به گزارش صد آنلاین، در حالی که گمانهزنیها درباره احتمالِ تهاجمِ زمینی ایالات متحده به جزایر جنوبی ایران در محافل سیاسی بالا گرفته، واقعیتهایِ میدانی از الگویِ بسیار خطرناکتری پرده برمیدارد. شب گذشته، اصابتهایِ هدفمند به ۵ پل مواصلاتی در جنوب، این پرسشِ استراتژیک را به صدرِ اخبار کشانده است: آیا آمریکا در تدارکِ یک ماجراجوییِ نظامیِ کلاسیک است، یا بازیِ پیچیدهتری را برای «خفه کردنِ تنفسِ اقتصادیِ ایران» آغاز کرده است؟
تحلیلِ راهبردی: چرا حمله زمینی، «خودکشیِ محض» است؟
از نگاهِ کارشناسانِ حوزه دفاعی، هرگونه اقدام برای حمله زمینی به خاک ایران، آنچنان هزینههایِ سرسامآور و ریسکِ باختِ استراتژیکِ بالایی دارد که حتی در دکترینِ نظامیِ واشینگتن نیز به عنوان یک «اشتباهِ فاحش» و احتمالِ نزدیک به صفر ارزیابی میشود.
«مغزِ خر خوردن» بهترین توصیف برای تحلیلگرانی است که هنوز سناریویِ کلاسیکِ جنگِ زمینی را برای ایرانِ امروز متصورند.
اما حقیقتِ پشتِ پرده چیست؟
اگر آمریکا به دنبالِ اشغالِ زمینی نیست، پس چرا ۵ پلِ استراتژیک و دکلهایِ مخابراتی و لجستیکیِ کلیدیِ جنوب را به تلی از خاکستر تبدیل کرده است؟
پاسخ کوتاه است: «فلج کردنِ مدیریتِ تنگه هرمز».
هدف قرار دادنِ زیرساختهایِ انتقال نیرو و تجهیزات در مناطق جنوبی، نه برای آمادهسازیِ پیادهنظام، بلکه برای ایجاد «اختلالِ سیستماتیک» در زنجیره فرماندهیِ ماست. واشینگتن میخواهد با قطعِ دسترسیهایِ مواصلاتی و مختل کردنِ مدیریتِ هوشمندِ تنگه هرمز، گلوگاهِ صادراتیِ کشور را به یک «جزیره محصور» تبدیل کند.
این حملات، پیشدرآمدِ یک جنگِ زمینیِ کلاسیک نیست؛ بلکه «جراحیِ تهاجمی» برای حذفِ قدرتِ مانورِ ایران در آبهایِ خلیجفارس است. دشمن میداند که نمیتواند واردِ خاک شود، پس سعی دارد «خاک را از دریا جدا کند».
«صد آنلاین» در روزهای آینده بررسی خواهد کرد که آیا تابآوریِ زیرساختیِ ما در برابر این مدلِ جدید از «جنگِ نقطهزن»، میتواند توطئه قطعِ رگهایِ حیاتیِ اقتصادِ جنوب را خنثی کند یا خیر.