تحلیلگران نظامی «صد آنلاین» با بررسی جغرافیای سیاسی و نظامی ایران و همسایگان، معتقدند که هرگونه عملیات زمینی علیه ایران با چالشهای لجستیکی و جغرافیایی عظیم مواجه خواهد بود. با این حال، در صورت طراحی عملیات نظامی، سه محور اصلی به عنوان کانونهای احتمالی درگیری از سوی تحلیلگران مطرح میشود:
۱. محور جنوب و سواحل خلیج فارس (نقطه اصلی استراتژیک):
با توجه به تمرکز ادعایی ترامپ بر تأسیسات انرژی، سواحل خلیج فارس و جزایر استراتژیک بیشترین اهمیت را دارند. هرگونه عملیات زمینی در این منطقه احتمالاً با هدف «اشغال موقت» پایانههای نفتی و نقاط خروجی تنگه هرمز صورت خواهد گرفت. با این حال، توپوگرافی خاص منطقه و آمادگی بالای نیروهای دفاعی ساحلی، نفوذ به این مناطق را برای هر مهاجمی به یک کابوس تبدیل میکند.
۲. محور غربی (هممرز با عراق):
غرب کشور به دلیل امتداد کوهستانی و پیوستگی مرزی با عراق، یکی از مسیرهای سنتی در تحلیلهای نظامی است. ورود از این مسیر نیازمند درگیری در مناطق صعبالعبور کوهستانی است که به دلیل عمق دفاعی و تسلط نیروهای داخلی بر ارتفاعات، عبور از آن برای نیروهای متجاوز بسیار پرهزینه خواهد بود.
۳. محورهای شمالی و جنوبیِ همسایگیهای شرقی (گزینهای با احتمال کمتر):
اگرچه برخی تحلیلهای خارجی به نقش احتمالی کشورهای همسایه در شرق اشاره دارند، اما با توجه به بافت قومیتی و جغرافیای خشک و بیابانی، این مناطق بیشتر به عنوان مسیرهای تدارکاتی احتمالی مدنظر قرار میگیرند تا نقاط ورود اصلی برای نبرد زمینی کلاسیک.
واقعیت این است که جغرافیای ایران، که از آن به عنوان «دژ مستحکم» یاد میشود، بزرگترین مانع برای هرگونه عملیات زمینی است. تجربیات تاریخی نشان داده که ایران با تکیه بر عمق استراتژیک خود و استراتژی «دفاع غیرمتقارن»، هرگونه تحرک زمینی را در نطفه خفه خواهد کرد. گزارش «هاآرتص» بیش از آنکه یک طرح نظامیِ عملیاتی باشد، ابزاری در جنگ روانی محسوب میشود که هدف آن تأثیر بر بازارهای انرژی و ایجاد ناامنی روانی است.
صد آنلاین همواره تحولات منطقه را رصد کرده و در صورت دریافت اخبار تکمیلی، شما را در جریان جزئیات دقیقتر قرار خواهد داد.