در حالی که برخی افراد تلاش میکنند مسئله مدیریت تنگه هرمز را به شکل «واگذاری به عمان» روایت کنند، بررسی رواییِ تاریخی و موضعگیری اخیر مقامات ایرانی نشان میدهد اساساً چنین واگذاریِ حقوقیِ تثبیتشدهای در کار نبوده و حتی در صورت هرگونه تفاهم، ماهیت آن «پس از مرحله بحران/تهاجم» خواهد بود؛ نه بازگشت به وضع گذشته.
طبق گزارهای که در نقد روایتهای رایج مطرح شده، واگذاری مدیریت تنگه به صورت حقوقی هرگز توسط عمان انجام نشده است. به بیان دیگر، آنچه گفته میشود بیشتر «روایت سیاسی» است تا «اتفاق حقوقی».
در کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» (خاطرات ارتشبد حسین فردوست)—در فصل مربوط به سیاستهای منطقهای—به یک منطق تاریخی اشاره شده است: فردوست میگوید که شاه در ازای اعزام نیرو به کمک سلطان قابوس، از وی نوعی چشمپوشی نسبت به جزایر و آبهای تنگه هرمز را گرفته و در عمل، مدیریت غرب و مرکز تنگه به ایران سپرده شده است.
اما نکته کلیدی اینجاست: این روایت نیز—حتی اگر به لحاظ تاریخی معتبر یا قابل اتکا تلقی شود—مستند حقوقیِ قابل استناد برای «واگذاری دائمی و رسمی» محسوب نمیشود.
در سالهای ۵۲ و ۵۳ گفته میشود تفاهمنامهای میان عمان و ایران امضا شده که بنابر ادعاهای مطرحشده، صرفاً بخش ایرانی در آن گسترش بیشتری یافته است. با این حال، جمعبندی همین روایتها این است که:
جدیدترین محور روایت، اظهارات دکتر غریبآبادی در برنامه «بوقت ایران» در شب گذشته است. بر اساس این گفتار:
در ادامه همان موضعگیری، تأکید شده که ایران چه امروز و چه در آینده اجازه عبور کشتیهای نظامیِ متجاوزین را در این منطقه نخواهد داد.