در علم مدیریت، قانونی نانوشته وجود دارد که میگوید: «اگر یک استراتژی شکست خورد، آن را تغییر بده.» اما ظاهراً در دایره مدیریتی کشور ما، قانون دیگری حاکم است: «اگر یک نفر شکست خورد، دوباره به او مسئولیت بده!»
قصه «عبدالناصر همتی» و صندلیهای ریاست، حالا دیگر به یک شوخی تلخ و تکراری برای سفرههای مردم تبدیل شده است. قصهای که گویی پایان ندارد و هر بار، هزینهاش را نه مدیران، بلکه جیبِ مردم پرداخت میکنند.
چرخه معیوب: از ۳۰ تا ۲۰۰ هزار تومان!
باورکردنی نیست اما نگاهی به کارنامه همتی، شبیه به تماشای فیلمی است که کارگردانش اصرار دارد پایانِ فاجعهبار آن را تغییر ندهد:
آقای رئیس؛ کنترلِ شما، فاجعهی ماست!
سوال اصلی اینجاست: تا کی باید «مدیریتِ بحرانساز» را به جای «مدیریتِ بحران» به مردم قالب کرد؟ وقتی مدیر، همان مدیر است و نگاه، همان نگاهِ قدیمی، چرا باید انتظارِ خروجیِ متفاوتی داشته باشیم؟ اینکه یک نفر در تمامیِ مراحلِ سقوطِ ارزشِ پول ملی، نقشِ «رئیس» را بازی کرده و همچنان بر مسندِ تصمیمگیری تکیه میزند، نه نشانه تخصص، بلکه نشانه «قحطالرجالِ» دردناکی است که تمامِ سیستم را فلج کرده است.
پایانِ «کنترل» نزدیک است؟
مردم دیگر به واژه «تحت کنترل» حساسیت پیدا کردهاند. هر بار که این جمله از زبان مسئولان شنیده میشود، بازارها یک تکانِ اساسی به خود میبینند و قیمتها جهش میکنند. همتی و همقطارانش باید بدانند که «مدیریت» با «تکرارِ اشتباهاتِ گذشته» متفاوت است. اگر اوضاع واقعاً تحت کنترل است، چرا سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود؟ و اگر نیست، چرا هنوز بر صندلیِ قدرت نشستهاید؟
صد آنلاین پیشنهاد میکند: یا فرمانِ اقتصادی را عوض کنید، یا حداقل، «کنترل» را به دستِ کسانی بسپارید که دلارِ ۳۰ تومانی را به ۲۰۰ هزار تومان تبدیل نکردهاند!
سردبیر صد آنلاین