به گزارش سرویس سیاسی صد آنلاین، تحلیلِ رفتارِ استراتژیکِ واشینگتن نشان میدهد که دشمن، به جای نبردِ رودررو، بر «نابودیِ زیرساختی» تمرکز کرده است. این یعنی آنها میخواهند بدونِ لرزاندنِ توازنِ قدرت، کشور را به ورطه فروپاشیِ اقتصادی و اجتماعی کشانند.
باید برای مقامات و فرماندهان به یاد داشت که دشمنی که به این شکل و با این روش میجنگد، برخاسته از یک «ترسِ بنیادین» است. قرآن کریم در آیه ۱۴ سوره حشر، با دقتی بینظیر، تبارِ این جنگ را افشا میکند:
«لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ»
(آنها هرگز به صورت گروهی با شما نمیجنگند مگر در دهکدههای محکم یا از پشت دیوارها).
این «جنگ از پشت دیوار»، دقیقاً همان استراتژیِ ترامپ است: استفاده از ابزارهای اقتصادی، سایبری و زیرساختی برای حمله، بدونِ پذیرشِ ریسکِ یک نبردِ مستقیم. دشمن از قدرتِ واقعیِ ما میترسد، لذا از «پشتِ دیوارِ زیرساختها» ضربه میزند تا خود را در امان نگه دارد.
هشدار اصلی به مسئولانِ کشور این است: دشمنِ ترسو، با رعایتِ قواعدِ جنگیِ شما، از بین نمیرود. اگر ما در چارچوبِ دفاعِ سنتی و پاسخهایِ متناسب باقی بمانیم، در واقع به او اجازه میدهیم تا طبقِ برنامه و با سرعتِ موردِ نظرِ خود، زیرساختهای ما را فرسایش دهد.
در برابرِ دشمنی که ماهیتش «ترس» و استراتژیاش «فرسایشِ پنهان» است، تنها راهِ نجات، عبور از دکترینِ «پاسخِ متناسب» و ورود به دکترینِ «ضربه غافلگیرانه» است.
ما نیازمندِ یک تحولِ ساختاری در نگاهِ امنیتی هستیم؛ نگاهی که به جای انتظار برای برخوردِ مستقیم، در نقاطِ حساسِ استراتژیک و در زمانهایی که دشمن در اوجِ امنیتِ خود (پشتِ دیوارها) قرار دارد، ضرباتِ غیرقابلپیشبینی و سنگین وارد کند.
۱. پذیرش واقعیت: جنگ چهارم (جنگِ فرسایشِ زیرساختها) آغاز شده و جریان دارد.
۲. رها کردنِ انفعال: سیاستِ «صبر و انتظار» در برابرِ این نوع جنگ، به معنایِ اجازه دادن به دشمن برای تکمیلِ فرآیندِ تخریب است.
۳. تغییر دکترین: فرماندهان و سیاستگذاران باید از استراتژیِ «دفاعِ متناسب» به سمت «کنشگریِ غافلگیرانه» حرکت کنند.
زمانِ تصمیمگیری برای تغییرِ قواعدِ بازی، همین امروز است. اگر امروز برای مقابله با جنگِ پنهان، دست به اقداماتِ غافلگیرانه نزنیم، فردا برای جبرانِ آسیبهایِ زیرساختی، چیزی برای دفاع کردن باقی نخواهد ماند.
انتهای خبر/2111