود، پنجره مذاکرات برای مدتی بسته خواهد شد و منطقه وارد فاز «جنگ محدود» یا «تنش‌های مستمر» می‌گردد.

 

 


حمله به جزیره لارک، یک «تکانه» شدید در معادلات منطقه است. اگرچه تاریخ نشان داده است که تنش‌ها اغلب به میز گفتگو ختم می‌شوند، اما در شرایط فعلی، «انسجام اجتماعی» و «انسجام داخلی» (که در پیام‌های اخیر رهبری بر آن تأکید شده) باید در کنار «بازدارندگی نظامی» باشد تا مذاکرات احتمالی، نه از روی ضعف، بلکه از موضع قدرت صورت گیرد. 

 

 

به نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت، شاهد افزایش تنش‌های نظامی باشیم، اما در میان‌مدت، هر دو طرف (به‌ویژه در صورت وجود فشار اقتصادی و سیاسی) به دنبال خروجی‌های دیپلماتیک خواهند گشت. اما این بار، قیمتِ بازگشت به میز مذاکره، «خون شهیدان» و «تأمین امنیت ملی» است و این موضوع، هرگونه توافقی را با سخت‌گیرتر شدن شرایط مواجه می‌کند.

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها