۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۵

وقتی مترو تبدیل به استادیوم شد/ روایت یک صبح فوتبالی در تهران

فوتبال
بازدید:۲۳۰
صد آنلاین | ساعت ۶:۳۰ صبح اولین روز هفته، مسابقه فوتبال ایران و مصر در جام جهانی، متروی تهران را برای تماشاگرانی که به سمت محل کار خود می‌رفتند، به یک استادیوم زیرزمینی در حال حرکت تبدیل کرد تا شنبه‌های معمولا دوست‌نداشتنی به یک روز پر هیجان تبدیل شود.

  به گزارش صد آنلاین ،آخرین بازی مرحله گروهی تیم ملی فوتبال ایران، بازی در برابر مصر بود که مثل دو بازی قبل، برای تماشاگر ایرانی زمان نامتعارفی داشت: ساعت ۶:۳۰ صبح اولین روز کاری هفته! احتمالا برای آن دسته از شهروندانی که مثل من کمی بعد از ساعت ۶ صبح خانه را ترک کردند تا حدود ساعت ۷ به محل کار خود برسند، صداهایی که از پنجره خانه‌ها به گوش می‌رسید شبیه دیگر صبح‌های شنبه نبود. صدای کوچه‌ها، شبیه ساعات پایانی روز و زمان پخش مسابقات عادی لیگ باشگاهی بود.

پنالتی گل نشد

اولین صدایی که نشان داد این صبح شنبه متفاوت است را حدود ساعت ۶ و ۳۵ دقیقه در کوچه منتهی به مترو شنیدم. از همان صداهایی بود که بعد از گل خوردن یا از دست دادن موقعیت گل از تماشاگران شنیده می‌شود. در آن لحظه حتی به‌نظرم آمد گربه‌هایی که تازه از خواب بیدار شده بودند و از زیر سایه ماشین‌های پارک‌شده در حاشیه خیابان با کش و قوس بیرون می‌آمدند، کمی مکث کردند. نمی‌دانم اگر گربه‌ها می‌دانستند ایران و مصر بازی دارند، طرفدار اجداد باستانی مصری‌شان می‌شدند یا شکل نقشه ایران را به خود می‌گرفتند و همان پرشین‌هایی می‌شدند که نه قرمزند و نه آبی، اما از تیم ملی طرفداری می‌کنند.

چند دقیقه بعد به ورودی ایستگاه مترو رسیدم. روی پله‌برقی، دو پسر جوان با فاصله چند پله از یکدیگر ایستاده‌ بودند و ناگهان نفسی را که در سینه حبس کرده بودند، با حسرت رها کردند. نتوانستم تا رسیدن به سکو صبر کنم. موبایلم را درآوردم و اپلیکیشن تلوبیون را برای تماشای پخش زنده جست‌وجو کردم. یک ضربه پنالتی را از دست داده بودیم و گل خورده تیم ملی هم هنوز جبران نشده بود.

گل رضائیان در موبایل‌های افقی

تا همین‌جای بازی، ۱۱ دقیقه پرماجرایی بوده است. به سکو رسیدم و در حالی که آرام به سمت محل توقف واگن ویژه بانوان حرکت می‌کردم، رامین رضاییان گل تساوی ایران را زد. بیشتر افراد مانند روزهای عادی، در لحظه این گل تیم ملی در جام جهانی هم سر در گوشی‌های موبایل خود داشتند، اما تفاوت ظریف و مهم امروز در نحوه نگه داشتن گوشی‌ها بود که افقی شده‌ بودند!

صحنه موبایل‌به‌دست‌های افقی در مترو را معمولاً در ساعات بعداز ظهر و عصر می‌بینم که کارمندان بعد از یک روز کاری، سریال‌های مورد علاقه خود را تماشا می‌کنند. صبح‌ها معمولاً گوشی‌ها عمودی هستند و حرکت انگشتان نشان‌دهنده مرور اخبار روزانه است، اما امروز صبح موبایل‌های افقی در دست مسافران مترو از یک استادیوم زیرزمینی در تهران خبر می‌داد.

جام جهانی در زیر زمین

یکی از هنجارهای نانوشته و حساسیت‌برانگیز در روزهای عادی مترو، سرک کشیدن به صفحه گوشی دیگران است که حتی بعضی روزها، آتش بحث و جدل را برای چند ایستگاه روشن می‌کند. امروز اما با پخش بازی فوتبال ایران و مصر، کسی با نگاه دیگران به موبایلش مشکلی نداشت. حتی آقایی را دیدم وقتی متوجه شد مسافر کناری‌اش در حال تماشای مسابقه از روی صفحه اوست، زاویه موبایلش را طوری تغییر داد که مسافر کناری دید بهتری داشته باشد. هرچند استفاده از گلس‌های پرایویسی این تماشای اشتراکی فوتبال را با چالش مواجه کرده بود و وقتی برای لحظاتی اینترنتم قطع شد، نتوانستم بازی را از موبایل دیگران دنبال کنم.

