نگاهی به کارنامهیِ مهدی علیزاده، مدیرعاملِ فعلیِ اتوبوسرانی، نشان میدهد که مسیرِ مدیریتیِ او بیش از آنکه با تجربهیِ تخصصی در حوزهیِ حملونقلِ سنگین گره خورده باشد، مدیونِ «لابیهایِ پشتپرده» و توصیههایِ خاصِ مدیرانِ سابقِ شهرداری (از جمله حسین نظری) بوده است.
اینکه علیزاده پس از یک دورهیِ مدیریتیِ ناموفق و عزلِ دوباره، با تکیه بر کدام «هنرِ مدیریتی» مجدداً به صندلیِ حساسِ اتوبوسرانی بازگشته، معمایی است که این روزها در راهروهایِ ساختمانِ بهشت مطرح است. منتقدان میگویند او که سابقهاش بیشتر در حوزهیِ پشتیبانیِ سازمانهایِ دولتی بوده تا مدیریتِ بحرانِ حملونقل، حالا سکاندارِ ناوگانی شده که روزانه جانِ میلیونها شهروند به آن وابسته است.
قربانیانِ “مدیریتِ گلخانهای”
تکرارِ حوادثِ فنیِ ناوگان، نشان میدهد که اتوبوسرانیِ تهران بیش از آنکه به «مدیرانِ سیاسی» و «رزومههایِ سفارشی» نیاز داشته باشد، به تکنوکراتهایی نیاز دارد که تفاوتِ «نقصِ فنی» و «استانداردهایِ ایمنی» را درک کنند. علیزاده در حالی بر صندلیِ خود تکیه زده که حوادثِ زنجیرهایِ اخیر، کارنامهیِ او را زیرِ تیغِ تیزِ انتقاد قرار داده است.
هشدارِ صد آنلاین به مدیرانِ ناظر:
آیا باید منتظرِ فاجعهای بزرگتر باشیم تا متوجه شویم اتوبوسرانیِ کلانشهری مثل تهران، جایِ آزمون و خطایِ مدیرانِ جوان و توصیهشده نیست؟ مدیریتِ شهریِ زاکانی تا کی میخواهد هزینهیِ «انتصابهایِ رفاقتی» را از جیبِ امنیتِ شهروندان بپردازد؟
این حادثه تنها یک برخوردِ ساده نبود؛ یک «هشدار» بود برایِ کسانی که تخصص را فدایِ توصیهنامهها کردهاند. «صد آنلاین» در گزارشهایِ آتی به ابعادِ پشتپردهیِ این بازگشتِ مدیریتی و چراییِ تکرارِ این بحرانهایِ فنی، بیشتر خواهد پرداخت.