اخیراً مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاحطلب، با طرح این ادعا که «ترک میز مذاکره به ضرر ایران است» و ترسیم هراسی بیپایه از جنگ بزرگ و محاصره دریایی، نسخهای از دیپلماسیِ محض را تجویز کرده است. اما آیا در دنیای سیاست واقعی و در مواجهه با دشمنی که تنها زبان قدرت را میفهمد، چنین تحلیلی راهگشاست یا تنها «ضعف» را مخابره میکند؟
۱. مذاکره از موضعِ «ترس»، پیشدستانه تسلیم شدن است
آقای آیتی در حالی از خطراتِ ترک میز مذاکره سخن میگوید که فراموش کرده است مذاکره تنها زمانی ثمر میدهد که پشتوانهای از «اقتدار میدانی» داشته باشد. وقتی یک فعال سیاسی، جنگ را با «ترک میز» مترادف میداند و آن را مستقیماً به محاصره دریایی پیوند میزند، عملاً پیام «استیصال» را به اردوگاه دشمن مخابره میکند. این همان خطایی است که در دورههای گذشته نیز تجربه کردیم؛ هرچه در دیپلماسی عقب نشستیم، دشمن در تحریم و تهدید جسورتر شد.
۲. اسطوره «محاصره دریایی» و قدرتِ بازدارندگی
اینکه گفته شود «محاصره دریایی میتواند خسارت سنگین بزند»، حرف جدیدی نیست؛ اما این تحلیلگر ظاهراً از تغییرات بنیادین در موازنه قدرت در خلیج فارس بیاطلاع است. جمهوری اسلامی ایران امروز به سطحی از بازدارندگی رسیده که هرگونه فکرِ «محاصره» را برای متجاوز به یک کابوس تبدیل کرده است. تقلیل امنیت ملی به ترس از محاصره، نادیده گرفتنِ تواناییهای آفندی و پدافندیِ نیروهای مسلح است که امنیت دریاها را برای همه –به جز متجاوزان– حفظ کرده است.
۳. دیپلماسیِ فعال، نه دیپلماسیِ التماسی
اینکه گفته میشود «مبارزات میدانی و دیپلماتیک باید همراستا باشد»، شعاری کلی است که در عمل باید دید منظور چیست. اگر منظور از «مبارزات دیپلماتیک»، همان مسیرهای آزموده شدهای است که به هیچ نتیجهای جز فشارهای بیشتر نرسید، باید گفت که این مسیر به بنبست رسیده است. دیپلماسی واقعی امروز، نه نشستن پشت میزهای تشریفاتی، بلکه دیکته کردنِ اراده ملت در معادلات منطقهای است.
سخن آخر با آقای آیتی:
ترس از جنگ، بدترین ابزار برای جلوگیری از جنگ است. در تاریخِ سیاستِ جهان، هیچ کشوری با التماس برای بقایِ «میز مذاکره»، امنیت خود را تأمین نکرده است. «صد آنلاین» معتقد است که اقتدار ملی، محصولِ وحدتِ میدان و دیپلماسیِ فعال است؛ نه دیپلماسِیِ انفعالی که در آن، حفظِ میزِ مذاکره، به قیمتِ نادیده گرفتنِ عزت و اقتدار ملی تمام شود.
آقایانِ محترم؛ دورانِ سیاستِ «ترس از سایه» به پایان رسیده است. بهتر است تحلیلهای خود را با واقعیتهای میدانیِ قدرتِ ایران بهروز کنید.