با این حال اشتیاق تماشای بازی تیم ملی در جام جهانی فراگیر نبود. در همین فضای زیرزمینی در حال حرکت، افرادی حضور داشتند که کاملاً از جریان بازی بی‌خبر بودند. خانم جوانی که توجهش به مسافرانی که فوتبال تماشا می‌کردند جلب شده بود، از دختر کنار دستی‌اش پرسید مردم مشغول تماشای چه چیزی هستند؟ دختر پس از دو بار پرسش، دست‌های قفل‌شده در سینه‌اش را باز کرد، هندزفری را اندکی از گوشش فاصله داد و با بی‌تفاوتی گفت: «مثل اینکه تیم ملیشون بازی داره» بعد دوباره هندزفری را در گوشش گذاشت و دست‌به‌سینه شد و این بار چشمانش را بست تا در آخرین دقایق چرت صبحگاهی اولین روز هفته، کسی مزاحمش نشود.

ایستگاه بعد، پیروزی؟

در ایستگاه تقاطعی برای تعویض خط، دختر جوانی به پسری که زیر نقشه راهنمای مترو ایستاده بود و بدون هندزفری و با صدای کم بازی ایران را در جام جهانی تماشا می‌کرد، نزدیک شد و نتیجه را پرسید. پسر پاسخ داد: «هنوز یک هیچ! حیف از اون پنالتی» دختر چند دقیقه‌ای توقف کرد و بازی را از روی موبایل پسر دنبال کرد. با شنیده شدن صدای ورود قطار، دختر به سمت قطار آمد، اما پسر همچنان زیر تابلو ایستاده و غرق در تماشا بود و انگار عجله‌ای برای رسیدن به محل کارش نداشت.

در قطار جدید، تراکم تماشاگران موبایلی فوتبال بیشتر است. ترکیب جمعیتی متنوعی هم به چشم می‌خورد: خانمی با چادر مشکی که به نظرم به احترام ماه محرم، زیر چادر هم سرتا پا مکشی پوشیده بود، کارمندانی با لباس فرم سرمه‌ای و مقنعه‌هایی که دور گردن افتاده بودند و دخترانی با پوشش‌های راحت‌تر. در حالی که به گزارش مسابقه گوش می‌دادم به مسافران نگاه می‌کردم. عده‌ای با کنجکاوی به صفحات گوشی دیگران سرک می‌کشیدند. مسافر جلویی من که از سرک کشیدن‌ها چیزی به دست نیاورده بود، نتیجه مسابقه را در مرورگرش جست‌وجو کرد و دوباره وارد اینستاگرام شد. دختر دیگری هم همان خانم چادری را به همراهش نشان داد و با طعنه گفت: «بازی تیم جمهوری اسلامیه!»

خوشحالی برای آفساید

با رسیدن به محل کار، همه چیز را مثل شنبه‌های دیگر دیدم، اما یک تفاوت وجود دارد: یکی از آقایان و یکی از خانم‌های همکار، همزمان با انجام کارهایشان به گزارش بازی ایران و مصر گوش می‌دادند. هر زمان هم که لحظه حساسی می‌رسید، صدای تایپ کردن قطع می‌شد. یکی دیگر از همکاران که قبل از اولین بازی گفته بود این تیم را نماینده ایران نمی‌داند، به دقت حواسش به ریتم صدای تایپ‌ها بود و هر بار با قطع شدن صدای کیبورد، می‌پرسید: «زدیم یا خوردیم؟» و وقتی می‌شنید «هنوز هیچ‌کدام»، کارش را ادامه می‌داد.

در این میان، یکی از همکاران که مسابقه را از یک پلتفرم خارجی دنبال می‌کرد، ناگهان از جایش بلند شد و گفت: «می‌خوان چک کنن» ما که بیننده پلتفرم‌های داخلی بودیم، با تعجب به او نگاه کردیم. خویشتن‌داری کرد و آنچه را دیده بود لو نداد تا هیجان ما کم نشود. حدود ۲ دقیقه بعد، ما در پخش داخلی به تصویر گل شجاع خلیل‌زاده رسیدیم و درست در لحظه‌ای که تازه خوشحالی‌مان را آغاز کرده‌ بودیم، آن همکار مطلع، خبر از آفساید بودن گل داد.

دعاها بعد از حضور تیم «ملی» در مستطیل سبز زمین دشمن

چند دقیقه بعد، بازی با یک پنالتی از دست رفته و یک گل آفساید، به پایان رسید. ما با عقاید مختلف در دفتر کوچکمان بی‌توجه به هشتگ‌هایی که می‌خواستند تیم ملی کشورمان را غیر ملی نشان بدهند، چند دقیقه‌ای درباره حالت‌های مختلفی که می‌توانیم از گروه G صعود کنیم حرف زدیم. جمع‌بندی‌مان با همه اختلاف‌ها این بود که به عنوان کشوری که در حال جنگ بوده، در مستطیل‌های سبز زمین دشمن، خوب عمل کردیم. یکی‌مان وقتی پشت میزش برمی‌گشت می‌گفت خدا کند الجزایر و اتریش مساوی نکنند. یکی دیگر گفت کاش کنگو ازبکستان را ببرد. آن یکی هم دعای باخت کرواسی در برابر غنا را انتخاب کرد و به سر کارمان برگشتیم./ایرنا

تازه‌ها
پربیننده‌ها پربحث‌ها